گروه زدبازی: (از راست به چپ) سیاوش، علیرضا، مهراد، سهراب
گروه زدبازی: (از راست به چپ) سیاوش، علیرضا، مهراد، سهراب

فراز و فرود ماهیت دگرکجایی موسیقی زدبازی

دانیال حقیقی

طی مدتی کمتر از یک دهه، رپ فارسی از چیزی که بیشتر شبیه به یک سرگرمی ابلهانه بود—شامل ضبط صدا با کامپیوتر روی بیت‌های برداشته شده از روی اینترنت— تبدیل شد به یک پدیده‌ی فرهنگی. امروزه رپ فارسی فقط یک سبک موسیقی زیرزمینی نیست. سبک زندگی خاصی را ارائه می‌کند و نگاهش به محیط اطراف (شهر و آدم‌هایش) از دل جهان‌بینی خاصی بیرون می‌آید که بی‌شباهت به نگاه عرفای شعر کلاسیک فارسی نیست. زودگذر بودن دنیا و اهمیت دریافت دم و سرخوش بودن و فارغ بودن از غم‌های این دنیا یکی از جنبه‌های مشترک میان این دو است. اما اگر از رپ فارسی به عنوان یک بستر خرده‌فرهنگی کلی بگذریم، با گروه‌ها و چهره‌های متفاوتی روبه‌رو می‌شویم که هرکدام به تنهایی به دلیل اثر گذاریشان قابل بررسی هستند. یکی از مهم‌ترین گروه‌ها در این میان که شاید از تأثیر‌گذار‌ترین‌ها هم باشد گروه زدبازی است.

زدبازی در مدتی کوتاه توانست به میان گفتگو‌های روزمره‌ی مردم راه پیدا کند و بسیاری از اصطلاحاتی که در کلامشان استفاده می‌کردند، بر سر زبان‌‌ها افتاد. سامان‌ ویلسون و مهراد هیدن در ابتدای راه‌اندازی گروه زدبازی خیلی سریع توانستند با ارائه‌ی یک موسیقی مبهم و استفاده از الفاظ رکیک، زدبازی را سر زبا‌ن‌ها بیاندازند. اما برگ برنده‌ی آرتیست‌های زدبازی، چیزی که باعث شد تا این اندازه میان نسل جدید محبوب شوند، رویا بین‌ بودنشان بود.

زدبازی، هم درباره‌ی چیز‌هایی می‌خواند که وجود داشتند و هم درباره‌ی موضوعات و اتفاقاتی که دوست داشت وجود داشته باشند. تهرانی که زدبازی از آن حرف می‌زد، یک تصویر کولاژگونه‌ی دوباره رنگ‌آمیزی شده بود از همه‌ی آن چیز‌هایی که یک نسل شیفته‌شان شده بود، که مهم‌ترین آن‌ها هم «اکستازیِ جمع» بود. ارائه‌ی تصاویر از جمع‌های ممنوعه در شهر، بارز‌ترین شکل از اسنپ‌شات‌هایی بود که زدبازی عرضه می‌کرد و شاید همین باعث شد جوان‌ترها گرایشی افراطی به آن پیدا کنند. همین گرایش جمعی به موسیقی زد‌بازی آن را تبدیل کرد به یک هوای تازه برای نفس کشیدن در شهر؛ آن را تبدیل کرد به یک کاتالیزور فرهنگی برای نسلی که سبک زندگی متفاوتی داشت و خیلی زود توانست به یکی از اصلی‌ترین عناصر خرده فرهنگ جوانان شهری تبدیل شود.

پا گرفتن اپیدمی موسیقی زدبازی با تک آهنگ‌هایی مثل «تابستون کوتاهه» و «زمین صافه» شکل گرفت که هرچند ماه یکبار از طریق فضای مجازی منتشر و به سرعت همه‌گیر می‌شدند. این روند شاید یکی‌ دو سالی ادامه یافت تا درنهایت زدبازی آلبوم «زاخارنامه» را منتشر کرد. زاخارنامه شرح مفصلی بود از دیدگاه‌های زدبازی درباره‌ی زندگی شهری، همراه با بیت‌های مبهم وخلسه آور الکترونیکی. در این دیدگاه هیچ‌چیز و هیچ‌کس مهم نیست و به همه چیز و همه کس باید از بالا نگاه کرد. درواقع علت اصلی موفقیت زد‌بازی از انتشار تابستون کوتاهه تا اینجا، یعنی انتشار زاخارنامه، این بود که رپر را به مثابه‌ی سوژه در فضای اجتماعی ایران مطرح کرد. این سوژه در آن دوران، شخصیتی خودبزرگ‌بین و نارسیسیست داشت که یک مد خاص از رفتار اجتماعی را تبلیغ می‌کرد. جلب توجه کردن همراه با غرور افراطی و دیدن و دیده‌شدن مهم‌ترین ویژگی این مد رفتاری است. علاوه بر این، آهنگ‌های عاشقانه‌ی زد‌بازی هم تصویری نو از معشوق ارائه می‌کنند. آهنگ « سیگار صورتی» ازهمین آلبوم نمونه‌ای است از یک روایت امروزی از عشق همراه با یک تخیل کاملاً زمینی عاری از ایده‌های عارفانه. به بیان بهتر، زدبازی در تمامی تصاویر شاعرانه‌اش از یک تخیل زیرزمینی بهره‌ می‌برد، تخیلی که همان‌قدر اصیل است که ضدفرهنگ و ضد اجتماع.

ضدفرهنگ بودن خرده‌فرهنگی که زدبازی بخشی از آن بود ریشه در ماهیت دگرکجایی آن دارد. تک‌تک فضاهایی که زد‌بازی در آهنگ‌هایش از ابتدا تا زاخارنامه، برای شنونده می‌سازد جدای از فضای کلی اجتماع، یا حتی مقابل آن، قرار می‌گیرند: مهمانی‌های ممنوعه یا به تعبیری «آنچنانی»، سواری در اتوموبیل‌های گران‌قیمت و اقامت در هتل‌های لوکس و فعالیت‌های گردشگری رویایی مثل رفتن به اپرای «واگنر»، نمونه‌هایی از این تصاویر هستند که به شکلی افراطی بر ماهیت دگرکجایی آن‌ها تأکید می‌شد: ما رو ساحلیم بقیه پشت میز. هرچند این ویژگی‌ها در سال‌های اخیر بسیار در کار زد‌بازی تعدیل شده‌اند و کم و بیش به یک ویژگی حاشیه‌ای بدل گشته‌اند، حال آنکه در گذشته، هسته‌ی اصلی کار کلام  زدبازی بود.

پس از دوپاره شدن گروه (یکی با سامان و مهراد و سهراب و دیگری با سیاوش‌، علیرضا و نسیم) طبیعی است که ما با دو شکل از موسیقی زدبازی طرف باشیم. دریک‌سو، سامان، مهراد و سهراب با انتشار آلبوم «بزرگ»، کلامی نیش‌دار، کنایی و به شدت زیبا را ارائه کردند که به زبان داستان‌های نوآر  طعنه می‌زند. آن‌ها یک زبان (اسلنگ) کاملاً تخصصی را ارائه کردند، همراه با موسیقی‌ای که خویشاوندی عمیقی با موسیقی راک دارد، و در دیگر سو، سیاوش، نسیم و علیرضا، با انتشار آلبوم« پیرشدیم ولی بزرگ نه»، نشان دادند که بیشتر به تجربه کردن گرایش دارند و یک موسیقی کاملاً تجربی را ارائه داده‌اند، هرچند که سعی کردند با آهنگ «مازراتی»، از زبان نیش‌دار زدبازی هم بی‌نصیب نمانند اما این آهنگ بیشتر تکرار تجربیات موفق گذشته بود. اما یک ویژگی در هردوی این آلبوم‌ها مشترک است و آن کم شدنِ  ماهیت دگرکجایی آن‌هاست.

آرتیست‌های زد‌بازی به نظر می رسد که در تجربیات اخیرشان در دو آلبوم «بزرگ» و «پیر شدیم ولی بزرگ نه»، بیشتر سعی دارند تا لایه‌های عمیق‌تری از زندگی‌شهری را بکاوند. درخشان‌ترین‌ وجه این کوشش‌ها اما ظهور اندیشه‌هایی درباره‌ی زیست هنرمندانه و یا به طور کلی، دگرگونه زیستن است که در کلام در تجانس با سازبندی‌های قطعات بیان شده‌است. آهنگ «یکی دیگه»، یکی از زیباترین قطعات آلبوم «بزرگ»  مصداقی است از آنچه در بالا  گفته شد. 

اما درواقع این آلبوم، و به طور خاص‌تر آهنگ «بزرگ» از همین مجموعه، پاسخی است به آلبوم «پیرشدیم ولی بزرگ نه»، که علیرضا جی‌جی‌ آن را تولید کرده است. قطعات در آلبوم «بزرگ» سعی دارند تا نشانه‌ی رشد فکری و بلوغ هنری زد‌بازی باشند. این کار با نزدیک کردن اتمسفر آهنگ‌ها به گفتمان‌های جاری در فضای اجتماعی ایران انجام می‌گیرد. چیزی که باعث شده تا این قطعات رگه‌هایی روشنفکرانه‌تر پیدا کنند و برعکس گذشته که موسیقی زدبازی بیشتر نوجوانان را به خود جلب می‌کرد، امروز مخاطبانش را بیشتر دانشجویان و کسانی که کم‌کم دارند وارد دهه‌ی چهارم زندگیشان می‌شوند تشکیل می‌دهند. زدبازی با افزودن بر صدای ساز‌های آکوستیک مثل گیتار در این آلبوم، بر ارزش هنری و موسیقایی آهنگ‌هایش نیز افزوده‌است. تنظیم آهنگ‌ها با سازبندی‌های پیچیده تر ویژگی بارز قطعات در آلبوم «پیر شدیم ولی بزرگ نه» است. این حال و هوا به شکلی تجربی در آهنگی با همین عنوان، از علیرضا و سیاوش با همراهی نسیم، تجربه شده است. در این آهنگ، کوردها نقشی عمده هرچند نامتجانس با کلام را ایفا می‌کنند که در کل چندان گوش نواز هم نیست.  

 می‌توان در نهایت این‌گونه نتیجه گرفت که دوپارگی زدبازی، که شاید به دلیل تفاوت دیدگاه‌های اعضای گروه از جایی به بعد اجتناب ناپذیر و قابل پیشبینی هم بود، برای طرفی که «بزرگ» شدن را انتخاب کرده تماماً برد بوده و برای طرفی که «پیر» شده تماماً باخت. شاید این اتفاق به این دلیل بوده است که سمتی که بزرگ شده، پذیرفته که موسیقی او، کمتر ادعاهای متعالی و هنرمندانه داشته باشد و هویت خودش را به عنوان یک قطعه از پازل محصولات سرگرمی پذیرفته است. اما سمتی که پیر شده، مدام تلاش دارد تا به نوعی خودش را بیشتر از آنچه که در توانش هست، دارای ارزش های هنری جلوه بدهد. این تفاوت دیدگاه، درواقع تفاوتی است که از دیرباز میان اهالی موسیقی اینجا در فلات ایران وجود داشته و حالا یک گروه مردم پسند را هم به این شکل دوپاره می کند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

لینک آلبوم «بزرگ» زد بازی

لینک آلبومهای زد بازی

موضوعات مرتبط