Blessing- Luke Chan
«برکت» اثر لوک چان ©

تحت مجوز کرییتیو کامنز

نوزادان به صدای موسیقی واکنش نشان می‌دهند؛ برخی از انواع موسیقی ممکن است آنان را بترساند و باعث گریه‌شان شود و از بعضی لذت می‌برند. این واکنش‌ها از کجا نشأت می‌گیرند؟

آیدا خورسندی

 

اگر در خانواده‌ای بزرگ و پر از کودک زندگی می‌کنید یا صرفاً عاشق نوزادان هستید حتماً چنین اتفاقاتی را به چشم دیده‌اید:

  • نوزاد به موسیقی‌ای که از تلویزیون پخش می‌شود با دقت گوش می‌دهد.
  • همه با نوزادان مانند خواننده‌های اپرای سوپرانو (با صدای زیر) و با اغراق در کلمات حرف می‌زنند.
  •  نوزاد به چنین حرف زدن‌هایی توجه نشان می‌دهد و به آن علاقمند است.
  •  اگر کسی در حضور نوزاد با خشم صحبت کند، مثلاً بلند صحبت کند یا داد بزند، ممکن است نوزاد به گریه بیفتد. برخی از نوزادان حتی با آوایی متقابل به این خشم اعتراض می‌کنند.
  •  اگر در یک میهمانی باشید یا جایی که موسیقی ریتمیک پخش می‌شود و یا حتی برایش به اصطلاح 'نانای' کنید، نوزاد همراه می‌شود و شروع به تکان دادن بدنش با ضرب موسیقی و در حقیقت رقصیدن می کند.

اکثر والدین به احتمال زیاد چنین تجربیات و واکنش‌هایی را به یاد می‌آورند. حتی لحظاتی پیش خودشان افتخار کرده‌اند که نوزادشان چقدر باهوش است. چنین فرضی از جهتی درست و از جهت دیگر می‌تواند تاحدی نادرست باشد. تفکر اینکه نوزاد به خاطر نشان دادن واکنش‌هایی از این دست باهوش است تاحدی می‌تواند درست باشد چون نمایانگر توانایی ارتباط برقرارکردن نوزاد با محیط اطرافش و دارا بودن درک و فهم قابل قبولی است. اما از جهت دیگر اگر نوزادی با موسیقی می‌رقصد یا دست می‌زند نمی‌توانیم فرض کنیم که این نوزاد قطعاً درآینده استعداد موسیقایی خواهد داشت. چرایی‌اش را توضیح خواهم داد:

جنین در رحم مادر علاوه بر مواد شیمیایی و غذایی که از مادر می‌گیرد، از محیط بیرون از شکم مادر نیز محرک‌هایی دریافت می‌کند. حرکت و صدا دو محرک فیزیکی هستند که جنین از محیط خارج از خود دریافت می‌کند. او حرکت را می‌فهمد، خود نیز در رحم مادر می‌چرخد، حرکت می‌کند و لگد می‌پراند. به علاوه او صدای ضربان قلب مادر و صدای خود مادر را (به واسطه ارتعاشات صوتی در داخل بدن مادر) از درون شکم و صدای دیگران و محیط اطراف را از بیرون بدن مادر می‌شنود. در حقیقت صدا تنها راه ارتباطی غیرشیمیایی جنین با دنیای بیرون است. پس از تولد حواس لامسه و بینایی نیز به حواس دیگر اضافه می‌شوند. دقیقاً به همین دلیل است که نوزاد به محرک‌های صوتی واکنش‌های شدیدتر و توجه بیشتر نشان می‌دهد. حواس دیگر چون بینایی آرام آرام پس از تولد رشد می‌یابند. جالب اینجاست که  شنوایی نوزاد از انسان بزرگسال حساس‌تر و پرتوان‌تر است و این توانایی و تمایز آرام آرام با بزرگ‌تر شدن نوزاد کم‌تر می‌شود.

کمی پیشتر برویم: نوزادان به صدای موسیقی واکنش نشان می‌دهند؛ برخی از انواع موسیقی ممکن است آنان را بترساند و باعث گریه‌شان شود، از بعضی لذت می‌برند و با آن خود را تکان می‌دهند و بعضی دیگر آرامشان می‌کند. چگونه است نوزاد چنین واکنشی به موسیقی نشان می‌دهد؟ آیا این واکنش نوزاد حاصل یادگیری است و نوزاد در عرض چند ماه یاد می‌گیرد که موسیقی را بفهمد؟ یا چون ازسوی محیط اطراف خود تشویق و واکنش‌های هیجانی می‌بیند با موسیقی می‌رقصد؟

ضرب گرفتن با موسیقی یک قابلیت ذاتی در انسان است. پژوهشگران این پدیده را مورد آزمایش قرار داده‌اند و این امر را تأیید کرده‌اند. هرچند گرفتن واکنش‌های تشویقی از سوی اطرافیان می‌تواند روی واکنش نوزاد به ضرب موسیقی تاثیر بگذارد اما این علت نخستین رقصیدن و حرکت نوزاد با موسیقی نیست. در این زمینه پژوهشی* انجام شده به شرح زیر:

نوزادانی از دو ملیت متفاوت بین ۵ تا ۲۴ ماه به همراه والدین خود در محیط آزمایش حضور یافتند. برای اینکه نوزادان حرکات ناخواسته انجام ندهد یا دچار واکنش اضطراب دوری از والدین نشوند، روی پای همراه خود نشانده‌ شده‌اند. این موقعیت باعث می‌شد که نوزاد قسمت‌هایی از بدنش را تکان دهد (مانند دست‌ها و بالاتنه) که قابل ردیابی باشد. برای مسدود کردن صدای موسیقی و اجتناب از حرکت و ضرب گرفتن احتمالی والدین با موسیقی، به والدین هدفون‌هایی دادند که صدای بیرون را واضح نشنوند. برای نوزادان چند نمونه موسیقی کلاسیک (سن سانس، موتسارت)، موسیقی کودک (موسیقی ساده با درام)، و چند نمونه مکالمه (مکالمه بزرگسالان باهم و مکالمه نوزاد محور) پخش شد. نتایج نشان داد که نوزادان بدون کمک حرکتی والدین خود قادر به ضرب گرفتن با موسیقی و درحقیقت تشخیص ضرب موسیقی هستند. گرچه پیچیدگی موسیقایی می‌تواند در عملکرد آنان تأثیر بگذارد اما نوزادان به صورت ذاتی قادر به تشخیص و کشف ضرب موسیقی‌ای هستند که می‌شنوند بخصوص اگر موسیقی موردنظر سرضرب باشد (یعنی سنکوپ و در ضرب ضعیف نباشد). در عین حال واکنش نوزادان به موسیقی به صورت قابل توجهی بیشتر از واکنششان به مکالمه بود (حتی مکالمات نوزاد محور). در حقیقت این قابلیت نوزادان بخشی از یک ویژگی فیزیکی و درعین حال انسانی به نام هم‌زمانی (Entrainment) است. برای بهتر فهمیدن این قابلیت خودتان را در یک کنسرت راک تصور کنید. در چنین شرایطی شما بخودی خود حرکت نمی‌کنید، در حقیقت این فشار و نیروی جمعیت است که شما را به حرکت وامی‌دارد. چنین نمونه‌هایی در آیین‌های مذهبی و بومی نیز دیده می‌شود. برای مثال اگر در مراسم عزاداری ماه محرم حضور داشته‌اید دیده‌اید که به اصطلاح "سینه زدن" اکثریت جمع همزمان اتفاق می‌افتد. این پدیده‌ی بسیار شگرف و تحسین برانگیز در حقیقت قابلیت انسان برای هم‌زمان شدن با محیط و پیروی و مشمول جمع شدن را نشان می‌دهد. مثال دیگر شاید جشن‌های کُردها باشد. کردها در رقص آیینی‌شان دور یک دایره بزرگ جمع می‌شوند و همراه باهم و با موسیقی‌شان آرام آرام و قدم به قدم می‌چرخند و این چرخیدن بخشی از هماهنگی با ضرب موسیقی و بخشی از هماهنگی ناخودآگاه با جمع ناشی می شود.

 

این نوشته تنها نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org بفرستید. 

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط