آلما ایرانی

تاریخ مفهومی دست‌کاری شده است. تاریخ ایران در صد سال اخیر چنان پرتلاطم بوده که امواج آن فراموش شده‌ترین لحظه‌های گذشته ما را نیز به ساحل امروز آورده: از کوروش کبیر و تغییر مبدأ تقویم گرفته تا منشور حقوق بشر و حمله اعراب. در این میانه کمتر کسی به سراغ بخش‌های «غیرجذاب» تاریخ می‌رود. بخش‌هایی که در گفتمان غالب رادیو و تلویزیون دولتی و لوس‌آنجلسی جایی ندارند. 

مستند «شش قرن و شش سال» (ساخته مجتبی میرطهماسب) به همین دلیل کوشش منحصر بفردی است برای آن که موسیقی ایرانی به یاد آورده‌شود. آنچه امروز از موسیقی «اصیل» ایرانی می‌شنویم بازمانده دوره قاجار است ولی اگر کسی نداند در تصورش در بارگاه خسروپرویز هم برای تفریح شش و هشت می‌نواخته‌اند و خوشگل‌ها می‌رقصیده‌اند. این فیلم روایتگر تلاش جمعی از موسیقی‌دانان و نوازندگان برای زنده ساختن موسیقی عبدالقادر مراغی‌ست. مراغی که شش قرن پیش روشی برای نت نویسی ابداع کرده، چهار کتاب مهم در زمینه ساختن و پرداختن موسیقی دارد. از این کتاب‌ها، سه کتاب به زبان فارسی باقی مانده که منبع گروه «عبدالقادر» می‌شود تا نواهای فراموش شده ایرانی را دوباره بسازند. محمدرضا درویشی، رئیس گروه، برای دسترسی به نسخ این کتاب‌ها به ترکیه سفر می‌کند و درمی‌یابد که مراغی در ترکیه هیچ غریبه نیست. به ایران می‌آید و با همکاری همایون شجریان و کوشش مدام گروهش، ما را به سفری طولانی‌تر می‌برد: به شش قرن پیش.

زیبایی کار گروه «عبدالقادر» تنها به زنده کردن گذشته پرشکوه ما و فخرفروشی فرهنگی نیست؛ ‪کار این گروه‬، کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد و او را وادار به کندوکاو در گذشته می‌کند و صداهایی را به گوش او می‌آورد که گرچه آشناست اما پیش از این شنیده نشده. از جذاب‌ترین بخش‌های موسیقی عبدالقادر استفاده از کلمات به عنوان رکنی موسیقایی است. اگر موسیقی سنتی امروز ایران زیر بار سنگین شعر و کلمات آهنگین قرار گرفته، موسیقی عبدالقادر که مرموز است و خاک گرفته، از حنجره خواننده به عنوان یک ساز استفاده می‌کند: با تکرار بی وقفه کلمات یا شکاندن کلمه به فراز و فرودی طولانی؛ طوری که دیگر شعر در جزئیات خودش بی‌معنی می‌شود و تنها در کلیت خود منتقل کننده معناست. این کیفیت، موسیقی عبدالقادر را به شکل ویژه‌ای از هر آن چه که تا به امروز به عنوان موسیقی «سنتی» شنیده‌ایم متفاوت می‌کند.

پروژه‌ای که فیلمبرداری آن شش سال طول کشیده، گرچه در جشنواره فجر سیمرغ بلورین گرفته و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز، آلبومی از آن منتشر کرده، اما وارد برنامه رسمی سینماها نشده و تنها در جشنواره‌ هنر و تجربه به نمایش درآمده است. فیلم «شش قرن و شش سال» می‌توانست مستند بهتری باشد؛ کارگردان تنها گروه را دنبال کرده و از تمرین‌ها و ضبط آلبوم فیلم گرفته است. تنها مصاحبه پس از اتمام بازسازی موسیقی، با محمدرضا شجریان است. مصاحبه‌ای که اتفاقاً به واسطه تخصص شجریان نکات بسیاری را درباره عبدالقادر روشن می‌کند. شاید اگر فیلم بودجه بهتری داشت، می‌شد انتظارات بیشتری هم داشت، اما به نظر می‌رسد چالش عمده کارگردان چگونگی ضبط صدا هنگام تمرین‌ها بوده است.

مستند «شش قرن و شش سال» گر چه کاستی‌هایی دارد اما نمونه خوبی‌ست از فیلمی پژوهشی و بلندنظر که از دنبال کردن موضوعی کم مخاطب نمی‌ترسد. گرچه ما فرصت نمی‌یابیم که با اعضای گروه و تفکرشان بیشتر آشنا شویم، اما گروه متنوع و پویاست: در فضای موروثی و پدرسالار موسیقی سنتی ایران، زنان گروه بسیار فعال و پرشورند . حتی همایون شجریان که در انتها باز زیر سایه پدر قرار می‌گیرد، واقعی‌تر و امروزی‌تر و شوخ‌تر به نظر می‌رسد.

 مستند «شش قرن و شش سال» یک کنجکاوی بازیگوشانه است: گوش تیز کردنی برای شنیدن آن چه ناشنیدنی می‌نماید. حتی برای کسانی که دلشان با موسیقی سنتی صاف نیست، این بازیگوشی، هیجان انگیز است.

 

این نوشته تنها نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org بفرستید. 

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط