ناینتی آنتیوپ و راینر کولبرگر در حال اجرای موسیقی الکترونیک
ناینتی آنتیوپ و راینر کولبرگر ©

آرام طهماسبی

گزارش آندرلاین از سومین دورۀ جشنوارۀ موسیقی الکترونیک تهران و گسترۀ آوایی متنوع این فستیوال از منظرهای موسیقایی وهم‌آمیز و اثیری تا پیچ‌وتاب‌های تکنیکی و پر از اعوجاج صوتی.

رستم دنیابخش

هواداران موسیقی تجربی و الکترونیک در سرتاسر پایتخت می‌دانستند که برنامۀ مفصل و ویژۀ ترتیب‌یافته در اس‌ای‌تی موهبتی ویژه است و با درنظرگرفتن واکنش‌های مستمر و پرشورِ خیل تماشاگرانی که سالن‌ها را پر کرده بودند، می‌توان نتیجه گرفت که ناامید از سالن‌ها بیرون نیامدند. جشنوارۀ موسیقی الکترونیک که امسال سومین سال برگزاری‌اش را می‌گذراند، در سالن آزادی برگزار شد. این سالن زیر برج شناخته‌شدۀ آزادی قرار دارد و طی دو شب، میزبان شماری از آهنگ‌سازان خوش‌استعداد بومی بود. نوازندگان ایرانی در کنار اجراگران طرازاولی از موسیقی برلین، همکاری سازنده‌ای میان برگزارکنندگان این جشنواره و سی‌تی‌ام رقم زدنند. سی‌تی‌ام معتبرترین و ستایش‌شده‌ترین جشنوارۀ موسیقی الکترونیک مستقل در صنعت موسیقی است.

این جشنواره با شش برنامۀ آخر هفته‌اش، گسترۀ وسیعی از سبک‌ها را به نمایش گذاشت، از منظرهای صوتی وهم‌آمیز و اثیری و نیز اجراهای به‌غایت انباشته از تحریفات شنیداری گرفته تا پیچ‌وتاب‌های تکنیکی و پر از اعوجاج صوتی و قطعاتی که بر اساس تنظیم زندۀ الکترونیکی صدای سازهای کلاسیک ایرانی بودند. البته این بدون احتساب شماری از پرفورمنس‌ها، پنل‌ها، کارگاه‌ها و گفت‌وگوهایی است که طی پنج روز در نقاط مختلف تهران برگزار شد. شماری از این اجراها از عناصر معنادار تصویری نیز بهره می‌بردند تا بدین ترتیب، عمق و بُعد بیشتری ببخشند به آنچه گاهی تجربه‌ای خلسه‌آمیز و تقریباً ناسوتی می‌نمود.

تماشاگران این جشنواره به درون سالن زیرزمینی غارگون سرازیر می‌شدند که البته در حکم رخصتی میمون از آفتاب سوزان بیرون بود. در همین مسیر، پیش‌بینی‌ها دربارۀ اینکه انتظار کدام موسیقی را باید داشت، در جریان بود؛ ولی هیچ اجماعی وجود نداشت. برنامۀ شب اول، سه چشم‌انداز کاملاً متفاوت را کنار هم ردیف کرده بود. معلوم نمی‌شد قرار است این واقعۀ موسیقایی از جنس کلوب باشد یا کنسرت.

ام‌اچ‌زد هنرمندی آهنگ‌ساز از ایران است که در نیوزلند زندگی می‌کند. او برنامه را با ادیسۀ فنی‌ریاضی‌واری شروع کرد که از میان استحاله‌های صوتی گوناگونِ یک سازوکار شبکه‌بندی x در برابر y عبور می‌کرد. این مجموعۀ محاسباتی مفهوم‌محور با دقتی وسواس‌گون و فشردگی صوتی اجرا شد. اصوات موّاج پُرحدّت در هم می‌آمیختند با ضرب‌های صاعقه‌گون مسلسل‌وار و صدای باس خردکننده؛ در حالی که به نظر می‌رسید همگی این اصوات در رقابتی پُرتنش با یکدیگر قرار دارند. این خطوط صوتی منفرد جان می‌گرفتند، هم‌پوشانی می‌کردند، تجزیه می‌شدند و باز ترکیبی جدید می‌آفریدند؛ چنان‌که گویی داده‌پردازی‌های دیجیتال توانسته‌اند شناختی از آنِ خود بیابند و دیگر اصوات را از میدان به در کنند. از قطعات بعدی، یکی (x=y) نام داشت. این قطعۀ بارز، سرشار از خش‌خش‌های تاریک و پالس‌های خفیفی بود که به ریتمِ مرکزی قطعه اشاره می‌کردند. در پس همۀ این مجموعه، گرافیک‌های سیاه‌وسفید گُل‌درشت و پُرضربی قرار داشت با تنظیم خودِ ام‌اچ‌زد که به‌بهترین شکل، بازتاب تنش عصبی موجود در این مجموعه بود. بلوک‌های سیاه و سفید محض برای تصاحب فضا با هم در نبرد بودند و یکدیگر را محو می‌کردند و به‌تناوب، با بریده‌هایی از رنگ‌های اصلی، پاره و دوشقه می‌شدند. این ترکیب در بهترین حالت خش‌دار و ناآرامش، به‌سانِ تکنویی ذهنی و مفهوم‌محور بود که انگیزش‌های منطقی و صوتی را پرتاب می‌کرد، بی‌آنکه هرگز این انگیزش‌های صوتی به سامان و گره‌گشایی مشخصی دست یابند.

اومچونگا هنرمند بعدی بود که روی صحنه رفت. این موسیقی‌ساز ساکن تهران، رپرتوار گسترده‌ای از «نویز» و صوت را در قالب حال‌وهواهای صوتی چندلایه و رؤیاگونی ریخت که شنونده را در خود می‌پیچید و فرومی‌بُرد. در مقایسه با آتش‌بازی‌های تکنیکی خردکنندۀ دیجیتالی اجرای قبلی، این‌یکی قطعه‌ای آرام عرضه کرد که مشتمل بود بر واریاسیون‌هایی از وزوزهای کم‌بسامد و متوسط که به‌شکلی‌ سوگوارانه با هم تعامل می‌یافتند؛ در حالی که در پس‌زمینه‌شان به‌دشواری صوتی شنیده می‌شد. اما این روندِ آرام شکل‌گیری قطعه، ارزش انتظار را داشت؛ چون فشردگی‌اش به‌تدریج همچون جزر و مد بالا گرفت و ختم شد به اوج موسیقایی حماسی و زمین‌لرزه‌واری که همراه بود با نوسان باس که از پایان‌دادن به این چنگ‌اندازی مداوم و کُشنده سر باز می‌زدند. حجم صوتی صداها هیچ راهی برای شنونده نمی‌گذاشت، جز اینکه به این تن بدهد که موسیقی او را بلند کند و یک‌باره در میان امواج استعلایی و رؤیاگون نویزها رها سازد.

برنامۀ پایانی شب اول این جشنواره، اجرایی از سوته بود که از جذاب‌ترین برنامه‌های مبتنی بر همکاری به شمار می‌رفت. او که از سنت و پرورش ایرانی‌آلمانی خود بهره می‌گیرد، سازهای سنتی ایرانی را با دخالت ادوات الکترونیک و «سمپل»‌سازی و تحریفات صوتی، در هم می‌آمیزد تا آمیزه‌ای منحصربه‌فرد، پیش‌بینی‌ناپذیر و گیج‌کننده خلق کند. آرش بلوری و بهروز پاشایی سازهای سنتور و سه‌تار را از نو تفسیر کردند و پویایی اعجاب‌انگیزی به این سازهای احترام‌برانگیز بخشیدند که هم آشنا بود و هم ناآشنا. بخش عمدۀ موفقیت این اجرا ناشی از این بود که تماشاگران می‌توانستند شاهد باشند اصوات آکوستیک به‌طور هم‌زمان تولید و تحریف می‌شوند؛ برای نمونه اینکه چطور مایه‌های ساز سنتور که صدایی شبیه به ساز دالسیمر دارد، به‌تدریج به یک صدای باس طنین‌انداز و فروکشنده تغییر فرم پیدا می‌کند.

این تجربۀ زندۀ چند‌فرهنگی و چندرسانه‌ای، از ساختارهای فنی پیچیده گرفته تا ریتم‌های رقص‌گون، از اصوات خراش‌دار زمخت گرفته تا گرداب‌های ستیزندۀ گوش‌خراش، مسیرهای مختلفی در پیش گرفت که تنوعشان حیرت‌انگیز بود. تصویرسازی‌های چرخندۀ مشبک‌سازی‌شدۀ طارق برّی که به‌شدت وام‌دار طراحی ایرانی است، پس‌زمینۀ هیپنوتیزم‌کننده‌ای برای این نمایش سراسر اصیل و به‌تمامی درگیرکننده فراهم کرد.

پایان شب اول فرصتی مغتنم بود برای تمدد اعصاب و استراحت‌دادن به گوش‌ها که دیگر به زنگ‌زدن افتاده بودند.

در شب دوم، تمپ‌ایلوژن کار خود را شروع کرد و تماشاگران که حالا دیگر خود را برای هرچیزی آماده کرده بودند، ضرب‌های متأثر از موسیقی رقص را با حرکت سرخوشانۀ پاهایشان همراهی کردند. سمپل‌های صوتی کلاسیک دهۀ نودی با وقفه‌های ناگهانی ضرب‌ها و صداهای باس متلاشی می‌شد. این اجرای دونفرۀ هنرمندان تهران‌نشین می‌توانست به‌راحتی در یکی از آن سالن‌های عظیم موسیقی تکنوی برلین اجرا شود. اجرای آن‌ها با آزادی عیش‌طلبانه‌ای میان ژانرها و سبک‌های مختلف چرخ ‌زد و با مؤخره‌ای پرخاشگر و متشکل از درام و باس، به اوج رسید و همه را در صندلی‌هایشان به رقص کشاند.

اما نقطۀ اوج این جشنواره در قالب پروژۀ مشترک صوتی‌تصویری‌ای به اجرا درآمد که کار مشترک گروه پُراستعداد ناینتی آنتیوپ و ویدئوسازفیلم‌ساز اتریشی، راینر کولبرگر، بود. در این کار، تناسبی عالی میان صوت و تصویر وجود داشت و هر نوازنده کار هم‌گروهش را کامل می‌کرد یا آن را به‌لحاظ فکری و حسی به چالش می‌کشید. یکی از وجوه موسیقی الکترونیک که اغلب نادیده گرفته شده، این است: چطور این موسیقی، در صورت استفادۀ ظریف و خلاق، می‌تواند با درهم‌تنیدن عناصر متفرق، به‌نوعی داستان هم خلق کند؟

نیما عاقیانی و سارا بیگدلی شاملو، بانیانِ گروه ناینتی آنتیوپ، به‌وضوح نشان می‌دهند که اشتیاقشان معطوف به خلق و کاوش در چشم‌اندازها و محیط‌هاست؛ آن‌هم از طریق اصوات فراوری‌شده‌، سمپل‌ها، گفتارها، سازها و صداهای انسانی. کار آن‌ها تا عرصۀ تئاتر هم گسترش می‌یابد و این تأثیرات دراماتیک را به‌شکل بی‌نظیری، کولبرگر به نمایش درآورده و جان بخشیده ‌است. آن‌ها با همکاری یکدیگر و با استفاده از نویز، خش‌، سمپل‌سازی، متن، تحریف صوتی و فیلم، دست به خلق دنیایی اعجاب‌انگیز زده‌اند که ‌همچون سفری صوتی‌تصویری است. آنچه به تماشاگر عرضه می‌شود، نوعی روایت صوتی درگیرکننده است که با عناصر تصویری تقویت شده است و همین باعث شده تا تجربۀ مواجهه با این اثر بتواند هم به‌لحاظ ذهنی و هم حسی، تأثیرگذارتر باشد.

بعد از این تجربۀ پُرتنش و نافذ، جهان زیبا و ظریفی که رابرت هنکه با تخلص «مونولیک» پدید آورد، در حکم صفای روح بود و بهترین شیوۀ به‌پایان‌بردن شب. هنکه پشت به تماشاگران قرار گرفته بود؛ به‌طوری که لپ‌تاپ و نرم‌افزار صوتی‌اش عیان بود و همه می‌توانستند دقیقاً ببینند او در هر لحظه چه‌کاری را به چه صورتی انجام می‌دهد. او پشت‌سرهم سمپل‌هایی مختلف را برمی‌گزید و اصوات را از چپ به راست و از عقب به جلوی سیستم صوتی جارو می‌کرد؛ در حالی که با خون‌سردی و مهارت، تماشاگرش را در فرایند مفهومی خود شریک می‌کرد. مهارت‌های او در تولید موسیقی زنده، همچنان که از او به‌عنوان یکی از آفرینندگان نرم‌افزار پیشرفتۀ صنعت موسیقی یعنی «ابلتون لایو» انتظار می‌رود، طی چندین دهه به حد اعلا رسیده است و بیننده را به این گمان می‌اندازد که او می‌تواند چشم‌بسته یا در خواب هم دست به چنین جادوگری‌های صوتی‌ای بزند. شنوندگان دقیق با این اجرا آرام گرفتند و رضایتمندانه تسلیم شدند. این حس‌وحال شگفت‌آمیز در آن‌ها تا مدتی بعد از پایان اجرا دوام داشت.

وقتی شنوندگان مبهوت و سرمست دوباره از زیرزمین بیرون زدند، خود را در هوای کماکان گرم نیمه‌شب تهران یافتند. حق داشتند خیال کنند ماه سرخ‌فام و خونین‌رنگِ معلق بر فراز برج آزادی که در بهترین زمان و بهترین قاب ممکن به خسوف رفته بود، بخشی از فستیوال موسیقی الکترونیک تهران است.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط