جلد کتاب: سفرنامه «مسیر طالبی» اثر ابوطالب خان ©

نشر برودوییو

با سفر ابوطالب خان ایرانی طبار از هند به اروپا و وارد شدنش به محافل اشرافی لندن در قرن نوزدهم و حتی دیدارش با جیمز سوم و ملکه آشنا شوید.

یحیا رفیعی

 

از میان دو جین سفرنامه‌ی ایرانیان به فرنگ در قرن نوزدهم، «مسیر طالبی» اثر ابوطالب خان از بسیاری جهات استثنا است. برخلاف سفرنامه‌های معمول به‌جامانده از دوران قاجار، نویسنده‌ی مسیر طالبی هیچ وقت پایش به ایران نرسیده بود، هرچند ایرانی‌زاده بود و کتابش را به فارسی نوشت (و در سفر دریایی‌اش تنها از کنار جزایر ایرانی خلیج فارس و بندر بوشهر رد شده و اشاراتی به ویژگیهای بحری منطقه کرده است). ابوطالب خان در سال ۱۷۵۳ در لکهنو در هند متولد شده بود، از پدری ایرانی که از دربار نادرشاه گریخته و در دربار ایالتی در هند مشغول به کار شده بود. زبان فارسی علاوه بر خانواده‌اش، در دربار گورکانیان هند (بقایای امپراتوری مغول‌ها در هند و اطرافش) هم صحبت می‌شد و جای تعجب نبود که ابوطالب اهل ادبیات فارسی‌زبان شود. بعد از استخدام در کمپانی هند شرقی که به تدریج در منطقه نفوذ کرده بود، ابوطالب خان به دلیل همسویی با منافع کمپانی و درگیری با مقامات محلی (که به کشته شدن یکی از راجه‌های هندی در درگیری با نیروهای بریتانیایی هم می‌انجامد) به تدریج منزوی می‌شود و بالاخره با فراخوانده شدن حامیاش به لندن، او نیز پس از مدتی تصمیم به عزیمت می‌گیرد. مسیر طالبی، پس از مقدمه‌ی نویسنده درمورد زندگی‌اش، به همین سفر «دو سال و پنج ماه و پانزده روز» اختصاص دارد، که ابوطالب خان پس از بازگشتش به کلکته و براساس «اوراق پریشان» یادداشت‌هایش نوشته است.  

بنابراین، او بر خلاف دیگر سفرنامه‌نویسان فارسی‌زبان، به جای مقایسه‌ی تجربه‌اش در غرب با زیست در ایران، نقطه‌ی مرجع هویتی‌اش را «اهل اسلام» می‌گیرد و برای این می‌نویسد که «در ممالک اسلامی و میان مسلمانان» اثرگذار شود. اما این تنها تفاوت عمده‌ی متن با همتایانش نیست؛ هرچند مابقی تفاوت‌ها به ناچار از همین تفاوت جغرافیایی ناشی شده است. نثر فارسی به‌کاررفته در مسیر طالبی (فارسی دری) رگه‌ای است که می‌توان با پیگیری‌اش به معدن غنی همزاد فارسی در شرق فلات ایران رسید. هرچند قالب نوشتاریش درواقع همان ادبیات منشیانه‌ای است که در فارسی ایران نیز غلبه داشت: متنی که با انبوهی شعر و سرفصل‌هایی نظیر «ذکر عجایب» تقطیع شده است.

تسلط ابوطالب خان به زبان انگلیسی و انضباط ذهنیش باعث شده تا سفرنامه‌اش، برخلاف عمده‌ی سفرنامه‌های فارسی قاجار، بیش از آن که شرح شگفت‌زدگی باشد، توصیفاتی دقیق از کاوش‌هایش در ابعاد مختلف زندگی در جزیره‌ی بریتانیا باشد. نمونه‌ی گویا برای چنین مقایسه‌ا‌ی، توصیف تماشاخانه‌های تئاتر است که در اکثر سفرنامه‌های ایرانیان به فرنگ وجود دارد. در مسیر طالبی، «پلیهوس» شهر دابلین با جزئیات توصیف شده است و شرح ابوطالب نه تنها مشتمل بر خلاصه داستان نمایشی که دیده، بلکه شامل سازوکار مالی تئاتر، ابزار و دکور، نقش‌های از داخل سالن نمایش، و تفاوت صندلی‌ها و فرهنگ تئاتربینی نیز هست. ابوطالب خان همین دقت و ظریف‌بینی را در توصیف وجوه دیگر زندگی در بریتانیا هم به کار می‌گیرد: از سیاست و پارلمان و نظام قضایی گرفته تا باشگاه‌ها و موزه‌ی بریتانیا.

