بخشی از طرح جلد «بلوز پارسی» اثر دارا نراقی و برنت بومن
بخشی از طرح جلد «بلوز پارسی» اثر دارا نراقی و برنت بومن ©

NBM Publishing

کتاب مصور نسخه‌ ایرانی: تار و پودی از کلمات و تصاویر

هما نراقی

همه احتمالاً با پرسپولیس نوشته‌ مرجان ستراپی آشنا هستید، مجموعه کتاب‌های مصوری که بین سال‌های ۲۰۰۰ - ۲۰۰۳ به زبان فرانسه و در سال‌های  ۲۰۰۳ - ۲۰۰۴ به انگلیسی به بازار آمد. ساخت فیلمی انیمیشن با اقتباس از کتاب‌ها، به کارگردانی مرجان ستراپی و ونسان پارونو و برنده شدن جایزه‌ی ویژه‌ هیئت داوران به همراه فیلمی دیگر در جشنواره‌ کن ۲۰۰۷ شهرت تازه‌ای برای پرسپولیس رقم زد.

وقتی فیلم برای نخستین بار در آمریکا به نمایش عمومی گذاشته شد، من و عده‌ای از دوستان ایرانی به تماشای آن رفتیم. پیش از دیدن فیلم، کتاب را در کتابفروشی دیده و ورق زده بودم. قسمت‌هایی را که خوانده بودم دوست داشتم اما هیچ‌وقت کتاب‌ها را نخریده بودم. ژانر کتاب مصور ژانر ادبی مورد علاقه‌ من نبود و به علاوه با توجه به تجربه‌ای که نسبت به آثار انگلیسی‌زبان مربوط به ایران داشتم خیلی به تعریف‌هایی که از کتاب می‌شد اطمینان نداشتم.

مسأله اینجاست که بسیاری از آثاری که درباره‌ ایران به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر می‌شوند آثار ناامیدکننده‌ای هستند. نگاهی انتقادی به کتاب‌ها و دیگر آثار هنری که در ایران یا درباره‌ ایران ساخته می‌شود و در غرب مورد توجه قرار می‌گیرند مشابهت‌هایی را میان این آثار و استقبال از آن‌ها نشان می‌دهد: بسیاری از آن‌ها فقط به خاطر قصه‌هایی که از کشور و مردمانی ناشناخته ارائه می‌دهند مورد توجه قرار می‌گیرند. اما رویارویی و آشنایی‌ای که به واسطه‌ این قصه‌ها برای خواننده با «دیگریِ» دور از دسترس ممکن می‌شود چیزی جر رویارویی‌ای محدود،‌ اگر نه نادرست، نیست. این قصه‌ها  دیدگاه‌های کلیشه‌ای خواننده‌ها را به چالش نمی‌کشند و اجازه می‌دهند آن‌ها همان دیدگاه‌های آشنای خود را بازسازی کنند. اغلب وقتی به کیفیت هنری و ادبی، انتخاب‌های سبکی و فرمی‌ (و حتی روایی‌) این آثار توجه می‌کنیم و کلیت آن‌ها را به عنوان اثری هنری یا ادبی مورد بررسی قرار می‌دهیم، در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که استقبال‌ها و تعریف‌ها توجیه‌نشده هستند و یا بدتر اینکه این آثار در واقع آثاری ضعیف و شکست‌خورده‌اند. (و البته این‌ها مسلماً به معنی نادیده گرفتنِ استثناهای انگشت‌شمار نیست.) این روند به طور قطع مانع رشد هنر و هنرمند ایرانی خارج از ایران و عدم فراهم آمدنِ زمینه‌ هرگونه مبادله‌ فرهنگی‌ و هنری سازنده‌ای می‌شود.

به خاطر همین دغدغه‌ها بود که آن شب وقتی در سالن سینما به تماشای پرسپولیس نشستم منتظر بودم سرخورده شوم. اما فیلم ستراپی متفاوت بود. او برای پرده برداشتن و ژست گرفتن قصه نمی‌گوید. او برای تربیت خواننده/بیننده‌ ناآشنا با ایران و تجربه‌ ایرانی یا برای به نمایش درآوردن جنایت‌ها یا قربانی شدن‌ها یا زنده بودن‌های این مردم قصه نمی‌گوید. او قصه می‌گوید همان طور که قصه‌گو باید قصه بگوید، به خاطر خود قصه‌ها و فقط با فکر کردن به آن‌چه قصه‌ها می‌طلبند.

پرسپولیس خاطرات زندگی در ایران و سختی‌های مهاجرت را به زیبایی به تصاویری که سرشار از جزئیات است پیوند می‌زند، جزئیاتی که هرکدام دنیایی را برای مخاطب ایرانی زنده می‌کنند و در عین حال بدون این که گرفتار کلیشه‌ها و کلی‌گویی‌ها و شعار دادن‌ها شوند مخاطب غیرایرانی را به این دنیا معرفی می‌کنند. در آن سالن سینما تلاش برای احساساتی نشدن بی‌فایده بود. از مادربزرگ و گل‌های یاسش، از چالش‌های نوجوانی گرفتار در دنیای بایدها و نبایدها، از مهاجری که احساس می‌کند نمی‌خواهندش، از ماجراهای زنی جوان و غیره هیچ گریزی نبود. بالاخره اشک‌ها سرازیر شد. بسیاری از ایرانی‌های داخل سالن به دنیای کودکی‌ای بازگشتند که دیگر هیچ وقت باز نمی‌گشت. بسیاری از آمریکایی‌های داخل سالن به دنیایی دعوت شدند که هرچند ناآشنا اما چون هر تجربه‌ انسانی دیگر آشنا و قابل لمس بود.

بعد از تماشای فیلم دوباره به سراغ کتاب‌ها رفتم. از آن زمان به بعد هر موقع هر غیرایرانی‌ای به آن‌ها  اشاره می‌کند می‌گویم که پرسپولیس یکی از معدود کتاب‌های غیرفارسی درباره‌ی ایران است که دوستش دارم و به خوانندگانی که دنبال کتاب و داستان‌هایی از ایران می‌گردند معرفی‌اش می‌کنم.

اما جز پرسپولیس کتاب‌های مصور دیگری هم درباره‌ی ایران وجود دارند که چندان مورد توجه قرار نگرفته‌اند و بد نیست در این‌جا نگاهی به آن‌ها بیاندازیم:

بلوز پارسی Persia Blues (دو جلد) دارا نراقی و برنت بومن. در این دو کتاب ما با شخصیتی به نام مینو همراه می‌شویم و ماجراهایی را در چند دنیای مختلف پشت سر می‌گذاریم: دنیایی افسانه‌ای که عناصری از ایران باستان و آمریکا را در کنار هم قرار می‌دهد، دنیای امروز ایران، و دنیای امروز ایالت اوهایو در آمریکا. کتاب در سال ۲۰۱۴ جایزه‌ی اِسپیس SPACE (جایزه ناشران کوچک و کمیک استریپ‌های آلترناتیو) را برای بهترین رمان مصور از آن خود کرد و در همین سال نامزد دو جایزه‌ دیگر هم شد.

مسخ ایرانی An Iranian Metamorphosis اثر مانا نیستانی که ابتدا در کشور فرانسه و سپس توسط نشر آنسیویلایزد بوکز در آمریکا با ترجمه‌ غزل مصدق به انگلیسی منتشر شد. کتاب روایت زندانی شدن نیستانی در ایران در پی کشیدن کاریکاتوری جنجال‌برانگیز و در نهایت فرار او از ایران را به تصویر می‌کشد.

بهشت زهرا Zahra's Paradise اثر امیر و خلیل. کتاب با تمرکز بر داستان پسری که ناپدید شده است و مادر و برادری که به دنبال او می‌گردند حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ را روایت می‌کند. کتاب در آغاز به صورت مجموعه‌ای سریالی در اینترنت و بعد به صورت کتاب منتشر شد. از آن زمان تاکنون کتاب به شانزده زبان ترجمه شده است. امیر سلطانی (در مصاحبه‌ای با جدلیه، ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۱) کتاب را «کُلاژی از رویدادهای زندگی واقعی» معرفی می‌کند که به درک رویدادهایی که «گاه آن قدر انتزاعی هستند که نمی‌توانند واقعی باشند» کمک می‌کند. جزئیات تصویری و کلماتی که خواننده را هدایت می‌کنند به شکلی دردناک اما زیبا دوره‌ای تاریخی را ثبت می‌کنند و ادای احترامی می‌شوند برای مبارزه‌ نسل‌ها و گروه‌های مختلف مردم برای بلند کردن صدایشان برعلیه بی‌عدالتی.

یوسف و فرهاد Yousef and Farhad, Struggling for Family Acceptance in Iran، اثر امیر و خلیل، داستان عاشقانه‌ دو مرد همجنس‌گرا را در ایران روایت می‌کند. این کتاب کوتاه که توسط انتشارات آوت‌رایت اَکشن اینترنشنال منتشر و به صورت آنلاین در دسترس خواننده‌هاست به نظر می‌رسد بیشتر به مقاصد آموزشی و پرداختن به موضوعات حقوق بشری تهیه شده است. با این حال، کتاب نمی‌تواند داستانی پخته و تمام عیار ارائه دهد. بخش‌های روایت به طور کامل پرداخت نشده‌اند و در بسیاری موارد در سطح اشاراتی گذرا و سطحی باقی می‌مانند. در نتیجه مشخص نیست جز اشاره به مشکلات مردان همجنس‌گرا در ایران هدف از کتاب چیست و خواننده‌اش قرار است چه کسی باشد. خواننده‌ ایرانی چیز تازه‌ای از کتاب دستگیرش نمی‌شود و خواننده‌ غیرایرانی ناآشنا به پیش‌زمینه‌ها و معانی ضمنی روایت احتمالاً بعد از خواندن کتاب نه تنها شناخت درستی نسبت به موضوع به دست نمی‌آورد که سؤالات بیشتری هم برایش مطرح می‌شود.

نکته‌ جالب در ارتباط با ژانر کتاب‌های مصور عدم رو آوردن نویسنده‌های ایرانی ساکن ایران به آن است. جز دو عنوان که مانا نیستانی در زمان زندگی و کار در ایران منتشر کرد، به نظر می‌رسد کتاب دیگری در این فرم در سال‌های اخیر به چاپ نرسیده است. این نویسنده‌های ایرانی مقیم خارج از ایران هستند که بیشتر به سراغ آن رفته‌اند، شاید به خاطر این که متوجه امکاناتی شده‌اند که در هم تنیدن کلام و تصویر برای قصه گفتن برای مخاطبی که چیز زیادی از کشور و مردمان آن‌ها نمی‌داند برایشان فراهم می‌آورد. حضور تصاویر به آنها امکان می‌دهد تا جزئیاتی را در روایت بگنجانند که جور دیگر نمی‌توانستند وارد قصه کنند یا اگر هم این کار را می‌کردند با این خطر مواجه بودند که جزئیات به دنیای قصه تعلق پیدا نکند و فقط برای آموزش خواننده به زور در آن گنجانده شود. با این حال اینها جزئیاتی است که در بازآفرینی فضای روایت اهمیت بسیار دارد. اشیای دور تا دور اتاق، عناصر شهری، ویژگی‌های پوشش و غذا و غیره می‌توانند واقعیتی را بازآفرینی کنند و مخاطب را به درون آن بکشانند یا می‌توانند افسانه‌ای را بیافرینند و ما را به دنیایی کاملاً تخیلی ببرند.

این عناصر تصویری به علاوه می‌توانند به جذب گروهی خاص از مخاطبان کمک کنند: طرفداران این ژانر خاص یا نوجوان‌هایی که با عناصر تصویری ارتباط راحت‌تری برقرار می‌کنند، مخاطبانی که در غیر این صورت به این روایت‌ها و دنیایشان علاقه‌ای نشان نمی‌دادند. استفاده از کتاب‌های ژورنالیسم مصور جو ساکو درباره‌ سارایوو، غزه و عراق و کتاب‌های ستراپی و امیر و خلیل در کلاس‌های دوره‌ کارشناسی در آمریکا امکان آشنایی دانشجوها را با دنیاهایی دور فراهم می‌آورد و آنها را مجبور به  تجزیه و تحلیل و تفکر در مورد واقعیت‌هایی می‌کند که به سختی به آنها علاقه نشان می‌دهند.

شاید وقت آن باشد که نویسنده‌های ایرانی کمی بیشتر درباره‌ این ژانر و موقعیت‌های خلاقانه‌ای که برای قصه‌گویی پیش رویشان می‌گذارد فکر کنند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط