تصویر پیر بولز
پیر بولز در کنسرت

 

به مناسبت درگذشت پیر بولز در آغاز سال ۲۰۱۶، کارن سلاجقه  به بررسی نقش تأثیرگذار این آهنگساز در موسیقی قرن بیستم می‌پردازد.

 

کارن سلاجقه

 

درگذشت پیر بولز (دیماه ۱۳۹۴) نه تنها به عنوان یک رهبر، مدیر هنری، منتقد و آهنگساز تأثیرگذار قرن بیستم بلکه به لحاظ آخرین نماینده‌ی نسلی از آهنگسازان در اوایل سده‌‌ای جدید، و پایان گونه‌ای از زیستن و شنیدن موسیقی دارای اهمیت است.

ژاک آتالی جامعه‌شناس موسیقی در کتاب خود «سر و صدا - اقتصاد سیاسی موسیقی» تلاش کرده است خوانشی طبقاتی سیاسی از تاریخ موسیقی به عنوان انعکاسی از تأثیر تضادهای طبقات و نقش دولت به عنوان نهاد قدرت در موسیقی ارائه دهد. خوانش طبقاتی از موسیقی مانند هر تئوری دیگر در تاریخ و همین‌طور تاریخ هنر سریعاً با دوگانگی تز و آنتی‌تز در فلسفه‌ی هگل مواجه می‌شود. انقلاب هگلی در موسیقی غرب که بتهوون در قله‌‌ی آن ایستاده است، در جریان مدرنیسم و مخصوصاً از فردای جنگ دوم جهانی با این دوگانگی مواجه می شود.

جریان راست هگلی آنچه که درتاریخ واقع شده است را خواسته‌ی اراده‌ی عقل یا روح می‌داند. ازاین رو والتر بنیامین، فیلسوف و منتقد نیمه‌ی اول قرن بیستم، تأثیرمدرنیسم دربازتولید صدا به وسیله‌ی اختراع ضبط را لازمه‌ی آزادی موسیقی در تاریخ پیش‌بینی می‌کند.

در مقابل، جریان چپ هگلی که قائل به تأثیر اراده یا خواسته در وقایع تاریخی است، در تلاش برای تأثیرگذاری در مناسبات سرمایه و موسیقی است. انعکاس این نگاه در نوشتار تئودور آدورنو، فیلسوف و آهنگساز هم نسل آرنولد شوئنبرگ، نمایان است. این فلسفه تأثیری عمیق بر نسلی از آهنگسازان اروپا گذاشت که پیر بولز از آخرین آنها محسوب می‌شد.

با سابقه‌ای از تحصیلات ریاضی و شاگردی آهنگساز نوگرای زمان خود مسیان از ۱۹۴۵ در کنسرواتوار پاریس، بولز با خروج خود از فرانسه وفعالیت‌هایش در مدرسه‌ی دارمشتات به نسلی از آهنگسازان اروپا پیوست که هسته‌ی جنبش مقاومت ضدفاشیسم و ضدکاپیتالیسم را در وضعیت آلمان و ایتالیای بعد از جنگ دوم تشکیل می‌دادند. او با لوئیجی نونو و اشتوکهازن سه گانه‌ای تشکیل داد و با گئورگ لیگتی و لوچیانو بریو همکاری کرد. 

ویژگی این نسل از آهنگساران اروپا تداوم جریان آتونالیسم به عنوان زبانی اعتراضی یا منبعی از الهام و تفکر بر علیه جریان تبدیل موسیقی به کالا در موقعیت جدید سرمایه‌داری بود. سرمایه‌ای که تونالیته را به عنوان نمایش خوشبختی در جهانی عاری از عدالت به بازی می‌گرفت.

چنین بود که بولز با بازگشت به فرانسه و تشکیل کلاس‌های زمینه‌ی موسیقی domaine musicale، آکادمی فرانسه را به سمت جریان موسیقی آتونال برد. او رسماً هر آهنگسازی در زمان معاصر را که به این زبان تولید موسیقی نمی‌کرد خارج از گردونه‌ی تاریخ می‌ دانست.

از طرفی دیگر، ظهور موسیقی الکترونیک در دهه‌ی پنجاه آهنگسازان این نسل را به سمت گسترش امکانات رنگ  صوتی و اهمیت دادن به صدا در موسیقی برد. همان‌طور که در صحنه‌ی موسیقی آزاد که در بریتانیا و بالاخص ایالات متحده متجلی می‌شود شاهد شکلگیری موسیقی تکنو و جهت‌گیری موسیقی راک به سمت استفاده از امکانات الکترونیک هستیم.

این ظهور موسیقی الکتروآکوستیک و الکترونیک به عنوان نمادی از تکنوکراسی که انتقاد آدورنو را نیز بر انگیخت آهنگسازان نسل دارمشتات را به سمت یک رویکرد علمی به المان‌های موزیکال پیش برد. رویکرد علمی بولز در موسیقی‌اش مبتنی بر نقش شانس، تصادف، بی‌نظمی، عوامل غیر قابل پیش‌بینی، نا خودآگاه و همچنین عدم حضورمتر یا شمارش در موسیقی (مانند نسبیت مکان و زمان درفیزیک جدید) بود. تمام این عناصر در کتاب او «فکر کردن موسیقی، امروز» منعکس شده است. 

مهمترین اقدام بولز به عنوان یک مدیر، تأسیس مؤسسه‌ی تحقیقات علمی آکوستیک و موسیقی Ircam، در میانه‌ی دهه‌ی هفتاد میلادی بود. اثر او رپون Repons برای ارکستر، شش سولیست و اصوات زنده‌ی الکترونیک به عنوان حاصل این تحقیقات به اجرا در آمد.

تأثیر بولز در جهت‌گیری سیاست‌های فرهنگی فرانسه بعد از پیروزی فرانسوا میتران نماینده‌ی حزب سوسیالیست در انتخابات ریاست جمهوری در دهه‌ی هشتاد و جهت‌گیری مدیریت موسیقی به سمت تأسیس ده‌ها مرکز تحقیقات موسیقی الکترونیک در سراسر فرانسه مشهود است. با این وجود نوگرایی افراطی، نخبه‌گرایی و سلطه‌ی جریانات تندروی موسیقی در آکادمی به گفته‌ی منتقدان او آسیب عمیقی به چندین نسل از آهنگسازان فرانسه وارد کرد و موسیقی جدی (در مقابل جریان آزاد موسیقی‌های پاپ) در سایه‌ی بیشتری از انزوا قرار گرفت.     

بولز با اجرا و ضبط آثار واگنر، برگ، استراوینسکی، مسیان، لیگتی و مالر میراث شنیداری بزرگی از خود به جا گذاشت. راه‌اندازی آنسامبل انترکنتامپرن Intercontemporain به عنوان نسلی از تواناترین نوازندگان موسیقی نمونه‌ی دیگری از عملکردهای او در جهت اجرای آثار شمار زیادی از پیشینیان و آهنگسازان هم نسل و متأتر از او بوده‌است.

درگذشت بولز در آستانه‌ی دورانی از تاریخ موسیقی رخ می‌دهد که حوزه‌های موسیقی بیش از هر زمانی در معرض گوناگونی قرار دارد و دسترسی به امکانات تولید وشنیدار موسیقی بیش از هر زمانی سهل وهمگانی است. این گذر دهه‌هاست که نقش واقعی بولز را در تحقق مسیری که خود برای آینده‌ی موسیقی متصور می شد آشکار خواهد کرد.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.