نمایی از اجرای «نیمکت» نوشته پل ورپت به کارگردانی لوک نوینس و فرانک دیرنس در اصفهان.
در نمایش «نیمکت» که گروهی از بلژیک در جشنواره بین المللی تئاتر معلولان اجرا کرد، بازیگرانی که مبتلا به سندرم داون بودند، معنای تازه‌ای از عشق، امید و زندگی را برای مردی بازگو کردند که پس از مرگ اعضای خانواده‌اش تنها و افسرده روی نیمکتِ پارکی در بروکسل نشسته بود. ©

بازیابی و ویرایش از http://disabledtheaterfestival.behzisti.ir/

تجربه‌های معلولان در تئاتر ایران با نگاهی به نمایش‌های چهارمین جشنواره بین‌المللی امید آفرین در اصفهان

محمدعلی سرمدی

نگاهی به گذشته

برای شناخت پیشینه فعالیت‌های تئاتری معلولان در ایران باید به سال ۱۳۰۳ و تأسیس نخستین مدرسه برای ناشنوایان توسط جبار باغچه‌بان رفت. تئاتر در مدارسٍ موسوم به «استثنایی»، به خصوص در مدرسه‌ باغچه‌بان که خود دستی در نمایشنامه‌نویسی برای کودکان داشت، اغلب به عنوان برنامه‌ای فرعی در توانبخشی معلولان مورد استفاده قرار می‌گرفت. اما نمایش‌های این نوع مدارس، حتی تا امروز هم اغلب برای خانواده‌های دانش‌آموزان اجرا می‌شود و فرصتی برای یافتنِ مخاطبِ عمومیِ بیرون از مدارس ندارند. با مرور تاریخ ناپیوسته و گسسته فعالیت‌های تئاتری معلولان می‌توان به رویدادهایی نظیر اجرای نمایش «خاله سوسکه» با حضور بازیگران ناشنوا به کارگردانی مجتبی یاسینی در دهه پنجاه هم اشاره کرد که در آن سال‌ها بسیار مورد توجه قرار گرفت. او در سال ۱۳۵۸ به عنوان مربی تئاتر در کانون پرورش فکری کودکان، کار با معلولان را ادامه داد و نمایش دیگری را با بازیگران ناشنوا در سالنی عمومی اجرا کرد.

در سال‌های اخیر نمایش‌های گوناگونی با استفاده از توانایی‌های هنری معلولان به صحنه آمده که نمایش «صندلی‌ها» نوشته اوژن یونسکو با بازی معلولین جسمی و حرکتی و کارگردانی حسین رحیمی؛ نمایش «پلکان» نوشته اکبر رادی، با بازیگران نابینا و کارگردانی شاهد پیوند و «فصل بهار نارنج» با بازیگران نابینا و کارگردانی غلامرضا عربی بیش از سایر نمایش‌ها در جذب مخاطب و اجراهای گوناگون در تهران و شهرستان‌ها موفق بوده‌اند. اما این گروه‌های مستقل به دلیل کمبود محلی دائمی برای تمرین به ناچار تجربیات محدود و منقطع داشته‌اند.

برگزاری جشنواره‌های تئاتری گوناگون برای معلولان در تهران و شهرستان‌ها ، نشان از افزایش توجه به فعالیت‌های تئاتری آن‌ها طی یک دهه اخیر دارد. اما از آن‌جا که برگزاری جشنواره مستلزم هزینه بسیار است، تاکنون گروه‌های مستقل قادر به برگزاری جشنواره‌ای بدون وابستگی به سوبسید دولت برای معلولان نشده‌اند، اما سازمان بهزیستی به عنوان سازمانی خدماتی و رفاهی که در اصل نهادی غیرهنری محسوب می‌شود، از سال ۱۳۸۲ چهار دوره جشنواره بین‌المللی و ۴۰ جشنواره در شهرستان‌ها برگزار کرده است. مهمترین کارکرد این جشنواره‌ها که هرچند کوتاه‌مدت و مقطعی به نظر می‌رسند، جدا از همه شعارهای کلیشه‌ای درباره معلولان، ایجاد فرصت‌هائی برای گروه‌های تئاتر است تا با روش‌ها و کیفیت کار سایر گروه‌هایی از این دست آشنا شوند. این ویژگی موجب می‌شود تا آنها مجالی برای تعامل با یکدیگر پیدا کرده و نظر مخاطبان بیشتری را به خود جلب کنند.

احترام به تفاوت‌ها

«چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر امید آفرین» که جشنواره‌ای ویژه برای تئاتر معلولان است، از ۱۲ تا ۱۷ آذر ماه در شهر اصفهان برگزار شد و در این روزها، ۴۱ نمایش در بخش‌های مختلف آن به اجرا درآمد که شامل ۳۵ نمایش از ایران و ۶ نمایش از کشورهای اوگاندا، آلمان، ارمنستان، هلند، بلژیک و ایتالیا بود. در این جشنواره دو بخش مجزا به «تئاتر کودک» و «تئاتر خیابانی» اختصاص داشت که گروه‌های حاضر در آن برای دریافت جایزه در روز اختتامیه به تفکیک نوع معلولیت‌ها با هم رقابت می‌کردند. اغلب نمایش‌های ایرانی این جشنواره برآمده از شش جشنواره منطقه‌ای کوچک بود که طی سال‌های اخیر با وقفه‌های پیاپی در شهرستان‌ها برگزار شده‌اند.

بر اساس آمار تخمینی که در رسانه‌های رسمی به آن استناد می‌شود، شمار معلولان در ایران ۱۲ تا ۱۴ درصد از کل جمعیت کشور است که این تعداد از یک سو ایران را در میان ده کشور اول جهان از نظر تعداد معلولان قرار داده و از سوی دیگر خبر از افزایش ۲ تا ۴ درصدی آن از سال ۱۳۹۰ تا سال جاری می‌دهد. بنابراین برگزاری جشنواره‌ای بین‌المللی با شعار «جشن دوستی با احترام به تفاوت‌ها» برای این اقلیت به نسبت پرتعداد بی‌شک رویدادی مهم و دلگرم‌کننده خواهد بود.

تئاتر: میانجی همنشینی فرهنگ‌ها

اجرای نمایش‌هایی از هلند، اوگاندا، ایتالیا، ارمنستان، آلمان و بلژیک در کنار نمایش‌هایی از ایران، پیش از اینکه صرفاً رویدادی مربوط به تئاتر معلولان باشد، امکانی برای همنشینی و آشنایی فرهنگ‌هاست، بنابراین تئاتر معلولان در چنین جشنواره‌ای امکان فراتر رفتن از تصورات رایج درباره این نوع از تئاتر را نیز عیان کرده و به مخاطبان خود نشان می‌دهد که تئاتر معلولان ظرفیت‌هایی فراتر از پرداختن به مسائلی چون ناتوانی دارد. رسانه‌هایی که رویدادهای این جشنواره را پوشش داده‌اند، در اغلب موارد این جشنواره را صرفاً از زاویه‌ معلولیت و ناتوانی هنرمندان آن دیده‌اند. این بی‌توجهی می‌تواند به جای تأکید بر فرصت‌های برابر برای حضور معلولان در جامعه و پذیرش آنها و «احترام به تفاوت‌ها»، به شکل‌گیری تصویری ترحم‌برانگیز از معلولیت منجر شود. از این رو می‌توان همنشینی فرهنگ‌ها در این جشنواره را گامی مهم در تغییر دیدگاه‌ها درباره ظرفیت‌های تئاتر معلولان دانست. مروری بر نشریه روزانه این جشنواره و مطالعه مصاحبه‌های برخی از داوران، حامیان و مخاطبان آن به خوبی نشان می‌دهد که تجربه تماشای تئاتر معلولان برای بسیاری از آنها تجربه‌ای یگانه بوده است. به عنوان نمونه افسانه بایگان، بازیگر سینما و داور این دوره و دوره‌های پیشین جشنواره تئاتر معلولان، در مصاحبه‌ای با دومین شماره نشریه روزانه جشنواره درباره نخستین تجربه خود از تئاتر معلولان می‌گوید: «اولیــن بــار کــه قــرار شــد بــرای داوری جشــنواره تئاتر معلولیـن بیایـم هیـچ تصـوری از تئاتر معلولیـن نداشـتم و نمی‌دانسـتم قـرار اسـت بـا چـه نـوع کارهایی روبـرو شـوم. تصـورم ایـن بـود کـه با کارهـایی در حد متوسـط و دبیرسـتانی مواجـه شـوم. برخلاف تصـورم، نمایش‌هایی را در ایـن جشـنواره دیـدم کـه نمونـه‌اش را در تئاتر حرفـه‌ای ایـران ندیـده بـودم».

مرور نمایش‌های جشنواره «امید آفرین»

۴۱ نمایش اجراشده در این جشنواره را می‌توان بر مبنای میزان فعالیت‌های معلولان در آن، و هم بر اساس مضمون و موضوع آنها تقسیم‌بندی کرد. عوامل برخی نمایش‌ها، اعم از کارگردان، بازیگران و نویسنده ترکیبی از معلولان و غیرمعلولان بود. در اغلب موارد کارگردانی غیرمعلول با گروهی از معلولان نمایش را برای اجرا آماده کرده بودند. البته جشنواره صرفاً مختص به کارگردانان و بازیگران نبود، بلکه در بخش نمایشنامه‌نویسی جشنواره نیز نمایشنامه‌نویسان معلول حضور داشتند و کارگردانانی که تجربه کار با معلولان داشتند در کنار جشنواره طی ورک‌شاپ‌هایی تجربیات خود را با علاقمندان به اشتراک می‌گذاشتند. حال اگر هدف تقسیم‌بندی آثار به نمایش درآمده بر اساس مضامین مرتبط و غیرمرتبط با معلولان باشد، با تنوع و گوناگونی در مضامین مواجه هستیم. برخی از نمایش‌های اجراشده از حیث مضمون به کل ارتباطی با معلولان نداشتند بلکه فعالیت تئاتری معلولان صرفاً در کارهای اجرایی چون بازیگری و کارگردانی خلاصه می‌شد. اما برخی نمایش‌ها موضوع اصلی خود را هم بر محور معلولیت قرار داده و عوامل اجرایی آن را هم معلولان و یا ترکیبی از افراد معلول و غیرمعلول تشکیل می‌داد. با این حال برخی نمایش‌ها با انتخاب مضامینی جز معلولان نگاه‌ها را معطوف به اقشار دیگری از جامعه می‌کردند. به عنوان نمونه نمایش «کاشکی» به کارگردانی منیژه معصومی درباره کودکان کار و دستفروش‌های دوره‌گردی بود که ناگهان خود را در یک سالن تئاتر می‌یافتند و تصمیم می‌گرفتند در آن نمایش اجرا کنند. این نمایش با مضمونی انتقادی و اجتماعی، نظرها را معطوف به مسأله کودکان کار و خیابان و آرزوها، خواست‌ها و رویاهای آن‌ها می‌کرد. اما نمایشی مانند «چه کسی جنگ را آغاز کرد؟» هم در این جشنواره اجرا شد که روایتی از زندگی مردی شکنجه‌شده در زندان‌های ابوغریب را برای مخاطبان خود روایت می‌کرد. از این نظر باید گفت که گردانندگان جشنواره در راستای تحقق یکی از اهداف اصلیشان، یعنی «جلوگیری از جداسازی معلولان به عنوان اعضای یک جامعه» موفق بودند.

در میان آثار اجراشده، تعداد تماشاگران نمایش‌های غیرایرانی بیشتر از نمایش‌های ایرانی بود و «شاه لیر» به کارگردانی رابرت تساتوریان از کشور ارمنستان بیش از سایر نمایش‌ها تماشاگر داشت. نمایش «نیمکت» نوشته پل ورپت و کارگردانی لوک نوینس و فرانک دیرنس از نمایش‌هایی بود که بسیار مورد توجه تماشاگران جشنواره قرار گرفت. این نمایش درباره مردی بود که پس از مرگ پدر و مادرش، درهم‌شکسته، افسرده و ناامید روی نیمکتی در پارک می‌نشیند و بازیگرانی که مبتلا به سندرم داون هستند، با حضور خود در پارک، جهانی از امید و عشق را برای او می‌سازند.

داستان و فرم اجرایی همه‌ نمایش‌های جشنواره ساده نبودند، نمایش «بازگشت به بکت» به کارگردانی فرانک ماتزکه با این باور که «در هنر چیزی به نام ناتوانی وجود ندارد و همه چیز توانایی است»، تلاش کرده بود معلولیت و ناتوانی را از منظری فلسفی بررسی کند. کارگردانان نمایش «نیمکت» و «بازگشت به بکت» در کنار تولید این نمایش‌ها کارگاه‌هایی آموزشی هم برای مربیان و معلولان برگزار کردند.

