صدف فروغی

مجله آندرلاین با صدف فروغی قبل از نمایش «آوا» - اولین ساختۀ سینمایی او - در جشنواره Human Rights Watch در لندن صحبت به گفت‌وگو نشسته است.

یانته روچ

 

اولین نمایش فیلم آوا در جشنواره بین المللی سینمای تورنتو رخ داده که در آنجا برنده جایزۀ فیپرشی و لوح تقدیر با عنوان «بهترین فیلم اولی کانادایی» را به دست آورد. در ادامه، آوا جایزه «بهترین فیلم داستانی اول» را از Canadian Screen Award دریافت کرد و همان مراسم نامزد هشت جایزه دیگر نیز بود.

شخصیت اصلی فیلم، نوجوانی منزوی از طبقه متوسط است که آرزو دارد از محدودیت‌های زندگی با خانواده‌اش فرار کند تا استعداد خود در موسیقی را دنبال کند. بزرگسالان و دور و بری‌هایش در سر راه او مانع می‌تراشند، به خصوص مادر سلطه‌گرش. این خودش به شورش آوا می‌انجامد.

به بهانه نمایش پیش‌روی فیلم در لندن، من با صدف فروغی، کارگردان فیلم، در مورد نقش والدین، موقعیت زنان، دروغ در جامعه ایران و استفاده از نقاشی در اثر تأثیرگذار او صحبت کردم.

 آندرلاین: ایده فیلم از کجا آمد؟

صدف فروغی: مشغول نوشتن داستانی بودم. بعد از دو ماه خودم را مقابل داستانی دیدم که خیلی شخصی بود. به نوجوانی خودم و دوستانم در ایران بر می‌گشت. فکر کردم آیا این داستان قابلیت فیلم شدن دارد؟ البته به آن زندگی واقعی درام اضافه کردم. من این فیلم را نامه عاشقانه‌ای به دوران نوجوانی که هیچ وقت در ایران نداشتم می‌دانم.

 آندرلاین: زمان فیلم آیا زمان حال است یا مثلاً ۲۰ سال پیش است؟

فروغی: من تصمیم داشتم فیلمی بسازم که زمان نداشته باشد، چون شرایط خانواده‌های ایرانی نسبت به گذشته تغییری نکرده است؛ شرایط اجتماعی همان است که در نوجوانی‌ام بود. فیلم در زمان حال است اما ریشه‌هایش بیش از ۴۰ سال و شاید به صدها سال در ایران برمی‌گردد. سنت‌ها و تابوها، برقرار نشدن دیالوگ در خانواده. فیلم در مورد خانواده‌ای سنتی است که در آن علاقه‌ای به آزادی وجود ندارند. مثلاً گوشی تلفن در فیلم که با سیم به دیوار وصل است این حس را به بیننده می‌دهد که ما نمی‌توانیم آزاد باشیم، و اشاره کوچکی به گذشته‌ام است. اما در مدرسه یکی از شاگردان موبایل دارد. این نشان می دهد اتفاق در زمان حال می‌افتد.

آندرلاین: انتخاب این طبقه اجتماعی به دلیل تجربه شخصی شما بود یا برای شما سرگردانی آنها بین مدرنیته و سنت جذاب بود؟

فروغی: هر دو تا. فکر می‌کنم می‌توانیم داستان‌هایی که [شخصاً] لمس کرده‌ایم را به خوبی به تصویر بکشیم. خودم در طبقه متوسط زندگی کردم و این طبقه را می‌شناسم. ایرانیان خیلی علاقه دارند نشان بدهند که ما از خانواده‌هایمان حمایت می‌کنیم و اگر مشکلی باشد به قول آقای کیارستمی «سرمون تو کلاه خودمون بشکنه.»

 آندرلاین: کمی دربارۀ نقش پدر و مادر آوا توضیح بدهید.

فروغی: می‌خواستم یک خانواده را و به‌خصوص رابطۀ مادر و دختر را بررسی کنم. مادر در همه جای دنیا نقش مهمی است. متأسفانه پدر از هر لحاظ نقش کمرنگ‌تری در خانه دارد. من مادر خودم را خیلی دوست دارم و هر چه بزرگ‌تر می‌شوم این سؤال را بیش‌تر از خودم می‌پرسم که آیا هر زنی که به دنیا می‌آید قرار است مادر شود؟ مادرِ فیلم من کسی است که سختی کشیده، قبل از ازدواج باردار شده، و باید جوابگوی همسرش هم باشد. پدر، مثل مادر، دیدگاه سنتی دارد. آوا را خیلی دوست دارد و به هم خیلی نزدیک هستند. بر عکس، برای مادر، آوا دور است چون خودش یکی از بدبختی‌هایش را آوا می‌داند. تابوی باردار شدن قبل از ازدواج و اجبار ازدواج به خاطر بچه‌دار شدن، عشق آنها را کمرنگ کرده، تبدیل به وظیفه کرده. هرکدامشان می‌توانستند زندگی دیگری داشته باشند. چیزی که آن‌ها را مجبور کرده، چه مثبت و چه منفی، در کنار هم باشند آواست. چرا ما نباید عاشق بچه‌ای باشیم که قبل از ازدواج به دنیا آمده؟ چرا این تابوها باید ما را از هم دور کند؟

 آندرلاین: نقش زنان در تغییر و بهبود شرایط خودشان در ایران چیست؟

فروغی: زنان نیاز به بازنگری در تابوها و سنت‌ها دارند، صادقانه فکر کنند که چه چیزهایی را دوست ندارند. اگر از خودمان شروع کنیم بعد به مرور زمان این می‌تواند تأثیر خودش را در سطح وسیع‌تری بگذارد. متأسفانه در ایران خانواده‌هایمان مستبدترین جامعه کوچک هستند. خیلی سختگیرند و طبیعتاً بچه سخت‌گیر و در جامعه سرخورده می‌شود، نمی‌تواند به دیگران احترام بگذارد، چون در خانه به او احترام نگذاشته‌اند. دایره بستۀ خشنی است که از خانواده به جامعه و از جامعه به خانواده برمی‌گردد. آوا می‌خواهد مداوم خودش را ثابت کند. این بچه وقتی وارد اجتماع می‌شود عصبی است.

 آندرلاین: دروغ مفهوم مهمی در فیلم‌تان و در فیلم های ایرانی یک دهه اخیر است.

 فروغی: بله، متأسفانه نوع زندگی ما افراد را به دروغ تشویق می‌کند. چون دو نوع زندگی است: یک زندگی در خانه و یک زندگی در جامعه. این اولین دروغ می‌شود که از کودکی یاد می‌گیریم. دوم نوع رابطه با پدر و مادر است که نمی‌شود همه چیز به آن‌ها بگوییم. در نتیجه دروغ می‌گوییم. در مدرسه یاد می‌گیریم چطور دروغ بگوییم. به نظرم ما مواقع زیادی دروغ می‌گوییم تا خودمان را نجات بدهیم. «بگذار یکی دیگر به خطر بیافتد ولی من به خطر نیافتم». این هم جامعه را بیمار می‌کند. وقتی احساس امنیت نمی‌کنم و نمی‌خواهم چیزی را از دست بدهم مثل جایگاه من به عنوان یک دختر خوب یا به عنوان یک شاگرد خوب یا به عنوان یک خانم محترم.

 آندرلاین: آیا آوا در ایران نمایش داده شده است؟

فروغی: هنوز درخواسته پروانه نمایش را در ایران نداده‌ام. اگر ایران بروم حتماً این کار را می‌کنم. اما مدرسه آوا خواسته که فیلم را در مدرسه‌شان برای تمام دانش‌آموزانی که بالای ۱۶ سال هستند نمایش بدهیم. من حاظرم این اتفاق بیافتد. اولین مخاطبم ایرانی‌ها هستند، چون این فیلم ایرانی است.

 آندرلاین: کدام هنرمند برای شما الهام‌بخش بوده؟

فروغی: در این فیلم خیلی تحت تأثیر نقاشی‌های امپرسیونیستی و همین‌طور کارهای نقاش دانمارکی هامرشویی بودم. سبک امپرسیونیسم به خاطر رنگ‌هایشان و چون زندگی نوجوانان رنگی است! هامرشویی، چون آوا در زنانگی خودش گم شده، حتی مادرش، و درها و پنجره ها نشانی از آن است.

 آندرلاین: برنامه آینده تان چیست؟

فروغی: در حال حاضر روی فیلم دومم مشغول کار هستم که فیلمنامه آن را تمام کرده‌ام و این دفعه تهیه‌کننده دارم! اسم فیلم تابستان با امید خواهد بود و بخش دوم سه‌گانه‌ای است که بخش اولش آوا بود. در مورد رابطه بین یک مادر و پسر نوجوانش است، و دوباره در ایران می‌گذرد. من سناریوی آوا را به عنوان یک واریاسیون موسیقی نوشتم و این فیلم جدید هم با همین ایده نوشته شده. این سه‌گانه را به عنوان یک قطعه کامل موسیقی می‌بینم که سه موومان دارد.

 فیلم آوا در تاریخ ۱۴ و ۱۵ مارس در مرکز باربیکن (Barbican) در لندن اکران خواهد شد. برای اطلاعات بیشتر لطفاً به وبسایت Human Rights Watch Film Festival مراجعه کنید

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان میکند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کردهاست. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط