طرح جلد کتاب «لولیتا خوانی در تهران» اثر آذر نفیسی
طرح جلد کتاب «لولیتا خوانی در تهران» اثر آذر نفیسی

به مناسبت سخنرانی آذر نفیسی در لندن در مورد گروه کتاب‌خوانی مخفی‌شان در تهران

مژگان وزیری

روز ۸ ژوئن ۲۰۱۶ خانم آذر نفیسی در مورد رمان لولیتا، اثر ولادیمیر ناباکوف، در کتاب‌فروشی واتراستون شعبه پیکادلی در شهر لندن سخنرانی کرد. او نویسنده‌ی کتاب خاطرات  لولیتا خوانی در تهران است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و در رده‌ی پرفروش‌ترین کتاب‌ها قرار گرفت و تا کنون به سی و دو زبان ترجمه شده است. کتاب، روایت یک گروه کتاب‌خوانی مخفی است که نفیسی، استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه تهران، در دهه ۶۰ به مدت ۲ سال در خانه‌اش برگزار می‌کرد. این گروه متشکل از هفت زن، از علاقه‌مندترین دانشجویان نفیسی، با پیشینه‌های بسیار متفاوت بود که به مطالعه و تفحص در آثار ادبی ممنوعه ازجمله نوشته‌های ناباکوف و فیتزجرالد می‌پرداختند.

نفیسی جلسه را با ابراز خوشوقتی از حضور در جمعی که «باید در آن باشد» و صرفاً به‌ واسطه «دغدغه‌شان درمورد ادبیات» دور هم جمع شده‌اند، آغاز کرد. او که هم اکنون در دانشکده‌ی مطالعات بین‌الملل دانشگاه جان هاپکینز تدریس می‌کند، سخنرانی بسیار صمیمی و جذاب است و درنتیجه، جای تعجب نبود که صحبت‌های پرشورش متعاقباً بحث‌های جالبی را بین حضار برانگیخت.

لولیتاخوانی در تهران زندگی روزمره نفیسی و دانشجویانش را تحت سلطه‌ی رژیم تمامیت طلب ایران به تصویر می‌کشد. کتاب گزیده‌ای است از رمان‌هایی که می‌خواندند و تشابهاتی که بین این آثار و تجارب شخصی‌شان می‌یافتند. همچنین، نفیسی نظریه‌ای در مورد قدرت دگرگون‌کننده داستان در ارتباط با واقعیت مطرح می‌کند؛ رابطه‌ای که سلبی یا ایجابی است؛ او از باورادبیات به آزادی فردی سخن می‌گوید.

نفیسی تصویری از زنان ایرانی به دست می‌دهد که با تصویر یکسانی که به‌طور غالب در رسانه‌های غربی از زنان مسلمان (به‌صورت محجبه، با چهره‌هایی بی‌حس، و مغایر با همه نشانه‌های متعارف زن در جوامع غربی) نشان داده می‌شود، در تضاد است. زنان او مطالعه می‌کنند، فکر می‌کنند، بحث می‌کنند، حس می‌کنند، رویا می‌بینند و اشتیاق دارند. اما همگی در فضایی استبدادزده اسیرند و احساس بیگانگی می‌کنند. جمله‌ای از ناباکوف هست که نفیسی به‌دفعات به آن ارجاع می‌دهد:« خوانندگان آزادمتولدشده‌اند و باید که آزاد بمانند». نفیسی خوانندگان را تشویق می‌کند تا آزادانه و آشکارا آنچه را که می‌خوانند و چگونگی خوانش خود را فارغ از اولویت‌های هر گروه و نخبه‌ای انتخاب کنند. و نفیسی خود در خوانشش بر آن است تا نظراتی را که درباره رژیم ایران پس از انقلاب و همه نظام‌های تمامیت‌خواه دارد، مطرح کند. از میان آثاری که خواندند، او و شاگردانش، لولیتای ناباکوف را بیش از همه استعاره‌ای از شرایط ایران و به‌طورکلی الگوی تفکر استبدادی یافتند.

هامبرت هامبرت، راوی خودشیفته‌ی ناباکوف، می‌خواهد زندگی دختر نوجوانی را به کنترل خود درآورد، ویژگی‌های بالقوه لولیتا را از او سلب کند و تصویر ذهنی خودرا برواقعیت او تحمیل کند. اوبه واقعیت لولیتا کور است. لولیتا مدام توسط آنکه سرکوبش می‌کند، تعریف می‌شود. دردناک آنجاست، که لولیتا باید هر شب به آغوش او پناه برد چراکه جای دیگری ندارد.

و نفیسی بر این باورست که این، داستان زنان ایران زیر سیطره‌ی رژیم مستبدی است که «تصویرذهنی‌اش را بر واقعیت ما تحمیل می‌کند و ما را به تصاویری موهوم از تخیلش تبدیل می‌کند».

با این همه نفیسی اظهار می‌کند که «من سیاسی نیستم». او تلاش‌هایش را بیشتر «مبارزه‌ای هستی‌گرایانه» تلقی می‌کند. او در سخنرانی خود گفت «ما دائماً باید برای حفظ روح ملتمان و روح خودمان مبارزه کنیم». فارغ ازآنکه نفیسی آراء خودراچگونه دسته‌بندی می‌کند، ایده‌اش در خوانش استعاری لولیتای ناباکوف، بسیار خلاقانه و نویدبخش به نظر می‌رسد. «ناباکوف می‌توانست در مورد استالین بنویسد ولی این کار را نکرد و در عوض درباره ذهنیت تمامیت‌خواه نوشت». نفیسی ادامه داد «نویسندگان بزرگ پیام مستقیم نمی‌دهند» ولی نفیسی خود ازاین شیوه بهره نمی‌گیرد و در قالبی از زبان تحریک آمیز، آمیخته با سیاستی کم‌مایه فرومی‌رود که بیشتر به سیاق فعالان شبکه‌های اجتماعی می‌ماند. او دقیقاً بر چیزی تأکید می‌کند که در نظام‌های اشتراکی و تمامیت‌خواه به‌شدت سرکوب می‌شود؛ یعنی همانا یکتایی بی‌بدیل فرد که مستلزم و منادی امکانات شگرفی است حاصل از آزادی نامحدود انتخاب.

تجارب شخصی نفیسی از شرایط زنان در جامعه اسلامی، به تصاویر و توصیفاتش جلوه‌ای اصیل می‌دهد. او تلاش می‌کند با مصائب دانشجویانش همدلی و همذات پنداری کند، ولی از محدوده‌ی تجربه‌ی ناخوشایند خودش در ایران اسلامی فراتر نمی‌رود. نفیسی با تأکید بیش از حد بر تأثیرات سیاسی سودمند داستان خوانی، درنهایت در پی آن است تا تصویر ذهنی‌اش را حفظ کند؛ تصویری که در آن کشف حجاب و خواندن آثار ناباکوف در خانه‌اش، نه تنها به لحاظ شخصی التیام‌بخش بلکه از منظر سیاسی هم حرکتی منحصربه‌فرد بوده است.

اگرچه نفیسی تصویر متفاوتی از زنان ایرانی در حوزه‌ی فردی ارائه می‌دهد، ولی آن‌گونه که در ارتباط با جامعه به تصویرشان می‌کشد، تأیید این پیام است که زنان مسلمان نیازمند ناجی‌اند. بسیاری از منتقدان، موفقیت کتاب نفیسی را زیر سؤال برده‌اند و آن را ناشی از برانگیختن کلیشه‌های اسلام هراس وشرق شناسانه(اورینتالیستی) دانسته‌اند. چنین نقدی می‌تواند تا حدودی صحت داشته باشد. ولی قدرت اغواگر کتاب، همچنین، از به‌کارگیری ایدئولوژی‌هایی نشأت می‌گیرد که به یکتایی افراطی فرد، ارزش جهان‌شمول ادبیات و قدرت دگرگون کننده‌اش می‌پردازند. مشکل اینجاست که نفیسی صرف به‌کارگیری زبان اومانیسم لیبرال را مترادف با حقیقت رهایی‌بخشِ غایی می‌داند و ریشه‌های ایدئولوژیک و دلالت‌های سیاسی آن را انکار می‌کند.

گرچه نفیسی با حسن نیت ادعای رویکردی فراگیر و دربرگیرنده‌ی زنانی «با پیشینه‌هایی بسیار متفاوت» را دارد ولی به نظر می‌رسد که او درواقع به «نوع خاصی از افراد» علاقمندست؛ به آنان که صرفاً «به‌واسطه دغدغه‌‌‌شان در مورد ادبیات» دربین آن‌هاست؛ کسانی که پذیرای تصویر ذهنیش هستند و مؤید تفسیر او از واقعیت. نفیسی آن زنانی را که، علیرغم همه نارضایتی‌ها و محدودیت‌ها، پوشیدن حجاب را «غصب» هویت و زایل شدن انتخاب‌های وجودی آنان در زندگی تلقی نمی‌کنند، درنظرنمی‌گیرد. حتی وقتی در نظر می‌گیرد هم، آنها را افرادی فریب‌خورده و سرکوب‌شده می‌بیند که تحمل آموزه‌های رهایی‌بخش او را ندارند، چرا که این آموزه‌ها موجب می‌شود احساس کنند که با «دنیای محدودی که رهبرانشان به آنها وعده داده‌اند» در حقشان «خیانت» شده است. نفیسی وجود دیگرانی که ارزش‌هایشان به‌راستی در تضاد با اوست ولی همچنان قادرند بیاندیشند را به رسمیت نمی‌شناسد؛ دیگرانی که صرفاً پذیرای انعکاسات ذهنی رهبران خودکامه خود نیستند.

به علاوه هر ملتی، و هر شهروندی، به نوبه‌ی خود، تصویرها و تصوراتی در ارتباط با حاکمان و دولت دارد که تا حدی، شکل‌دهنده و تعیین‌کننده‌ موازنه‌ سیاسی اجتماعی است. آیا به‌کارگیری گفتمان اراده‌گرایی برای آنکه آزاداندیش و دموکراسی خواه تلقی شویم، کافی است؟ آیا نفیسی واقعیت بسیاری از زنان ایرانی را که در «عشق» او به «آثار بزرگ ادبی» شریک نیستند نادیده نمی‌گیرد؟ به‌راستی لولیتا کیست؟

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط