از زوال جایزه‌ی گلشیری تا چاپ زندان‌نوشته‌های بابی‌سندز 

ماه گذشته برای فضای ادبی کشور با اطلاعیه‌ی تعطیلی جایزه‌ی ادبی گلشیری شروع شد. هوشنگ گلشیری (۱۳۷۹ - ۱۳۱۶) نویسنده‌ی کتاب‌هایی چون «شازده احتجاب»، «کریستین و کید» و «بره‌ی گمشده‌ی راعی» و سردبیر مجله‌ی کارنامه و از مؤسسان کانون نویسندگان ایران است و از برجسته‌ترین نویسندگان ادبیات مدرن ایران به حساب می‌آید. در پی درگذشت گلشیری، فرزانه طاهری، با همکاری تنی چند از دوستانشان جایزه‌ی گلشیری را پایه‌گذاری کردند و اکنون بعد از برگزاری سیزده دوره این جایزه هم به خیل جشنواره‌های ادبی خصوصی دیگری پیوست که طی این سال‌ها بنا به دلایل مختلفی از جمله کمبودهای مالی تعطیل شده‌اند.

اول مرداد بنیاد گلشیری اطلاعیه‌ای صادر کرد و در توضیحاتی کمبود منابع را عامل تعطیلی این جشنواره اعلام کرد و در ادامه از قصد این بنیاد برای توسعه‌ی سایت و جمع‌آوری آرشیو مربوط به هوشنگ گلشیری خبر داد. سیزده دوره جایزه‌ی گلشیری عموماً به نویسندگان کمتر شناخته شده، جوان و تازه‌کار تعلق گرفت ولی در نهایت نتوانست به سال چهاردهم برسد. حتی نامه‌ی ۱۱۵ نفر از اهالی ادبیات مبنی بر خواست ادامه‌ی کار جایزه‌ی گلشیری با جوابیه‌ی  فرزانه طاهری همراه بود که «اگر راهی می‌یافتیم تا جایزه را در همان سطح کیفی مورد نظرمان ادامه دهیم مطمئناً چنین می‌کردیم.» تا با این پاسخ پرونده‌ی جایزه‌ی گلشیری بعد از سیزده دوره بسته شود.

این ماه با اخباری هم درباره‌ی کتاب «زوال کلنل» نوشته‌ی محمود دولت‌آبادی همراه بود. محمود دولت‌آبادی، نویسنده‌ی آثاری چون «کلیدر»، «جای خالی سلوچ» و «سلوک» و از نویسندگان با سابقه‌ی معاصر ایرانی، برای دریافت مجوز آخرین کتابش به نام «زوال کلنل» سال‌هاست که دچار مشکلات ممیزی است. در ایران هر کتابی برای چاپ باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کند.

در حالی که ترجمه‌ی این کتاب به آلمانی با ترجمه‌ی بهمن نیرومند در سال ۱۳۸۸ در آلمان به چاپ رسیده است و ترجمه‌ی انگلیسی آن هم در سال ۲۰۱۲ منتشر شده است، اما هنوز در ایران موفق به دریافت مجوز نشده است. این کتاب حالا همچون بسیاری از آثار مجوز نگرفته‌ی داخل ایران به شکل زیرزمینی با چاپ افست به فروش می‌رسد. چاپ غیرمجاز این کتاب با اعتراض شدید دولت‌آبادی همراه بوده، وی در واکنش به این اتفاق به خبرگزاری ایسنا گفت: «این کتاب که به شکل قاچاقی منتشر شده هیچ ربط و دخلی به اصل کتاب ندارد. امیدوارم اصل کتاب منتشر شود و این حواشی نکبت بار کنار زده شود.»

با وجود این که وزارت ارشاد با پیگیری‌هایش این کتاب‌های غیرمجاز را از سطح کتاب‌فروشی‌ها جمع‌آوری کرده است اما هنوز هم می‌توانید با کمی اصرار آن را از کتاب‌فروشی‌ها بخرید. از طرفی کتاب‌فروشی‌ها هم در جواب جعلی بودن کتاب مدعی هستند کتاب مذکور ترجمه شده از نسخه‌ی انگلیسی آن است. به همین دلیل تفاوت‌هایی در نثر آن با نثر همیشگی دولت‌آبادی به چشم می‌خورد. ترجمه‌ی انگلیسی رمان «زوال کلنل» با ترجمه‌ی تام پتردیل، نامزد جایزه «بهترین کتاب ترجمه در امریکا» و برنده‌ی جایزه‌ی یان میخالسکی سوئیس در سال ۲۰۱۳ شده است.

آمار فروش کتاب در ایران مرجع رسمی ندارد. کتاب‌فروشی‌هایی هستند که فهرست‌های پرفروش‌‌ها را به دیوار می‌زنند اما عمده‌ی کتاب‌فروشی‌ها بنا به دلایل مختلف چنین فهرستی ندارند یا ترجیح می‌دهندچنین فهرستی نداشته باشند. اما با این حال می‌توان از لابلای همین فهرست‌های پراکنده اسامی تکراری‌ای پیدا کرد که نشان از فروش بیشتر بعضی کتاب‌ها دارند. جدا از آثار قدیمی‌تری نظیر مجموعه داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی یا آثار شل سیلور استاین، این ماه کتاب «بی‌شعوری» نوشته‌ی خاویر کرمنت با ترجمه‌ی محمود فرجامی از انتشارات تیسا و کتاب «دختری با گوشواره‌ی مروارید» نوشته‌ی تریسی شوالیه با ترجمه‌ی گلی امامی از نشر چشمه از پرفروش‌ها بوده‌اند. از کتاب‌های ایرانی هم «هست یا نیست» نوشته‌ی سارا سالار از نشر چشمه و «در خدمت یا خیانت زنان: گفتارهایی درباره‌ی زنان» نوشته‌ی شهلا زرلکی از نشر رسا از پرفروش‌ها بوده‌اند.

از تازه‌های کتاب باید به کتاب «زندان نوشته‌های بابی‌ سندز» اشاره کرد که اخیراً با ترجمه‌ی حمید جعفری با مقدمه‌ای از نسرین ستوده، حقوقدان، از سوی نشر قطره به چاپ رسیده است. از دیگر تازه‌های کتاب می‌توان به  مجموعه‌ داستان «گاهی آدم‌ها دوبار به دنیا می‌آیند» نوشته محمد خلیلی از انتشارات بامداد نو و رمان «آقای آدامسون» نوشته اورس ویدمر با ترجمه محمود حسینی‌زاد از انتشارات افق اشاره کرد.

پایان ماه همراه بود با درگذشت سیمین بهبهانی غزل‌سرای معاصر ایرانی که بعد از یک دوره بیماری در سه‌شنبه ۲۸ مرداد درگذشت.  او متولد سال ۱۳۰۶ بود و اولین اشعارش را در سن ۱۴ سالگی در روزنامه‌ی نوبهار با مدیریت ملک الشعرای بهار منتشر کرد. سیمین بهبهانی در اشعارش قالب کلاسیک شعر فارسی را با مضامین اجتماعی پیوند می‌زد و در همین قالبی که عموماً با محوریت مردانه حیات داشته، شاعر به عنوان یک زن را برجسته کرد. او برای وارد کردن مضامین اجتماعی به غزل‌هایش، که فرمی عاشقانه است، اوزان تازه‌ای را وارد غزل‌هایش کرد که البته با انتقادها و استقبال‌هایی از جانب شاعران کلاسیک‌سرای ایران همراه بود. سیمین بهبهانی در سال ۲۰۰۹ جایزه‌ی سیمون دوبوار برای آزادی زنان را دریافت کرد.