روری مک لین ©

Nick Danziger

آندرلاین با روری مک‌لین دربارۀ کشف مکان‌های جدید، مسیر هیپی‌ها در خاورمیانه در دهۀ ۱۹۶۰ و محدودشدن افق‌ها در روند سریع تغییر جهان به گفتگو نشسته است.

تیـم کُرن‌وِل

نویسنده و مورخ بریتانیایی‌ـ‌کانادایی، روری مک‌لین، بعد از فروپاشی دیوار برلین فعالیت حرفه‌‌ای خود را با انتشار اولین سفرنامه‌اش به نام بینی استالین آغاز کرد. کتاب شرح پرسه‌زنی‌های حماسی و غریب او در ملل اروپای مرکزی و شرقی بود که بعد از نیم قرن تمامیت‌خواهی، حاصل نازیسم و کمونیسم، به تازگی آزاد شده بودند. او در حکایتش از سفر به «نیمۀ فراموش‌شده» اروپا در سوی دیگر دیوار، از ملاقات با مردمی گفت که نیم قرن با هیچ فرد خارجی هم‌صحبت نشده بودند. یکی از اقوام عجیب و غریب اتریشی‌ و اشرافی‌اش نیز در این سفر همراه او بود و سبکی را در این سفرنامه پیش گرفت که به قصه‌های سفرنامه‌های سنتی، رنگ و بویی خیالی‌ـ‌‌جادویی می‌داد.

تقریباً بیست سال بعد، درست بعد از عملیات ایالات متحده برای براندازی طالبان، مک‌لین فرصتی دیگر را غنیمت شمرد؛ این ‌بار مسیر مشهور هیپی‌ها از استانبول تا کاتماندو را طی کرد. او در اتوبوس جادویی قبل از اینکه جنگ‌های جدید دوباره راه‌ها را ببندند، مسیر قدیمی هیپی‌هایی را که از ایران و افغانستان می‌گذشتند دوباره کشف کرده و ملاقات‌هایش با کسانی که در این مسیر مانده بودند را توصیف کرده است.

او سفرنامه‌نویسی را به حوزه‌ای جدید کشاند و جانی تازه‌ به این ژانر داد. این روزها، دیگر راه‌ها مانند گذشته باز نیست. آن‌طور که مک‌لین می‌گوید: «روزبه‌روز در جامعۀ غربی منزوی‌تر می‌شویم. بسیاری از افراد و جوامع بیش‌تر و بیش‌تر در خود فرو می‌روند.»

او می‌گوید در بریتانیا این موضوع را می‌توان در اشتیاق جدید به نوشتن دربارۀ طبیعت دید که بیشتر آن در مزارع و باغ خانه‌ها اتفاق می‌افتد: «نه این‌که آن را کوچک بدانم، اما به نوعی نقطه مقابل سفرنامه‌نویسی سنتی است که می‌خواهد بیرون بزند و دنیا را ببیند و بشناسد، از غریبه بیاموزد و آن دانش را به خانه آورد و با بقیه قسمت کند.»

جنگ‌های سوریه و یمن، ناآرامی‌ها در مصر، حملات تروریستی در ترکیه و تونس، خشونت‌های بی‌وقفه در عراق، درها را به روی توریست‌ها و حتی مسافرانی که در آسیای میانه به کرّات سفر می‌کنند، بسته است. به گفتۀ مک‌لین: «افرادِ بیشتری جرئت سفر به نقاطی به‌خصوص از دنیا را ندارند که بسیار غم‌انگیز و بر خلاف ایده‌آل‌های دهۀ ۱۹۶۰ است.»

آن‌طور که مک‌لین در اتوبوس جادویی که ده سال بعد از چاپ اولش هنوز دارد تجدید چاپ می‌شود می‌گوید، او در کانادا به دنیا آمد و تحصیل کرد (در سال ۱۹۵۴)، اما فرزند دوران جان اف.کندی بود. شیفتۀ خوش‌بینی و عصر لیبرالِ آزادی‌های فردی نسل قبل از خود بود. آن آزادی در مسیر هیپی دهۀ ۱۹۶۰ خود را نشان داد؛ سفر به هند، ترجیحاً با فولکس‌واگن: «من واقعاً عاشق آن خوش‌بینی بودم؛ این حس که با تغییر خودتان می‌توانید دنیا را عوض کنید، ایدۀ خانوادۀ انسان‌ها، این‌که جوانان این کرۀ خاکی همه با هم خویشاوندند.»

او در کتاب اتوبوس جادویی نوشته اولین اتوبوس توریستی اروپایی که از ایران گذشت، به احتمال زیاد اتوبوسی از نوع فرانسوی چاوسن بود که در سال ۱۹۵۶ پاریس را به مقصد بمبئی ترک کرد، با دو مهندس و مجموعه‌ای کامل از قطعات یدکی ۸۷۳۳ مایل را طی کرد. سال بعد، یک شرکت خدمات مسافرتی بریتانیایی به نام ایندیامن کار خود را آغاز کرد و مسافران را با اتوبوس از قلب لندن به کلکته می‌برد. اما «اتوبوس جادویی» اصلی، لشکرِ هیپی‌ها را از میدان دامِ آمستردام به هندوستان می‌برد و در طول دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در مسافرت‌هایی پر از مواد مخدر و شرایطی شلخته و کثیف این بی‌باکان را در طول این مسیر هدایت می‌کرد.

هجوم شوروی به افغانستان و انقلاب ۱۹۷۹ ایران مرزها را بست و سفرهای هوایی ارزان، این نوع مسافرت‌های زمینی را منسوخ کرد. شاید تنها جایگزینی که می‌توان برایش تصور کرد، رالی مغولستان است که در آن شرکت‌کنندگان باید با اتومبیل ۱۰۰۰ سی‌سی یا کوچک‌تر و از هر مسیری که بتوانند، از لندن یا شهرهای اروپایی دیگر به اولان اوده در سیبری برسند. مک‌لین در سفرش، وقتی به ایران رسید دنبال ایستگاه محبوب هیپی‌ها در تهران، یعنی امیرکبیر بود و متوجه شد آن هتل‌ها و مسافرخانه‌های قدیمی همه از بین رفته‌اند، اما مردی را پیدا کرد که اولین اتوبوس دوطبقه را در کاتماندو رانده بود. مختصر آثاری از زندگی آن‌ها پیدا کرد، اما سرنخی از هیچ‌کسی که در ایران مانده باشد نیافت. درحالی‌که در کشورهای دیگر کسانی در طول آن مسیر مانده بودند.

جدیدترین کتاب مک‌لین عکس‌های تو: ده سفر در زمان نام دارد که در پاسخ به جهانی در تغییر نوشته شده است. این کتاب از میان چهار میلیون عکسی که در آرشیو «مناقشات مدرن» لندن نگهداری می‌شود، گزیده‌ای کوچک را عرضه می‌کند. در این آرشیو اسنادی از انسان‌ها و مکان‌هایی که در جنگ گرفتار شده‌اند از قرن نوزدهم جمع‌آوری می‌‌شوند. عکس‌ها بیشتر توسط عکاسان غیرحرفه‌ای گرفته شده‌اند و اغلب، نام عکاس مشخص نیست. برای مثال، دو هزار آلبوم عکس نگهداری‌شده توسط سربازان روس و ارتش آلمان نازی، ارتش آمریکا و بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم در این آرشیو دیده می‌شود. مک‌لین از عکس‌ها برای خلق ده حکایت خیالی از انسان‌های درون عکس، از چین تا کامرون، استفاده کرد. «بسیار دردناک بود که همۀ آن آدم‌ها رفته‌اند و تنها همین عکس‌ها ازشان باقی مانده. نمی‌خواستم در این آرشیو خودم را گم کنم، می‌خواستم لحظه‌ای در زمان را از نو بسازم. درست است که خیالی است، اما می‌توانست واقعی باشد.»

مک‌لین پس از موفقیت کتاب آخرش بین منتقدان، که از جانب تایمز به عنوان «کتاب تاریخی سال» شناخته شد، مشغول کار بر ادامه‌ای برای بینی استالین است. او چنین توضیح می‌دهد: «سی سال بعد از زمانی که گورباچف دیوار را پایین کشید و حرفۀ من را رونق بخشید، گام‌هایی را که از مسکو تا برلین برداشتم دنبال خواهم کرد و سؤال می‌کنم با رشد قوای نظامی و ناسیونالیسم و بحران پناه‌جویان، چه بر سر آن خوش‌بینی آمده است؟»

برداشت مک‌لین از ایران مانند بسیاری دیگر از توریست‌های بریتانیایی و اروپایی است؛ تجربۀ آن‌ها با تصاویری که از طریق رسانه‌ها دیده‌اند همخوان نیست. او می‌گوید: «بین تمام کشورهایی که دیده‌ام، یکی از دو یا سه کشوری بود که بیشترین استقبال از من شد. با چنان مهمان‌نوازی‌ای مواجه شدم که غافلگیرکننده بود. انتظار داشتم آن‌چه را که در رسانه‌ها گفته می‌شد ببینم، اما در عمل خلاف آن ثابت شد.»

امروز بیش از همه سفرش به اصفهان را به خاطر می‌آورد؛ «جواهرِ اسلام» که هنوز بعد از ده سال جادویش را برای او حفظ کرده است، همان‌طور که برای بسیاری دیگر. می‌گوید: «آرزویم را برای دوباره دیدن اصفهان پنهان نمی‌کنم... مسجدشاه اگر زیباترین بنای جهان نباشد، بین سه بنای برتر است. چیزی تکان‌دهنده و جادویی در آن هست؛ نوعی کمال.» در تشریح بیشترِ جذبه‌اش، از جهانگرد دهۀ ۱۹۳۰ میلادی، رابرت بایرون نقل می‌کند که به یاد می‌آورد یکی از لحظات نادر آرامش مطلق را آنجا یافته است: «وقتی بدن شُل می‌شود، ذهن هیچ سؤالی نمی‌پرسد و جهان، سراسر پیروزی است.»

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان میکند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کردهاست. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

 

موضوعات مربوط