به تعداد دفعاتی فکر کنید که به عنوان معلم یا مدیر آموزشی این جمله یا جملات شبیه به آن را از شاگردان شنیده‌اید. تلاش کنید محیطی را که این جمله را در آن شنیده‌اید به یاد بیاورید. با یک همکار صحبت کنید و ببینید:

▪ آیا این جمله را موقع شکایت کردن گفتند؟

▪ طرف خطابشان که بود؟

▪ منظور شاگردان از گفتن آن چه بود؟

▪ تصور آن ها از معلم انگلیسی "واقعی" چیست؟

▪ معلم با تصور آن‌ها چه فرقی داشت؟

در بسیاری از محیط‌ها در سطح جهان، تصورات درباره معلم انگلیسی "واقعی" بر اساس کلیشه‌هایی ست که به نژاد و قومیت ربط دارند. فکر کنید تصویرهایی که در ادامه می‌بینید چه کلیشه‌های شخصیتی را نشان می‌دهند و آیا با تجربه تدریس شما همخوانی دارند یا خیر.

شاگردان ما چه انتظاری دارند و چه چیزی دریافت می‌کنند؟

نمونه 6- مرکز آموزشی شورای فرهنگی بریتانیا/ سوریه

در سال 2004، امیر رمضان و پاول کِی درباره تصورات شاگردان درباره قومیت معلمانشان در مرکز آموزشی شورای فرهنگی بریتانیا در دمشق تحقیق کردند. در آن زمان، یک سوم تیم معلمان از اقلیت‌های قومی بریتانیا بودند. با این معلمان مصاحبه شد و قومیت‌های آن‌ها شامل موارد زیر بود:

▪ بریتانیایی پاکستانی

▪ آسیایی

▪ بریتانیایی مسلمان آسیایی

▪ خاورمیانه‌ای

▪ آسیایی/عرب بریتانیایی

در مصاحبه‌های گروهی متمرکز و پرسشنامه از شاگردان پرسیده شد که آن‌ها انتظار داشتند پوست معلمشان چه رنگی باشد. شصت درصد جواب دادند سفید.

در مصاحبه با معلمان از آن‌ها پرسیده شد:

آیا رفتاری را تجربه کرده‌اید که نشان دهد شاگردان درباره سابقه قومی شما یا دیگر معلمان انتظاراتی دارند؟

اینجا منتخبی از جواب‌ها را می‌بینید. وقتی آن‌ها را می‌خوانید ببینید که آیا چنین اتفاقی برای شما یا همکار دیگری رخ داده یا خیر.

"من مدام برخوردهای منفی از شاگردان می‌گرفتم چون منتظر یک کسی شبیه هیو گرانت بودند. بعضی از شاگردان به همین خاطر تقاضا کردند که به کلاس‌های دیگر منتقل شوند..."

"تصوراتشان بر اساس ادبیات کلاسیک بریتانیاست: آدمی مودب، تحصیلکرده، سفیدپوست و با تلفظ جنوب انگلستان..."

"باید بگویم که اولش خیلی ناراحت شده بودم و از سوال‌هایشان شگفت‌زده می‌شدم. یک دوره‌ای کاملاً جانم به لبم رسیده بود..."

چه کار می‌توانیم بکنیم؟

درس‌هایی از کلاس

به عنوان معلم، ما نیاز به انبانی پر از رهیافت‌های عملی برای ارتقای آگاهی و مقابله با انتظارات کلیشه‌ای داریم. در ادامه چند ایده آمده که به نظر معلمانِ مرکز دمشق موفقیت‌آمیز بود:

▪ شناختن شما

به طور مشخص قومیت خود را با شاگردان مطرح کنید. فعالیت‌هایی برای شناختن همدیگر اجرا کنید؛ در چنین فعالیت‌هایی سوال‌هایی مثل "واقعاً کجایی هستی؟" به شکل مناسب‌تر و پذیرفتنی‌تری مطرح می‌شود.

▪ مواد آموزشی واقع‌گرا

از مواد آموزشی واقع‌گرا در درس هایتان استفاده کنید تا نشان دهید بسیاری از کشورها در جهان چند قومیتی هستند. به طور مثال در مورد بریتانیا می توانید از محصولات شنیداری که بریتانیایی‌های معروف مثل مایلین کلاس، لوئیس همیلتون و کانی هاک در آن هستند، استفاده کنید. این باعث می‌شود که شاگردان کلیشه بریتانیاییِ بلوندِ چشم آبی را مورد سوال قرار دهند و آگاهی‌شان بالا رود.

▪ مضامین درسی

می‌توانید از مفهوم "چندفرهنگی" به عنوان یک مضمون برای مهارت‌ها و درس‌های زبان-محور استفاده کنید تا پس‌زمینه و محتوای واقعی ایجاد کنید.

معلمانی که زبان اولشان انگلیسی نیست

آن‌هایی که تبعیض و تعصب به خاطر قومیت را تجربه نکرده‌اند، ممکن است با تصورات منفی شاگردان بر این اساس که انگلیسی زبان اولشان هست یا نه، مواجه شده باشند.

مایکل کسلر (2003:1) توضیح می‌دهد که چگونه:

بخش بزرگی از نیاز آینده برای معلمان انگلیسی، توسط کسانی برآورده خواهد شد که انگلیسی زبان اولشان نیست. این تغییر جهتِ صنعت آموزش زبان چالش‌های بیشتری ایجاد می‌کند، از جمله نیاز به بازبینی و سنجیدن واکنش شاگردان به محیط جدید کلاس.

نمی‌توانیم انکار کنیم که بسیاری از شاگردان در سراسر جهان معلمی می‌خواهند که انگلیسی زبان اولش باشد. هرچند ما نیز می‌توانیم آگاهی آن‌ها را با برشمردن مزایای داشتن یک معلم چندفرهنگی بالا ببریم. معلمان چند فرهنگی:

▪ دارای سرمایه فرهنگی‌ای هستند که دانشی باارزش در راستای دانستن پیش‌زمینه شاگردان و تدریس بر آن اساس در کلاس است.

▪ آگاهی زبانی بالایی دارند و دانششان درباره زبان اول شاگردان منبعی باارزش است.

▪ می‌توانند با شاگردان همدلی کنند چون خودشان هم انگلیسی را به عنوان زبان دوم یاد گرفته‌اند و می‌توانند رهیافت‌های آموزشی امتحان‌شده در اختیار آنان بگذارند.

نمونه 7- مرکز آموزشی شورای فرهنگی بریتانیا/ قطر

از آغاز سال 2009، انگلیسی زبان دوم پنجاه درصد معلمانی ست که در مرکز آموزشی شورای فرهنگی بریتانیا در دوحه کار می‌کنند. آن‌ها پیش‌زمینه‌های بسیار متفاوتِ زبانی و ملیتی دارند، شامل: بلغاری، مصری، هندی، ساحل عاجی، روسی و صرب. برای سنجش واکنش شاگردان در جریان بازارسنجی و مصاحبه‌های گروهی به عربی، روی این مسئله تاکید شد. به طور کلی، شاگردان واکنش مثبتی نشان دادند و بعضی ترجیح می‌دادند که به جای کسانی که انگلیسی زبان اولشان است در کلاسِ این معلم‌ها باشند چون آن‌ها گاهی "خیلی تند حرف می‌زنند" یا "کلمات را واضح تلفظ نمی‌کنند".

 ما باید توقعات شاگردان درباره زبان اول یا دوم معلم را مدیریت کنیم. می‌توانیم این کار را با انتشار معیارهای استخدام معلمان در بروشورها، تخته اعلانات و کلاس‌ها انجام دهیم.

این‌ها معیارهایی ست که ممکن است بخواهید استفاده کنید:

همه معلمانِ ما:

▪ کاربران ماهر زبان انگلیسی به عنوان یک زبان میانجی هستند

▪ آموزش‌دیده و واجد صلاحیت هستند (در دوره‌هایی شرکت جسته‌اند که تمرینات آموزشی مداوم داشته‌اند و تحت نظارت بوده‌اند)

▪ باتجربه‌اند و در سطوح و دوره‌های مختلفی درس داده‌اند

▪ به ارتقای حرفه‌ای تعهد دارند (در دوره‌های بیشتری شرکت می‌کنند، در INSETT شرکت می‌کنند، با دیگران همکاران ایده‌ها و مواد آموزشی را در میان می‌گذارند، مقالات مربوط به آموش زبان انگلیسی می‌خوانند، در کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند و غیره)

▪ دوست دارند رویکردهای جدید آموزشی را تجربه کنند

▪ قادرند دروس را با توجه به نیازها و اهداف شاگردان برای یادگیری انگلیسی تغییر دهند.

موضوعات مربوط