نگاهی به کتاب «شازده حمام» نوشته‌ی محمد حسین پاپلی یزدی

حسام فلاح

 

گرچه فرم‌های زندگی‌نامه، خاطره‌نویسی، سفرنامه و آن چه در مجموع ادبیات غیرداستانی نامیده می‌شود در فضای فرهنگی ایران شناخته‌ شده و دارای نمونه‌های مشهور و برجسته است، در اغلب موارد این نمونه‌های برجسته به دنیای سیاست محدود می‌شوند و ارزش‌شان را نیز مدیون اهمیت و شأن تاریخی‌شان هستند. خاطرات و اتوبیوگرافی‌ها معمولاً محدود به رجال سیاسی است و کم‌تر کسی حیات ساده‌ی زیسته‌اش را شایسته‌ی مکتوب شدن می‌داند. سوانح و جرایمی که صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها را پر می‌کنند کمتر به پیگیری و انتشار کتابی درباره‌ی آن رخدادها منجر می‌شود و چهره‌های سرشناس هیچ عرصه‌ای حتی ورزش و سینِما نیز به ندرت موضوع کتابی قرار می‌گیرند.

طی سال‌های اخیر اما، می‌توان شاهد بروز نوعی حساسیت جدید مستندنگارانه بود، که احتمالاً ناشی از محو تدریجی برخی سبک‌های زندگی و احساس نیاز جمعی به ثبت آن‌هاست. تهران، برای مثال، در سال‌های اخیر موضوع انبوهی آثار ادبی و سینمایی شده است و انتشار خاطرات جنگ هشت ساله‌ی ایران و عراق هم رونقی تازه یافته است. در چنین فضایی، کتابی ساده و خوش‌خوان که از خاطرات زندگی ساده‌ی پسربچه‌ای در یزد سال‌های ۱۳۳۰ می‌گوید، نه تنها به خاطر روایتش از سبک‌های ازدست‌رفته‌ی زندگی ارزش دارد، بلکه به ادبیات داستانی این سال‌ها هم تلنگر می‌زند که می‌توان با دست شستن از انبوه بازی‌های فرمی، بار دیگر واقعیت پیرامون و تجربه‌ی زیسته را جدی گرفت.

«شازده حمام» خاطرات کودکی حسین پاپلی یزدی در محله‌ای فقیرنشین در شهر کهن و کویری یزد است. پاپلی که دانش‌آموخته‌ی جغرافیا در ایران و استاد مدعو دانشگاه سوربن است و در تحقیقاتش بر توسعه‌ی روستایی تمرکز داشته، در روایت خود از ماجراهای کودکی‌اش هم توجه خواننده‌ را به پدیده‌ی باستانی قنات، نظام آبیاری و فاضلاب در شهرهای کویری و نخستین تأثیرات مدرنیزاسیون جلب می‌کند ولی در نهایت خط ربط انبوه خاطرات دو جلدی‌اش، همان چشمان ناظر کودکی یتیم در محله‌ای فقیر است که بالاخره با تحصیل مفرّی از محیطی بسته و مردسالارانه می‌یابد. 

یزد به عنوان شهری کوچک و مذهبی در مناطق کویری مرکز ایران همچون اغلب مناطق کشور (به جز چند شهر اصلی مثل تهران و اصفهان یا مناطق نفتی همچون آبادان) هنوز تا دهه‌ی ۱۳۴۰ نشانی از توسعه به خود ندیده بود و زندگی در آن همانی بود که قرن‌ها پیش؛ از همین روست که راوی کتاب «شازده حمام» خود را چند هزار ساله می‌داند و تصویرش از زندگی روزمره‌ی دوران کودکی می‌تواند همانی باشد که چند صد سال قبل هم تجربه می‌شده است. 

پاپلی توصیفی پرجزئیات از سازوکار حیات پیدا و پنهان یزد می‌دهد که نمونه‌ی اعلایش درمورد نظام آب و فاضلاب است (اهمیت آب در کل تمدن خشک ایران و تأثیر آن بر فرایند توسعه‌ی تاریخی این منطقه اهمیت قطعات این کتاب درمورد فاضلاب و حمام و آب را دوچندان می‌کند). در بسیاری از مناطق یزد از نظام آبرسانی قنات استفاده می‌شده است که قدمتی چند هزار ساله دارد، اما در محلات فقیرنشین حومه که سطح زمینش بالاتر بوده و دسترسی به قنات نداشته‌اند، تأمین آب به وسیله‌ی آب‌انبارهای مشترک بوده است.  پاپلی توضیح می‌دهد که تا دهه‌ی ۱۳۳۰ این خانه‌ها برای تأمین آب‌شان از حوض وسط حیاط استفاده می‌کردند که ماهی یک بار با سطل و از آب‌انبار محله پر می‌شده است. همین نظام آبی باعث می‌شده که حمام هم فقط به صورت عمومی وجود داشته باشد و به محلی تبدیل شود برای تبادل اطلاعات و سرک کشیدن به نه تنها زندگی بلکه بدن دیگران. با ورود آب لوله‌کشی، بدن‌ها هم حریم یافتند. 

نظام فاضلاب هم پیوند جالبی با کشاورزی داشته است. محتویات چاه‌های فاضلاب خانه‌ها فروخته می‌شده است؛ شتردارانی می‌آمده‌اند و پولی به صاحب‌خانه می‌دادند تا اجازه دهد فاضلاب‌شان را با سطل از چاه خالی کنند و به سر کوچه ببرند و بگذارند چند روز همان‌جا بماند تا خشک شود و بعد با خاک و خاشاک قاطی‌اش کنند و ببرند به عنوان کود به کشاورزان بفروشند.  

این توصیف‌ها از سازوکار زندگی مدنی یزد در دهه‌ی ۱۳۳۰ در آستانه‌ی تحولات شهری (برای مثال پاپلی ابتدا در مکتب نزد ملا درس خوانده و بعد در مدرسه) تنها پس‌زمینه‌ی انبوه خاطرات شخصی تلخ و شیرین پاپلی از محله‌شان است؛ محله‌ای که در آن از کودکان برای توزیع مواد مخدر استفاده می‌شود، ناظم مدرسه با صاحبان کارگاه‌ها زدوبند دارد تا بچه‌ها را از مدرسه بتاراند و به کار بفرستد، دختر همسایه هر شب کتک و داغ می‌خورد که چه کسی حامله‌اش کرده غافل از این که شکم دختر بر اثر تومور بالا آمده، و معیار تفکیک بچه‌ها در محلِ تحصیل داشتن یا نداشتن شپش است. در تقابل با این‌ها، تهران دهه‌ی ۱۳۴۰ است که راوی پس از سفری بیست ساعته بدان پا می‌گذارد (این سفر حالا بین ۵ تا هفت ساعت طول می‌کشد) تا سالاد، ماکارونی، اتوبوس داخل شهر، و البته روابط جدید شهری را تجربه کند.         

 

این نوشته تنها نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org بفرستید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط