©

ECM records

آلبوم جدید تریگوه سیم، نوازندۀ نروژی ساکسُفون به ‌شکلی ظریف از اشعار مولوی الهام گرفته شده است.

جف اندرو

 

شاید ساخت مجموعه قطعاتی برگرفته از اشعار جلال‌الدین رومی (586-652 هجری شمسی)، شاعر و عارف ایرانی، توسط ساکسُفون‌نواز نروژی عجیب به نظر برسد، اما این آلبوم فوق‌العاده زیبا ثابت کرد دست‌کم گاهی اوقات، رویارویی‌های خلاقانۀ نامحتمل یا ناهمگون معجزه می‌آفریند. علاوه بر این، نتیجۀ موفقیت‌آمیز این پروژه که در آن سیم قطعات را با هم‌وطنش تورا آگستاد، خوانندۀ متزوسوپرانو، نوشته شاید چندان هم دوراز انتظار نباشد.

سیم که نخستین بار پس از شنیدن موسیقی یان گاربارک به نواختن موسیقی جاز روی آورد سال‌ها است نه تنها به خاطر مهارت بالایش در نوازندگی بلکه به دلیل علاقۀ مداومش به موسیقی شرقی و آفریقای شمالی (به خاطر شغل پدرش که دیپلمات بود چند سالی در قاهره زندگی کرد) هنرمندی برجسته و در خورِ توجه محسوب می‌شود. به‌علاوه، او به وضوح علاقه دارد با موزیسین‌هایی متبحر همکاری کند که همان رویکرد بدون مرز و ژانرشکنانۀ او را به موسیقی دارند؛ آگستاد در اپرا، کاباره، موسیقی جاز و آوانگارد کار کرده است، سوانته هنریسون موزیسین سوئدی که در آلبوم ویولون‌سل می‌نوازد برای ارکستر فیلارمونیک اسلو، الویس کاستلو و استیوی واندر بیس یا گیتاربیس نواخته است، این در حالی است که فرود هالتلی، نوازندۀ بی‌نظیر آکاردئون– بازهم یک نروژی دیگر و یکی از همکاران همیشگی سیم طی کمابیش دو دهه– علاوه بر این‌که سولیستِ محبوبِ آهنگ‌سازان برجسته و معاصری هم‌چون هانس آبراهامسِن و بنت سورِنسِن است در سبک‌های جاز، فولک و کلاسیک فعالیت کرده.

با در اختیار داشتن این موزیسین‌ها، که در بداهه‌نوازی مهارت بسیار دارند و به‌ همان‌اندازه در نواختن دقیق و نت به نت قطعه‌ای که پیش رویشان نهاده شده، دانش دارند– و در آلبوم آهنگ‌های مولوی هر دو نمونۀ نوازندگی را داریم– سیم در آهنگ‌سازی‌هایش نیازی به محافظه‌کاری احساس نکرده است. در نتیجه این قطعات از قالب‌بندی سرراستِ ژانری پا فراتر می‌گذارند و تنوعی وسیع در سبک، تمپو و بافت‌شان پیدا می‌کنند؛ اما عاملی که این قطعات را به هم پیوند می‌دهد– جدا از سازبندی‌های‌شان که با توجه به حضور این موزیسین‌های متخصص به شکلی شگفت‌انگیز پالتی وسیع از رنگ‌های موسیقایی در اختیارشان قرار می‌دهد– هوش و احساس نابی است که در پاسخ رهبر گروه، در مقام آهنگ‌سازِ ابیات مولوی، به این اشعار نهفته است.

نسخه‌ای که سیم از آن برای اشعار آلبومش استفاده کرده همان نسخۀ کُلمن بارکس، شاعر و استاد دانشگاه آمریکایی است که پس از انتشارش با عنوان رومی اصل اواسط دهۀ 90 میلادی شهرت بسیار یافت. سیم نخستین بار حدود پانزده سال پیش از طریق یکی از دوستان خواننده‌اش با آثار مولوی آشنا و پس از آن از هواخواهان پروپاقرص اشعارش شد، طوری‌که در سال 2007 برای بازدید از مزارش به قونیه سفر کرد.

خیالتان راحت باشد که این آلبوم تلاش موزیسینِ راه گم‌کرده‌ای از شمال اروپا نیست که قصد داشته نوعی موسیقی جهانی ملهم از ادبیات فارسی خلق کند. برعکس، این ابیاتِ به دقت انتخاب‌شده حکم نقطۀ آغازین تنظیماتی متفکرانه را دارند. در واقع از همان نتِ اول اولین قطعه، In Your Beauty، مشخص است که داریم به جهان موسیقایی بسیار ویژه‌ای وارد می‌شویم. صدای شفاف و بلورین آگستاد که روی آکوردهای مناجات‌گونۀ آکاردئون و ویولون‌سل شناور می‌شود خبر از آرامشی روحانی می‌دهد و بعد نت‌های نرم و پر از احساس ساکسُفونِ سیم وارد می‌شوند و ساده‌ترین و لطیف‌ترین جزییاتِ دکوراتیو را به قطعه می‌افزایند. متوقف کردن زمان، تخصصی است که این آهنگ‌ساز مدت‌ها است از آن بهره برده؛ در اینجا و در حالی که ضرباهنگ موسیقی پیوسته کُند و ملایم‌ و ملایم‌تر می‌شود، پیتزیکاتو یا سُرش‌های زخمه‌ای ویولون‎سل چون تسلی قلب به گوش می‌رسند.

اما همه چیز تا این حد شاعرانه و غزل‌وار نیست. قطعۀ بعدی، Seeing Double، با فراز و فرودهای در هم گره‌خوردۀ جملات موسیقی شروع می‌شود که کمی یادآور تانگو است، تا این‌که ریتم قطعه سرعت می‌گیرد، چون عاشقی هیجان‌زده که تازه عاشق بودن خود را کشف کرده است. ابتدا ویولون‌سلِ هنریسون با گلیساندویی فرود می‌آید، بعد هالتلی با استفادۀ استادانه و خلاقانۀ خاص خودش از تنوع بافتاری آکاردئون، سولویی گیرا و روان می‌نوازد و بعد سیم با نوای خش‌دار و مسحورکنندۀ ساکسُفونِ تِنورش عرصه را در دست می‌گیرد و به زیبایی به سوی نقطۀ اوجی شاد و مناسب قطعه پیش می‌رود. در این نقطه نشانه‌ای برای بازگشت صدای آگستاد وجود دارد، صدایی که در نهایت جای خود را به سه نوازنده‌ای می‌دهد که در پایان‌بندی قطعه، در کُدایی از طنین نواهایی که به آرامی جابه‌جا می‌شوند معلق شده‌اند.

و آلبوم به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند. هر قطعه موفق می‌شود در تناسب با کلماتِ اشارت‌گر، و در عین حال به وضوح برانگیزندۀ این اشعار، درامی صوتی بیافریند. قطعۀ Across the Doorsill با آن هشدار مدامش «خواب مرو»، با نت‌های زیرِ درخشانِ آکاردئون شروع می‌شود که تصویر آسمانی پُرستاره را ترسیم می‌کند، و بعد به سوی پهنه‌ای نا‌هم‌آوا متمایل می‌شود که دلالت به رویایی آشفته و نیمه‌بیدار دارد. قطعۀ Leaving Myself از مودهای سوگوار هندی برای ویولون‌سل و صدای خواننده استفاده‌ای تأثیرگذار می‌کند و همراهی آکاردئون زمزمۀ بمِ لازم را فراهم می‌سازد. When I See Your Face که از تأثیرات سرگیجه‌‌آور عاشق شدن می‌گوید با ریفی خشک و تلوتلوخوران شروع می‌شود؛ پیش از آن‌که همه چیز خیلی شکوهمند از هم بپاشد، صدای خواننده کم‌کم پایین برود و محو شود، سازها هر کدام به سمتی منحرف شوند و دست آخر ملودی‌ای نو ظهور کند، ملودی‌ای محتاط و شکاک. The Drunk and the Madman هم که قطعه‌ای دیگر است در بابِ میل و هوس، نوایی کمابیش هم‌چون یک عاشقانۀ کلاسیک آمریکایی دارد، جایی که در آن ساز زدن سیم بیش‌تر به صدای ساکسُفون بن وبستر در دوران آخر فعالیت هنری‌اش نزدیک است؛ ترانۀ کمابیش سورئال قطعه که گهگاه با پژواکی از نت‌های زینتی، در قالب تنظیمی دلچسب و صیقل‌خورده، همراه می‌شود هم به جای خودش.

بعد از Whirling Rhythms، تنها قطعۀ بدون کلام آلبوم که از تِنور بی‌نظیر و پرنفَس ساکسُفونِ سیم شروع می‌شود و به سوی صدایی افسارگسیخته، چون آیینی درویشی پیش می‌رود، همه چیز با There Is Some Kiss We Want به پایان می‌رسد؛ رقصی ظریف از اظهار عشقی محرمانه که در آن ویولون‌سلی که روی پنجه راه می‌رود و نوای ابریشمی ساکسُفونی که در دوئتی با صدای ملتمس و لطیف خواننده است و آکاردئونی که انگار مشغول قایم‌موشک‌بازی شیطنت‌آمیز و کودکانه‌ای است، نقش اصلی را به‌عهده دارند. این قطعه‌ که در طلبِ «تماس روح بر جسم» است، پایان‌بندی بازِ مناسبی برای این آلبومِ به‌راستی شیوا و زیبا محسوب می‌شود.

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان میکند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کردهاست. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

 

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط