عکس انتشار شعر مدرن در ترجمه، 2015
از ضیاء موحد تا زیبا کرباسی: نیم‌رخی از شعر معاصر ایران و شاعران مهاجر در مجله‌ی تخصصی ترجمه‌ی شعر.

نگاهی به شماره‌ی ویژه‌ی مدرن پوئتری این ترنسلیشن

ققنوسِ شعر

نازنین امردادی

هم‌زمان با برگزاری جشنواره‌ی فرهنگی ایران و بریتانیا که در بهار امسال توسط شورای فرهنگی بریتانیا برگزار شد، مجله‌ی معتبر مدرن پوئتری این ترنسلیشن (اِم. پی.‌تی.) شماره‌ی بهار خود را با تمرکز بر شعر معاصر ایران، به معرفی آثار شماری از شاعران معاصر ایرانی اختصاص داد. 

مجله‌ی اِم. پی. تی. که امسال پنجاهمین سالگرد انتشار خود را جشن می‌گیرد، در سال ۱۹۶۵ به همت تد هیوز و دنیل ویسبورت و با هدف انتشار آثار شاعران خارجی برای مخاطبان انگلیسی‌زبان در بریتانیا و آمریکا تأسیس شد. تد هیوز(۱۹۹۸-۱۹۳۰) شاعر و نویسنده‌ی انگلیسی و به اعتقاد بسیاری از منتقدان، یکی از بهترین شاعران نسل خودش بود. دنیل ویسبورت، متولد ۱۹۳۵ و دانش‌آموخته‌ی کمبریج، شاعر، مترجم و کارشناس ادبیات روسیه و نخستین سردبیر اِم‌.پی.تی بود.  

در سال‌های نخست، تمرکز مجله بیشتر به معرفی آثار نویسندگان بلوک شرق و به اصطلاح پشت پرده‌ی آهنین معطوف بود ولی به تدریج و طی دهه‌های بعدی دامنه و گستره‌ی فعالیت این مجله بیشتر شد. آنچه اما طی نیم قرن تاریخ این مجله در بین گردانندگانش ثابت ماند، چنان که ساشا داگدِیل سردبیر فعلی ام‌. پی. تی می‌گوید، «باور به قدرت و تأثیرگذاری ترجمه و شعر در جهت بهبود جهان و ایجاد درکی نزدیک و متقابل بین آدم‌هاست».   

در سرمقاله‌ی شماره‌ی ویژه‌ی ایران، ساشا داگدیل با اشاره به همین تاریخچه و با تمرکز بر موضوع سانسور، به تأثیر محدودیت‌های ناشی از سانسور بر شعر اشاره می‌کند و با ارجاع به تجربه‌ی شاعران اروپای شرقی در قرن بیستم می‌نویسد: «تأثیر سانسور تعمیق چاه شاعرانگی و ناچار شدن شاعر به تلاش بیشتر برای استفاده از شمّ شاعری خود در جهت دور زدنِ سانسور و در عین حال گفتنِ چیزی واجدِ اهمیت است. سانسور بر ضخامت لایه‌های استعاره می‌افزاید و مهارت خوانندگان در قرائت دقیق را افزایش می‌دهد.» 

پرونده‌ی شعر معاصر ایران که نزدیک به یک سوم حجم این شماره از مجله را به خود اختصاص داده است، با ترجمه‌ی اشعاری از نیما یوشیج، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، رضا براهنی، ضیاء موحد، اسماعیل خوئی، منصور اوجی و بهزاد زرین‌پور طیف به نسبت کاملی از شاعران معاصر را، با نگاه‌ها و زبان‌های شعری متفاوت، به مخاطبان انگلیسی‌زبان معرفی می‌کند. ترجمه‌ی هر شعر با معرفی کوتاهی در مورد شاعر همراه است و علاوه بر این مصاحبه‌ی به نسبت مفصلی با عاطفه طاهایی مترجم و منتقد ادبی، این آثار را در زمینه‌ی تحولات شعری یک قرن اخیرِ ایران قرار می‌دهد. 

شماری از شاعران جوان و مهاجر هم به این مجموعه راه یافته‌اند، شاعرانی که اغلب فعالیت ادبی خود را خارج از ایران شروع کرده‌اند و برای خوانندگان داخل کشور چندان شناخته شده نیستند. بابک خوشجان، سبیر حکا و زیبا کرباسی از جمله‌ی این شاعران هستند که مضامین آثارشان هم اغلب حول تبعیض‌ها و دغدغه‌های حقوق‌بشری دور می‌زند. آثار این شاعران هر چند از جسارت‌های مضمونی و نوآوری‌های زبانی و فرمی بی‌بهره نیست، ولی اغلب به خاطر بازتولید تصویری سازگار با انتظارات مخاطب غربی و نگاه مسلط در رسانه‌ها، در موضعی محافظه‌کارانه و غیرانتقادی قرار می‌گیرد. 

طاهایی در مصاحبه‌ی خود، در پاسخ به سؤالی در مورد ویژگی‌های اشعاری که مهاجران خارج از ایران خلق می‌کنند، نخست میان تبعیدیان و مهاجران خودخواسته تمایز قائل می‌شود و می‌گوید: «كساني كه به اختيار مهاجرت مي‌كنند فرهنگ مقصد را راحت‌تر مي‌پذيرند؛ و حتی شايد از آن استقبال هم بكنند. اما مهاجرت به اجبار هميشه در دل مهاجر آتش حسرت و دلتنگی وطن را روشن نگاه می‌دارد. مهاجری كه به اجبار وطنش را ترك كرده، زبان و فرهنگش را اغلب در همان وضعيتی كه مجبور به ترك وطن شده حفظ می‌كند. حال اگر اين مهاجر شاعر و داستان‌نويس باشد علاوه‌ بر حفظ سبك و تمايل به محافظه‌كاری، به دليل آن‌كه محيط و جامعه‌ی مألوف خود را از دست داده، در بيان موضوعات خود نيز به ناگزير دچار بيان تكراری وضعيت گذشته‌ی خود خواهد شد. هرچند ممكن است از اين ورطه بگذرد اما حتماً زمان و انرژی بسياری از او خواهد گرفت.»

اما در عین حال، تجربه‌ی زیسته‌ی متفاوت شاعران مهاجر ایرانی نسل دوم، مجال بروز فضاها و صداهای تازه‌ای را در ادبیات ایران فراهم می‌کند. به گفته‌ی طاهایی، «بايد به ايرانيانی نيز توجه داشت كه چه از سر اختيار و چه از روی اجبار همراه خانواده‌ی خود مهاجرت كرده‌اند و از وطن خود جز خاطرات تكراری پدر و مادر خود و اخبار رسانه‌ها خبر چندانی ندارند. اين گروه غير از زبان فارسی و دانش كتابخانه‌ای خود، تمامی عناصر ديگر را از فرهنگ مقصد به دست آورده‌اند. اين امر باعث شده كه در شعر اين گروه هرچند تبحر كمتری در به كار بردن زبان و انباره‌ی واژگانی محدودتری ديده می‌شود، حضور تجربه‌ی زيسته‌ی متفاوت آنها به عنوان «ديگری» در شبكه‌ی فرهنگی و اجتماعی مقصد، می‌تواند طراوت و تازگی خاصی به شعر آنان ببخشد.» 

اما در نهایت به اعتقاد طاهایی، با توجه به كثرت مهاجران ايرانی (غير از شاعران و نويسندگان انگشت‌شماری كه اغلب در سن پختگی از ايران خارج شده‌اند) بايد برای شكوفايی شعر مهاجرت همچنان صبر كنيم. 

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام  ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مرتبط