وقتی ابوطالب خان بعد از سفری یک ساله از کلکته، با عمامه و قبا به به لندن می‌رسد، با استقبال آشنایان انگلیسیش مواجه می‌شود و به تدریج در محافل اعیان لندن جا باز می‌کند، به طوری که  آنقدر «زنان اُمرا» برای او «تیکت یا اجازت‌نامه‌ی دخول به پلیهوس و اُپره» می‌فرستند که بعضیشان را بین «جوانان انگلیش» تقسیم می‌کرده و باز هم زیاد می‌آورده است، و حتی به ملاقات جیمز سوم و ملکه می‌رود و در «کاغذ اخبار» از او به عنوان «شاهزاده ایرانی» یاد می‌کنند. او اوایل ورودش به لندن در «ابیزن هتل» در «ویرا استریت» مقیم می‌شود ولی برایش گران تمام می‌شود و به اجبار چند بار جا عوض می‌کند و مدتی در خانه‌ای در «آپر بارکلی استریت» ساکن می‌شود که «صاحبه‌ی آیریشاش، دلالگی‌پیشه، خفیتاً زنان برای شاهزادگان می‌برد؛ و اگرچه تماشای حسن و جمال در آنجا بسیار کرده شد، اما بالاخره از اوضاع آن زنْ ترس برداشته، در رازبن پلیس» منزل می‌کند که «بیشتر زنان اوباش در آن ساکناند» و «محله‌ی خراباتیان لندن» محسوب می‌شود. 

درگیری ذهنی ابوطالب با زنان فرنگی در ادامه‌ی سفرنامه و پس از عزیمت او به فرانسه هم ادامه می‌یابد و به مقایسه‌ی زنان ایرلندی، انگلیسی و فرانسوی می‌کشد: زنان فرانسوی «اگرچه کشیده‌قامت، پرگوشت و گرداندام‌تر از [زنان] انگلیش هستند، اما مطلقا نسبت به حسن و خوبی زنان انگلیش ندارند. زنان فرانسوی «با زلف‌های مجعد و آویخته… و پستان دونیم‌شده» در نظرش جلوه نمی‌کنند و عادت تماشابینی که در لندن به جانش افتاده بود در پاریس از سرش میفتد. می‌توان گفت که در «مسیر طالبی»، به زنان همانقدر پرداخته شده که به عجایب و صنایع فرنگ.

ابوطالب خان برای بازگشت به هند، مسیر عثمانی (شامل عراق امروزی) را پی می‌گیرد و به کربلا و بصره می‌رود و سپس با کشتی از خلیج فارس عبور می‌کند. او با توصیه‌نامه‌ای از انگلیسی‌ها به کلکته می‌رسد ولی کمی بعد در سال ۱۸۰۶، پیش از این که انتشار کتابش را ببیند، می‌میرد.

ترجمه‌ی انگلیسی مسیر طالبی، به ترجمه‌ی چارلز استوارت، در سال ۱۸۱۰ منتشر شد، یعنی دو سال پیش از این که نسخه‌ی فارسی در کلکته به تصحیح فرزند ابوطالب انتشار یابد. ترجمه‌ی انگلیسی این متن در حالی منتشر می‌شد که سفرنامه‌های معکوس یا قوم‌نگاری‌های معکوس در اوج محبوبیت بودند. در این گونه از نوشتار، رساله‌ای معمولا انتقادی در قالب سفر اغلب خیالی یک بیگانه از شرق تنظیم می‌شود. بنابراین، مخاطبان انگلیسی مردد بودند که این متن آیا به راستی سفرنامه‌ی یک شرقی است یا رساله‌ای در توصیف و انتقاد که توسط یک انگلیسی نوشته شده است. 

ترجمه‌ی هلندی مسیر طالبی در سال ۱۸۱۳ و ترجمه‌ی فرانسویش در ۱۸۱۹ منتشر شد. اولین چاپ آن در ایران به سال ۱۳۵۲ برمی‌گردد. به تازگی نسخه‌ی جدیدی از این متن، توسط دنیل اوکوئین در انتشارات برادویو منتشر شده است.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. 

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط