Goli Taraghi-Second Chance-Niloofar publications
©

Niloofar Publications

درباره‌ی مجموعه داستان «فرصت دوباره» اثر گلی ترقی

حسام فلاح

 نزدیک به نیم قرن از زمان انتشار اولین داستان کوتاه گلی ترقی می‌گذرد، و در این مدت او علاوه بر پنج مجموعه داستان، یک رمان، یک داستان منظوم و یک فیلم‌نامه هم نوشته است. از مجموعه‌ی اولش، «من هم چهگواراهستم» که بگذریم، مابقی آثارش تقریباً حول یک مضمون همیشگی است: خانه و خاطره. یا بهتر بگوییم، «خاطره‌ی خانه». شخصیت‌های اصلی آثار گلی ترقی همچون خود نویسنده‌، که متولد تهران، تحصیل‌کرده‌ی آمریکا و ساکن فرانسه است، آدم‌هایی جاکن‌شده هستند که بیش‌تر در حال به‌یادآوری خاطره‌ی خوش کودکی و خانه‌اند. داستان‌های ترقی شرح زوال خانه‌ها و خاندان‌ها هستند و معمولاً با تصویر آدم‌هایی سرگردان و معلق تمام می‌شوند.

پنجمین مجموعه داستان این نویسنده‌ی گزیده‌نویس، فرصت دوباره (۱۳۹۳، نشر نیلوفر)، مشتمل بر ۹ داستان است که تقریباً در همگی‌شان انقلاب سال ۱۳۵۷ و نیز جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق نقطه‌عطف محسوب می‌شوند. شخصیت‌های‌ این داستان‌ها که متعلق به خانواده‌های طبقه‌متوسط به بالا هستند با انقلاب خانه‌شان را از دست می‌دهند، آواره می‌شوند و در غربت می‌میرند یا در وطن دیوانه می‌شوند.

همین قالب یادآوری یا خاطره باعث شده تا این داستان‌ها اغلب مرور سرگذشت یک عمر یا چندین نسل باشند. ترقی  نه بر لحظات تأمل می‌کند و نه ذهنیات و انگیزه‌های شخصیت‌ها را می‌کاود، آنچه او ترسیم می‌کند چشم‌انداز وسیع آدم‌هایی است که در حوادث دهه‌های اخیر خرد می‌شوند. ترقی در داستان‌هایش گاهی چندین سال را در جمله‌ای کوتاه رج می‌زند، تا به تصویر کلی چرخش‌های ساده‌ اما ویرانگر سرنوشت شخصیت‌ها برسد. 

شاید دغدغه‌ی مرور حوادث دهه‌های اخیر و تأثیرشان بر آدم‌ها منحصربه‌فرد نباشد و بتوان آن را در آثار بسیاری از نویسندگان هم‌نسل او (چه آن‌ها که در ایران مانده‌اند و چه آن‌هایی که غربت‌نشین شده‌اند) سراغ گرفت، اما وجه ممیز آثار گلی ترقی با آن‌ها و به ویژه نویسندگان زن ایرانی، طنز آثار اوست.

در اولین داستان مجموعه‌ی فرصت دوباره، ناظم مدرسه‌ی انوشیروان دادگر (که محل تحصیل گلی ترقی بوده است) زنی تنها و همدلی‌برانگیز است که می‌کوشد دخترمدرسه‌ای‌های بازیگوش را مهار کند. اما در بخش پایانی داستان، وقتی یکی از دختران اخراج‌شده پس از سال‌ها به عنوان ملازم شاهزاده‌ی پهلوی به این مدرسه سر می‌زند و حتی مدال افتخار بر سینه‌ی ناظم می‌زند، چرخش ساده‌ی سرنوشت در عین ویران‌گر بودن برای ناظم، برای خواننده خنده‌دار هم هست.

همین نوع طنز کنایی را می‌توان در داستان‌های دیگر مجموعه‌ی فرصت دوباره نیز یافت. در داستان «دزد محترم»، با وقوع انقلاب و مصادره‌ی منزل راوی، حال و هوای فلاکت‌بار زندگی راوی، با طنزی یکّه شکسته می‌شود: مادربزرگی که تفنگ می‌کشد روی مزاحم‌ها، دزدی که مؤدبانه وارد خانه شده و در کمال ادب می‌خواهد چیزهایی ببرد و قول می‌دهد که آن‌ها را پس بدهد. طنز کنایی داستان هنگامی است که همین دزد سال‌ها بعد با نگهداری از دایی راوی ادای‌دین می‌کند. 

در اغلب داستان‌های این مجموعه، در حالی که همه چیز رو به فروپاشی است و معمولاً خانه و زندگی از دست می‌رود، این مادربزرگ‌ها یا نماینده‌ای از نسل پیشین است که برخلاف نسل جدید وا نمی‌دهد و مبارزه می‌کند ولی دست آخر از پا می‌افتد. در داستان «انتخاب»، مادربزرگی که شخصیت اصلی را بزرگ کرده نشانگر همین حکمت و فداکاری است. شخصیت اصلی بر سر دوراهی انتخاب میان مادربزرگ‌ و معشوق است. 

در داستان «آن یکی»، این شخصیت قوی و فداکار «خاله‌جون» است؛ کسی که راوی طردشده از سوی مادر را بزرگ می‌کند. در این داستان هم نقش‌مایه‌‌های انقلاب، از دست رفتن نزدیکان و جنون است که شاکله‌ی داستان را می‌سازد.

جملات کوتاه، نثر ساده و ریتم تند وقایع (گاهی دو تا سه حادثه‌ بزرگ در یک صفحه) باعث شده تا این مجموعه داستان همان جذابیت آثار قبلی را داشته باشد. اما انتشار این مجموعه جدید در این روزها نکته‌ای را به ما یادآور می‌شود که شاید در مجموعه‌های پیشین به چشم نمی‌آمد. گلی ترقی با طنزش از نویسندگان زن و هم‌نسلان خودش متمایز شده است، و در عین حال از طریق قصه‌گویی پرماجرا و ساده‌اش، به ما یادآوری می‌کند که چقدر در سال‌های اخیر ادبیات داستانی‌ ایران تحت تأثیر فرم‌پردازی‌های مغلق، حدیث‌نفس‌های بی‌واقعه و زبان‌بازی‌هایی بدون طرح داستانی بوده است. 

گلی ترقی حالا در حکم همان مادربزرگ قصه‌گوی ادبیات ایران است که می‌کوشد به هر قیمتی شده از خاطره‌ی خانه دفاع کند، با قصه‌گویی‌اش.  

تصویر بالا: طرح جلد «فرصت دوباره»، نوشته گلی ترقی، نشر نیلوفر، ۱۳۹۳