طرح روی جلد آلبوم «گر نگری به سوی من» اثر فوزیه مجد
 طرح روی جلد آلبوم «گر نگری به سوی من» اثر فوزیه مجد

درباره‌ ضبطی از ساخته‌های «فوزیه مجد» با اجرای «دلبر حکیم‌اُوا»

سپهر معینی

آلبوم «گر بنگری به سویم» شامل پنج اثر برای پیانو از ساخته‌های «فوزیه مجد» آهنگساز ایرانی، با اجرای «دلبر حکیم‌اُوا» نوازنده‌ تاجیک و منتشر شده از سوی مؤسسه‌ «ماه‌ریز مهر» است.

فوزیه مجد یکی از اندک پژوهشگران موسیقی بومی و یکی از پرشمار آهنگسازان نوگرای امروز ایران ا‌ست، اما در هر دو زمینه یکی از باسابقه‌ترین‌های آنهاست. او در سال ۱۹۳۸ (۱۳۱۷) در برلین متولد شده، در تهران به مدرسه «ژاندارک» و در انگلستان به دبیرستان «مورِتون‌هال» رفته است. او توانایی‌هایش در آهنگسازی را در دوران نوجوانی‌اش نشان داد و نخستین اجرای رسمی از از باله‌ای از ساخته‌های فوزیه‌ پانزده ساله در نشریه‌ «منچستر گاردین» بازتاب نویدبخشی یافت. او تحصیل موسیقی در دانشگاه «ادینبرو» (Edinburgh) را به پایان برد و در پاریس در کلاس‌های آهنگسازی پرطرفدار «نادیا بولانژه»(۱۸۸۷-۱۹۷۹) شرکت کرد. فوزیه مجد مدتی هم در دانشگاه «سوربون» به مطالعه در رشته‌ «قوم‌شناسی موسیقی» (Ethnomusicologie) پرداخت. او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۰، در کنار انتشار مقاله‌ها و تدریس شاخه‌هایی از موسیقی اروپایی در مراکزی از جمله «انستیتو موزیکولوژی تهران»، طرحی را درباره‌ گردآوری موسیقی‌های بومی ایرا‌ن‌زمین به «سازمان رادیو تلویزیون ملی» وقت ارائه کرد و پس از تصویب شدن آن، از سال ۱۳۵۱ تا انقلاب ۲۲ بهمن به کار پژوهشی میدانی در گوشه و کنار ایران پرداخت. او پس از گذشت ده سال از انقلاب دوباره فعالیت‌های خود را در آهنگسازی، پژوهش موسیقی و آموزش از سر گرفت. فوزیه مجد ساخته‌های پرشماری را آهنگسازی کرده است؛ از ساخته‌های تکنوازی گرفته تا مجلسی، ارکستری و موسیقی برای دستکم دو فیلم از «فریدون رهنما».

دلبر حکیم‌اُوا نوازنده پیانو در سال ۱۹۵۸(۱۳۳۷) در مسکو به دنیا آمده است. او پس از گذراندن دوره‌های فراگیری موسیقی در مدرسه، به «هنرستان عالی موسیقی چایکوفسکی» در مسکو راه پیدا کرد و در سال ۱۹۸۳ از این آکادمی نشان «Diplome artistique» (دیپلم هنری) در نوازندگی دریافت کرد. او سپس در دانشگاه «دوشنبه» به تدریس و در اپرای تاجیکستان به همکاری پرداخت. حکیم‌اُوا در سال ۱۳۷۶ به ایران آمد و در کنار تدریس در دانشگاه‌های تهران به خاطر اجراهای تک‌نوازی چشمگیرش به عنوان الگو و معلم محبوب نسلی از جوانان موسیقی‌آموز در آن سال‌ها درآمد. او که پس از سال‌ها تدریس همچنان برای تمدید مجوز اقامتش در ایران با دشواری مواجه بود، سرانجام به تاجیکستان بازگشت. 

قطعه نمایش

فوزیه مجد طرح اولیه‌ قطعه « نمایش»، نخستین ساخته از این آلبوم، را در نوجوانی و به سفارش مدرسه‌ مورتون‌هال نوشته است. در حاشیه‌ نسخه‌ کنونی این تک‌قطعه قید شده است: «ای عزیز، اندوهگین مباش، اندوهگین مباش، این همه بازی است و بس.» ناهمانندی برگردان فارسی واژه‌ Play در عنوان قطعه و در این حاشیه قابل توجه است. این ساخته می‌تواند شنونده را در نخستین شنود مشعوف کند، زیرا در زمانی کمتر از پنج دقیقه لحظه‌هایی بس گونه‌گون و پر افت و خیز رقم می‌خورند. این قطعه دارای ویژگی‌های ساخته‌های نخستین یک آهنگساز باهمت نیز هست؛ پُرملات، گونه‌گون، چشمگیر و البته پر از ایده‌هایی عاریتی.

آغاز قطعه با چند تک‌ایمای بلاغی کوتاه و تک‌سک+وت‌هایی در میانشان است؛ گویی که «دبوسی» موومان پایانی از نخستین سونات ر-ماژور بتهوون را بازنویسی کرده باشد. سپس در ثانیه‌ سیزدهم فیگوری معرفی می‌شود که نقش امضای قطعه را دارد. از ثانیه‌ بیستم تپشی پُرباد و ضرب به کار افتاده و فشرده و فشرده‌تر می‌شود، اما به زودی در کمند یک خط آوازگون، که در اصل همان فیگور امضای قطعه اما با صورتی بدل است، می‌افتد و رام می‌شود. حال فیگور امضای قطعه در شمایل اصلی‌اش تکرار می‌شود و در پس آن باز تپش پرباد و ضرب پیشین. اما جریان موسیقی در حالی که به دقیقه نخست نرسیده، لحظه‌ای متوقف و صحنه عوض می‌شود؛ یک چُرت «سویینگ» سبُک و مست که هر از گاهی با نقب‌هایی کوتاه از تپش پرباد و ضرب پیشین پاره می‌شود، اما باز از سر گرفته می‌شود. در این بین رشته‌ای از دوبل‌نت‌های بم، که در اصل از جنس همان تک‌ایمای شروع قطعه هستند، از راه می‌رسند و پله به پله به وسط بازی جستن می‌کنند. از ربع دقیقه دوم الگوی ریتمیک گسترش یافته‌ای، برگرفته از همان تک‌ایمای شروع قطعه، سه بار در سه رج تکرار می‌شود. حال عالیجناب سویینگِ از چُرت پریده، مضطربانه با رشته‌ دوبل‌نت‌های زمخت بم رودررو می‌شود، اما به زودی از حنجره می‌افتد، حال آنکه دوبل‌نت‌های بم همچنان به رژه رفتن ادامه می‌دهند. از نیمه‌ دقیقه دوم فیگور امضای قطعه با چهره‌ای مبدل و به شیوه‌ای که به دستخط «شومان» در «فانتزی در دو-ماژور» می‌ماند، با دنباله‌ دوبل‌نت‌های بم می‌آمیزد. سپس التهاب بالا می‌گیرد و جریان موسیقی به شکلی افسارگسیخته فوران می‌کند تا اینکه در سه‌ربع دقیقه دوم به نقطه ذوب می‌رسد. روند فروکش کردن به دمای پایدار تا چندی پس از دقیقه دوم به درازا می‌کشد؛ آن هم در زمینه‌ زنجیره‌ای پیوسته از همان تک‌ایمای آغاز قطعه، که هر از گاهی هم از زیر گدازه‌ها شراره‌ای درمی‌رود. فیگور امضای قطعه دوباره در شکل اصلی خود نمودار می‌شود (ثانیه یکصد و سی) و پیرو آن باز تپش پرباد و ضرب، اما کمی بعد روند موسیقی دچار درنگی می‌شود و رشته‌ کار برهم می‌خورد؛ آنچه که از حالا (ثانیه‌ی یکصد و چهل و هشت) به گوش می‌آید، در کمال خوش‌بینی تنها ادای دینی است به «واسیلیویچ راخمانینوف» و لاغیر، اما چرا؟! 

در هر حال از چند لحظه‌ای مانده به دقیقه چهارم فیگوری بم و درخودپیچ که فشرده‌ای از خم و پیچ‌های دقیقه‌ پیشینش است، و به پایان دومین سونات سُل-ماژور بتهوون هم کم‌شباهت نیست، وصله‌ راخمانینوف را به بخش پایانی این «نمایش» هدایت می‌کند. اینک شاید در سه‌ربع دقیقه‌ پایانی الگوی پرباد و ضرب پیشین که دیگر از تپش افتاده، همان عبارت درحاشیه را ادا می‌کند، که: «ای عزیز، اندوهگین مباش، اندوهگین مباش، این همه بازی است و بس.» در واپسین ثانیه‌ها فیگور امضای قطعه تنها تا به نیمه می‌رسد و در پس آن تنها صوتی آرام و ممتد باقی می‌ماند و سرانجام سکوت!

فوزیه مجد، جدا از این قطعه، در بسیاری از ساخته‌هایش همواره به موسیقی بومی ایران رجوع می‌کند. ساخته‌ بعدی «برای ستاره‌ها» در شش موومان، اثری به راستی تازه و شنیدنی است. آهنگساز نوجوان «نمایش» اینک در «برای ستاره‌ها» آشکارا اسلوب شخصی پخته و شخصیتی جاافتاده یافته است. اثر بعدی «پایکوبی در دهکده» ساخته‌ای باز از دوران جوانی آهنگساز بوده که البته در سالیان بعد مورد بازنگری قرار گرفته است. اساس این تک‌قطعه گسترش و ترکیب‌های بی‌شمار گوناگون دو فیگور ریتمیک است که هر یک از آن دو ریشه در آیین‌های بومی دارند. ساخته‌ دیگر «سوییت ایرانی» باز شامل شش موومان، محصول آمیزش شیوه‌ آهنگسازی اروپایی و الهام از کویر است. می‌توان این ساخته را ده‌ها بار شنود، ساعت‌ها بررسی فنی کرد و درباره‌اش تز دانشگاهی نوشت. سرانجام چهار «آواز پرِما» در پایان این مجموعه، برآمده از روی دیگری از منش یک آهنگساز اینک سوفی‌مسلک هستند و متعلق به جهانی دیگر. این چهار قطعه‌ شنیدنی پایانی که در اصل آوازی عبادی بوده‌اند، قصه‌ای خواندنی دارند. شرح ماجری این آوازها در دفترچه سی‌دی «گر بنگری به سویم» که عنوانش را هم از همین آوازها برگرفته، آمده است.

اجرای دلبر حکیم‌اُوا در این ضبط بی‌نقص و به متن ساخته‌های فوزیه مجد وفادار است. او این قطعه‌ها را پیشتر در دی ماه سال ۱۳۷۹ در تالار رودکی با حضور آهنگساز نواخته بوده است. هرچند صدابرداری و پیانوی بکار رفته در این آلبوم همگام با استانداردهای جهانی نبوده‌اند، اما ضبطی قابل قبول از کار درآمده است و این وامدار اجرای استوار دلبر حکیم‌اُوا بوده است. 

کلام آخر اینکه فوزیه مجد در ساخته‌های دوران پختگی‌اش یکی از انگشت‌شمار آهنگسازان ممتاز ایران است. دستکم دو مجموعه‌ دیگر از ساخته‎های او نیز تاکنون منتشر شده‌اند که بایسته است شنوده و درباره‌شان گفته و نوشته شوند. این چند سطر تنها سرخطی بر کار فوزیه مجد و دلبر حکیم‌اُوا بود.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما فرستید از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام  ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید

موضوعات مرتبط