با نگاهی به کل نمایش‌ها باید گفت که رویکردهای گروه‌های گوناگون به معلولیت متکثر و متفاوت از یکدیگر بود. به عنوان نمونه‌ای دیگر، گلناز اکبری با دراماتورژی نمایشنامه «باغ وحش شیشه‌ای» نوشته تنسی ویلیامز میان شخصیت لورا در این نمایشنامه و بازیگری معلول همدلی ایجاد کرده و با این کار رویکردی متفاوت به معلولیت را نشان می‌داد. در این جشنواره نمایش‌هایی هم بود که سعی داشتند توجه مخاطبان را به برخی مسائل زندگی روزمره معلولان جلب کند، به عنوان مثال نمایش «فلانی و فلانی‌ها» به کارگردانی موسی هدایتی، با بازیگری هفت معلول جسمی و حرکتی به تلاش آنها برای استقلال در انجام امور روزمره می‌پرداخت.

با این حال، علی‌رغم تلاش گروه‌های گوناگون برای پرداختن به مضامین مرتبط با معلولان، داوران این جشنواره در بیانیه‌ پایانیشان به کارگردانان این نوعِ خاص از تئاتر تذکر دادند که نباید صرفاً به خاطر پذیرفته‌شدن در یک جشنواره، از حضور معلولان استفاده کرد.

نگاه به آینده

باتوجه به شمار معلولان در ایران، جدا از مسائل رفاهی و خدماتی که مورد نیاز این قشر است، بهره‌گیری از تئاتر به عنوان هنری که قابلیت افزایش مشارکت و حضور این قشر در جامعه را افزایش دهد، اهمیت دارد. اما معمولاً پس از برگزاری جشنواره این مسأله فراموش می‌شود و تئاتر دیگر ضرورتی برای معلولان به حساب نمی‌آید. امروز مهمترین مشکل برای تولید تئاتر معلولان کمبود سالن‌های مناسب برای‌ تمرین و اجرا است. محلی که هم برای تماشاگران معلول و هم برای حرکت و کار بازیگران معلول مناسب باشد.

جشنواره‌ها و رویدادهای بزرگی که معمولاً با هزینه‌های دولتی تأمین می‌شوند، اغلب رویدادهایی گذرا هستند. همین جشنواره بین‌المللی امید آفرین، پس از سال‌ها وقفه در برگزاری بار دیگر احیا شده است. بنابراین ممکن است که دولت‌ها همواره تمایلی به برگزاری جشنواره تئاتر برای معلولان نداشته باشند و مسائل رفاهی و خدماتی را در اولویت قرار دهند. به همین دلیل فاطمه فخری، کارشناس امور هنری معلولین سازمان بهزیستی و دبیر جشنواره امید آفرین، پس از پایان جشنواره در گفت‌و‌گویی با روزنامه ایران درباره نیازهای آینده تئاتر معلولان گفته است: «ما در حال تدوین طرحی حمایتی هستیم که بر اساس آن گروه‌های نمایشی معلولان به کمپانی‌های کوچک بدل شوند. یعنی ما کمکشان کنیم تا سر پا شوند. تشکیل یک کمپانی کوچک یک ویژگی مهم دارد و آن، تولید کار حرفه‌ای است. قطعاً مخاطب هم به دنبال تماشای یک نمایش استاندارد، جدا از مسائل ترحم‌انگیز است». شکل‌گیری گروه‌های کوچک برای تئاتر معلولان یکی از مهترین امکان‌ها برای اجرای عمومی این نوع نمایش‌هاست، نمایش‌هایی که می‌توانند تحقق این تفکر ایده‌آل باشند که نباید معلولان را از جامعه جدا کرد. با این حال ضمن درنظرگرفتن چالش‌های تئاتر برای معلولان و مسائل خاص تئاتر ایران ، باید گفت که تا زمان پذیرش تئاتر معلولان به عنوان نوعی از تئاتر برای مخاطب عمومی، راهی طولانی در پیش خواهد بود.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط