طرح روی جلد مجموعه شعر «نگاه کن» اثر سولماز شریف
طرح روی جلد مجموعه شعر «نگاه کن» اثر سولماز شریف. شریف در ترکیه از پدر و مادری ایرانی متولد شد و در ایالات متحده آمریکا بزرگ شد.  ©

Graywolf Press

نخستین مجموعه شعر سولماز شریف به زبان انگلیسی که با استقبال نشریات معتبری روبرو شده و جزء نامزدهای کتاب سال آمریکا در سال ۲۰۱۶ بود، نگاهی به جنگ است از نوعی متفاوت.

پوپه میثاقی

نخستین مجموعه شعر سولماز شریف به زبان انگلیسی، «نگاه کن» (نشر گری وولف، ۲۰۱۶) در بخش شعر جایزه‌ ملی کتاب آمریکا در سال ۲۰۱۶ جزء نامزدهای نهایی قرار گرفت؛ از سوی مجله پابلیشرز ویکلی یکی از بهترین کتاب‌های سال ۲۰۱۶ معرفی شد؛ و در مطبوعاتی چون نیویورکر، پاریس ریویو، و نیویورک تایمز نقدهای مثبتی دریافت کرد.

شریف عنوان به ظاهر ساده‌ای برای کتاب انتخاب کرده است: نگاه کن. و همان‌طور که می‌توان حدس زد کتاب دعوتی است به نگاه کردن: به دنیا و جنگ‌هایی که در آن روی داده‌اند و می‌دهند، به تاریخچه‌های شخصی و جمعی جنگ، آوارگی، حافظه، نظارت‌های حکومتی، شاهد تاریخ بودن، و خویشتنی که در بستری از همه‌ اینها هویت پیدا می‌کند. اما شریف به همین‌ها بسنده نمی‌کند. او موضوع دیگری را هم دست‌مایه‌ کار خود قرار می‌دهد که عامل مهمی در هویت دنیای امروز و جنگ‌های بین‌المللی آن به شمار می‌رود. کتاب با معنی واژه‌ look شروع می‌شود، اما این معنی آنی نیست که ما انتظار داریم:

look  – در مین‌گذاری نظامی، به مدت زمانی گفته می‌شود که در آن مین قابلیت دریافت محرک [و در نتیجه انفجار] را دارد. 

این معنی کلمه ‌look براساس «لغت‌نامه‌ واژگان نظامی» است که وزارت دفاع آمریکا هرسال منتشر می‌کند. در سرتاسر کتاب، شریف لغاتی را از این لغت‌نامه بیرون می‌کشد و با به کار گرفتن آنها در اشعار خود به بازنگری، بازتعریف و بازنویسی این کلمات می‌پردازد. همین بهانه‌ای می‌شود تا شاعر عملکرد و قدرت مردانی که جنگ می‌افروزند و این معانی را خلق می‌کنند، نقش زبان در تجربه‌ جنگ و سرگردانی و ناعدالتی، تروماهای چندلایه‌ای که بازماندگان آگاهانه و ناآگاهانه با خود حمل می‌کنند، و دیگر موقعیت‌های مرتبط با این کلمات را مورد بررسی قرار دهد

نخستین شعر کتاب «نگاه کن» با این ابیات آغاز می‌شود:

مهم است هرچیز را چه بنامیم، معشوقی مرا چنین صدا زد: نفیس

        نفیس

 

نظر به اینکه خب، اگر من از فرهنگ تو بودم و در این کشور زندگی می‌کردم،

  مردی بیرون گردهمایی ملی جمهوری‌خواهان در سال ۲۰۰۴ این حرف را

  به من زد، به خاطر این مملکت با آن کنار می‌آمدم؛

 

نظر به اینکه من لازم دیدم بپرسم: منظورت این است که با

«شکنجه*» می‌ساختی؟ و مرد علناً گفت: بله.

 

نظر به اینکه آن‌چه زندگی توست؛   («نگاه کن» ص ۳)

سولماز شریف در ترکیه از پدر و مادری ایرانی به دنیا آمد و در آمریکا بزرگ شد. جنگی که در مرکز کتاب او قرار گرفته است جنگ هشت‌ساله‌ ایران و عراق است، اما به جنگ‌های افغانستان و عراق به رهبری آمریکا و جنگ به طور کلی بسط پیدا می‌کند. شریف جنگ ایران و عراق را از راه دور و در غربت تجربه کرد اما این به معنی در امان ماندن او از عواقب جنگ نبود چراکه او عمویش را که سرباز بود در جنگ از دست داد. در شعر «متعلقات شخصی» (صص۵۶-۸۶)، او از نگاه کردن به عکسی از عمویش و تلاش برای فهمیدن و حس کردن و بازساختن بیشتر گذشته‌ او و از راه آن گذشته‌ خودش، خودشان، و ما می‌نویسد. در بخشی از این شعر آمده است:

مطابق با بیشتر

تعریف‌ها، من هرگز

در جنگ نبوده‌ام.

 

مطابق با تعریف خودم،

بیشتر زندگی من،

در جنگ گذشته است.   (۶۶)

یکی از روش‌هایی که شریف برای ایجاد تصویری شفاف از این زندگی در جنگ به کار می‌گیرد توجه به جزئیات است: او از «تخریب احتمالی» محله‌ مادریش در آبادان می‌نویسد (۳)، از دراز کشیدن «زیر پنج طبقه / در یک سوراخ» (۱۱)، از مردمی که سعی دارند عزیزان مرده‌شان را از روی «تخم چشم / آستین بلوزی محبوب / ساعت مچی‌ای که دیگر کار نمی‌کند» بشناسند (۱۲)، از تماشای ویدئوی یوتیوبی که در آن «مأموران بلک‌واتر آدم بدها را / از بالای پشت‌بامی در نجف / «پاکسازی می‌کنند» / انگار که زامبی‌ها را / عقب می‌رانند» (۱۹)، از مادرانی که مراقب «مردگان بی‌نام و نشان» خود هستند (۲۸)، از مأموران جذب سرباز که «در بعضی مراکز خرید آمریکایی پشت بلندگو چرندیات می‌گویند / مادامی که مادران، سپاسگزارانه، ملافه یا قهوه‌ آسیاب‌شده می‌خرند» (۳۳)، از فهرست کردن «محتویات داخل جیب انگار که پر کردن گزارش پزشک قانونی» باشد (۸۳)، و از یاد گرفتن «آواز خواندن برای کودکی و آرام کردنش در پناهگاه» و «همچنان برای او خواندن» (۹۳) می‌نویسد.

این توجه به جزئیات یکی از نقاط قوت کار شریف است؛ نه فقط به خاطر اینکه خوانندگان را به تجربه‌ حسی‌ای صمیمانه دعوت می‌کند، بلکه همچنین به خاطر نکته‌ای که خود در مصاحبه‌اش با پاریس ریویو به آن اشاره می‌کند: «به نظرم هرقدر دقیق‌تر باشیم، دیدن رابطه‌ بین نیروهای مختلف ناگزیرتر می‌شود... هرقدر دقیق‌تر باشیم، رابطه‌ بین سرکوب‌ها مشخص‌تر و گفت‌وگوهایمان خطرناک‌تر و بابصیرت‌تر می‌شود.» و همین جنس گفت‌وگوهاست که او با توجه به جزئیات در کتاب امکانشان را فراهم می‌آورد.

علاوه بر جنگ موضوعات دیگری هم در کتاب مطرح می‌شود. به عنوان مثال شعر «برسد به گوانتانامو» (۴۵ – ۵۱) مجموعه نامه‌هایی است که زنی برای شوهرش به نام سلیم می‌فرستد. نامه‌ها مملو از جاهای خالی است، بخش‌هایی از نامه‌ها که پیش از تحویل به شوهر سانسور شده‌اند. ما می‌توانیم محتوای بعضی از این جاهای خالی را حدس بزنیم و پر کنیم، اما نه همه‌شان را، و هرچه در این شعرها جلوتر می‌رویم این فضاهای خالی بیش‌تر ما را به یاد آنچه نیست می‌اندازند، هم خود آن حرف‌هایی که پاک شده‌اند هم هرآنچه این سفیدی‌ها می‌توانند سمبلشان باشند، هرنوع فقدان‌ حاصل از این موقعیت و از این جدایی.

و البته جدایی‌های دیگری هم هست، به خصوص جدایی‌های ناشی از زندگی در غربت. شعر «خانواده‌‌ مین‌های پخش و پلا» (۳۸) چمدان‌های خانواده‌های مهاجر ایرانی را باز می‌کند و محتویات آنها را روی کاغذ می‌ریزد، محتویاتی که نشان از پیوندهای این مردمان پراکنده و جداافتاده از هم دارد. شعر «فیلم اصلی» (۳۹) پرتره‌ای غم‌بار اما زیبا از کودکی شاعر و رابطه‌اش با مادر و پدرش است. در سراسر کتاب کلمات فارسی اینجا و آنجا به شعرهای انگلیسی راه پیدا می‌کنند تا یادآور زبانیِ این غربت باشند و شعرها و ابیات دیگری هم در سرتاسر کتاب هستند که به موضوع مهاجرت می‌پردازند. ابیاتی چون «... فاصله / مخدر خنده‌داری است که مرا «پریشان‌حال» می‌کند / پریشان‌حالی که در اتاق‌خواب‌ها و فرودگاه‌ها گریه می‌کرد. یک بار سر مرز چنان زار زدم که حتی مردی که مُهر و جاتفنگی را در اختیار داشت هم گفت گریه نکن، به زودی / می‌رسی خانه...» (۱۵)، «  : دو نسل قبل خون من از مرزها گذشت / به قاعده‌ چریدن و فصل‌ها /   : و بعد یک عمر هواپیما» (۹۲)، و ابیات زیر که شاید یکی از دردناک‌ترین‌های کتاب باشد:

    . . . آن‌ها

یکی را خاک می‌کردند و بعد دیگری را، پسر بزرگتر فرو رفت

در

 

قبر، تا که

‌آرام‌بخش جسد باشد، و با ما

        چندین ماه بعد تماس گرفت

        چون ما

تبعیدی بودیم، آواره بودیم، فراری، گذشته از کوه‌ها

گذشته  (۳۵)

شاعر قدرت متن خود را البته تنها مدیون محتوای اشعارش نیست؛ بلکه انتخاب‌های فرمی او هم در این تأثیرگذاری نقش دارد: نوع صفحه‌بندی، فونت حروف، نقطه‌گذاری‌ها، فضاهای خالی، طول ابیات، بریدگی‌ها، و غیره همگی در همراه شدن خواننده در تجربه‌های تیره و روشن شریف نقش دارد.

در پایان این همراهی، مرزهای بین جنگ ایران و عراق، جنگ‌های منطقه، جنگ نظارت داخلی آژانس امنیت ملی آمریکا (ان‌اس‌اِی)، و مرزهای پیامدها و خشونت‌های آنها نامشخص‌تر و نامشخص‌تر می‌شود. همین‌طور هم مرزهای بین زبان نظامی و زبان روزمره‌ ما. همان‌طور که شریف در «یادداشت‌» آخر کتاب توضیح می‌دهد: «واژه‌ «drone»** در نسخه‌ سال ۲۰۰۷ [لغت‌نامه] وجود داشت، اما در نسخه‌ ۲۰۱۵ آن دیده نمی‌شود. احتمالاً «drone» به این دلیل از لغت‌نامه حذف شده است که درک این واژه به طور کامل وارد زبان روزمره‌ انگلیسی شده است؛ به عبارت دیگر، این معنای نظامی دیگر ضمیمه‌ زبان انگلیسی نیست، بلکه بخشی از خود زبان به شمار می‌رود.» (۹۵)

به هنگام خواندن کتاب نگاه کن انگار وسط گردابی آرام اما قوی افتاده‌ای که وادارت می‌کند مدام در لایه‌های عمیق‌تر ذهن و حس خود و دنیای اطرافت فرو بروی. تجربه‌ خواندن نگاه کن هم‌چون آن است که عکس‌های سیاه و سفید جنگ ایران و عراق (مثلاً عکس‌های عکاسانی چون کاوه گلستان و آلفرد یعقوب‌زاده) را ببینی، نسخه‌ای تازه از مزرعه حیوانات را بخوانی که در موقعیتی جهانی اتفاق می‌افتد و ابزارهای پیشرفته‌تری در اختیار دارد، فیلم‌های اخبار بیست‌وچهار ساعته‌ جنگ‌های افغانستان و عراق و سوریه را ببینی، گزارش‌های خبری تحقیقی و گزارش‌های افشاگران را در مورد فعالیت‌های سازمان ان‌اس‌اِی آمریکا و شکنجه‌ زندانیان گوانتانامو مرور کنی، و کتاب‌هایی نظری همچون کتاب نظر به درد و رنج دیگران سوزان سونتاگ را بخوانی و در موردش تعمق کنی... همه و همه‌ اینها در آن واحد و در یک نفس.

نگاه کن شاهد مهمی است بر زشتی‌ها و زیبایی‌های انسانی ما که ما را به مرکز تجربه‌ اکنونمان می‌برد - اکنونی که فاصله‌های دور و نزدیک «ما» و «دیگری» از هم از مهم‌ترین ویژگی‌های آن است - و وادارمان می‌کند تا آن را - جزء جزء آن را - با تمامی وجودمان نگاه کنیم. 

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

* کلماتِ در گیومه در انگلیسی کاملاً با حروف بزرگ نوشته و کلماتی است که از لغت‌نامه‌ نظامی گرفته شده است.

** این واژه در انگلیسی روزمره پیش‌تر تنها به معنی «صدای وزوز و یکنواخت» یا «وزوز کردن» بود، اما بعد در کاربرد نظامی معنایی به آن اضافه شد: «پهباد» و حالا این معنا معنای رایج در انگلیسی روزمره شده است.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط