آگهی مطبوعاتی فیلم لورنس عربستان ©

همه پوسترها از مجموعه احسان خوش‌بخت

در اوج محبوبیت هنر سینما در ایران دهۀ شصت میلادی، بخشی از برنامه نمایش‌ سینماها به فیلم‌های بریتانیایی اختصاص دارد. یکی از قدیمی‌ترین منتقدان سینمای ایران خاطرۀ آن روزها را برای آندرلاین زنده می‌کند.

کیومرث وجدانی

 

در طی دهه‌های سی و چهل شمسی، سینما در ایران یکی از ارزان‌ترین تفریحات بود. رفتن به سینما به دلیل قیمت ارزان بلیت مبدل به یک عادت اجتماعی و بخشی از روند روزمرۀ زندگی ایرانیان شده بود. مردم عادت داشتند که به ­طور متوسط هفته‌ای سه چهار بار و دست‌کم یک بار در آخر هفته به سینما بروند. سینماها فیلم‌ها را در سه سئانس عصر بدون وقفه به نمایش می‌گذاشتند. بنابراین اگر کسی وسط نمایش فیلم وارد سینما می‌شد نگران این نبود که بخشی از فیلم را از دست داده‌ است. او می‌توانست در سالن سینما بماند و بخش ابتدایی فیلم را در سئانس بعدی تماشا کند (در این دوره بلیت‌ها شمارۀ صندلی نداشت). بعدتر سینماها بعضی سئانس‌‌های بعدازظهر و صبح (که مشوق خوبی برای گریز دانش‌آموزان از مدرسه‌ بود) را به نمایش‌های خود اضافه کردند. نمایش فیلم‌ها دقیقاً محدود به یک هفته بود و در انتهای هفته همه انتظار تغییر برنامۀ سینما را داشتند. کیفیت فیلم‌‌ها تأثیری بر این برنامه‌ریزی سفت و سخت نداشت. نمایش فیلم‌ها، هر اندازه هم که بد بودند، باید تا پایان هفته ادامه می‌یافت. بسیار به‌ندرت مواردی پیش می‌‌آمد که در آن یک فیلم پس از کم‌تر از یک هفته از پرده پایین کشیده شود. یکی از این موارد استثنايي فیلم «رودخانه» (۱۹۵۱) ژان رنوار بود که اکران آن به نحو شرم‌آوری تنها پس از یک شب پایان یافت. درعین حال یک فیلم باید فروش بسیار خوبی می­‌داشت تا بتواند بیش از یک هفته روی پرده بماند.

 

در طی دهۀ چهل شمسی، ایران بسیار تحت تأثیر فرهنگ آمریکا بود. تماشاگران ایرانی به فیلم‌های هالیوود خو گرفته ‌بودند و فیلم‌های بریتانیایی برایشان نا‌آشنا به ­نظر ‌می‌رسید، اما این غرابت، آمیخته با حسی از احترام بود. فیلم‌های بریتانیایی به اصطلاح به هنری بودن شهره بودند و این آوازه مبتنی بر فیلم‌هایی نظیر اقتباس‌های لارنس اولیویه از شکسپیر یا شاهکارهای کلاسیک تیم مایکل پاول/امریک پرسبرگر بود و بعدها آثار کارگردانان مطرح بریتانیایی در دهه‌های سی و چهل شمسی چنین  تصویری از سینمای بریتانیا را بیشتر تثبیت کرد. دو اثر عمدۀ سینمایی دیوید لین پس از فیلم‌های دیکنزی‌اش، یعنی «پل رودخانه کوای» (۱۹۵۷) و «لورنس عربستان» (۱۹۶۲)، هر دو مورد استقبال تماشاگران ایرانی قرار گرفتند. به هنگام اکران «لورنس عربستان»، سینماها پردۀ مخصوصی را به طور موقت نصب نمودند تا فیلم را در فرمت اصلی هفتاد میلی‌متری آن – که در آن ایام تازگی داشت – نمایش دهند. پاسخ مساعد تماشاگران ایران به این فیلم با نمایش اثر حماسی بعدی لین، یعنی «دکتر ژیواگو» (۱۹۶۵) نیز تکرار شد.

 

فعالیت کارگردانان بریتانیایی در زادگاه خود اغلب کوتاه مدت بود. آنان به محض دستیابی به موفقیت، مجذوب دورنمای پرآب و رنگ‌تر کار در هالیوود می‌شدند.‌ البته تغییر مکان فیلم‌سازان در جهت مخالف هم جریان داشت. یکی از این موارد، جوزف لوزی، از قربانیان لیست سیاه مک‌کارتی بود که ایالات متحده را به مقصد بریتانیا ترک کرد. در این مورد خاص، این مهاجرتِ به اضطرار، به نفع او انجامید. او بهترین فیلم‌هایش از جمله دو شاهکار «پیشخدمت» (۱۹۶۳) و «تصادف» (۱۹۶۷) را که هر دو در ایران به نمایش درآمدند، در بریتانیا ساخت.

 

آنتونیونی هم بریتانیا را به­ عنوان محل ساخت «آگراندیسمان» (۱۹۶۶) انتخاب کرد. این فیلم نیز در اکران عمومی در ایران مورد استقبال قابل قبول تماشاگران قرار گرفت. با این حال دوام آوردن فیلم‌هایی از قبیل «آگراندیسمان» و «پیشخدمت» بر پردۀ سینماها تنها مدیون حمایت یک اقلیت تحصیل‌کرده و با فرهنگ از عاشقان جدی سینما بود. از این منظر، مجلات تخصصی همچون «ستاره سینما» نقش پیشگامانۀ مهمی در تبلیغ برای این قبیل فیلم‌ها و تربیت و شکل‌گیری این تماشاگران خاص برعهده داشتند.

 

درمیان فیلم‌های بریتانیایی متعلق به سینمای ژانر، فیلم‌های ترسناک کمپانی همر در ایران محبوبیت داشتند. پیتر کوشینگ و کریستوفر لی که به خاطر نقش‌هایشان در سری فیلم‌های دراکولا و فرانکنشتاین شناخته می‌شدند مورد علاقۀ تماشاگران بودند. اما تماشاگران ایرانی به نوع سطح بالای کمدی بریتانیایی و حس طنز متعالی آن عادت نداشتند. کمدی‌های استودیو ایلینگ، باب سلیقۀ آنها نبود. فیلمی نظیر «قاتلین پیرزن» (۱۹۵۵) ساختۀ الکساندر مکندریک با استقبال نسبتاً کمی روبه‌رو شد. از سوی دیگر انواع کم‌ارزش کمدی بریتانیایی میان مردم ایران محبوب و فیلم‌هایی هم‌چون «ادامه بده کلئو» (۱۹۶۴) در گیشه موفق بودند. اما محبوب‌ترین کمدین بریتانیایی در بین تماشاگران ایران نورمن ویزدم بود.

 

©

همه پوسترها از مجموعه احسان خوش‌بخت

©

همه پوسترها از مجموعه احسان خوش‌بخت

©

همه پوسترها از مجموعه احسان خوش‌بخت

با این حال بزرگ‌ترین پدیدۀ سینمای بریتانیا در دهۀ چهل شمسی جیمز باند بود. دو فیلم نخست جیمز باند به‌سرعت شان کانری را تبدیل به قهرمان تماشاگران ایران کردند.

 

تقریباً هیچ ­یک از فیلم‌های متعلق به سینمای نوین بریتانیا به دلیل تجاری نبودن‌شان به اکران عمومی در ایران درنیامدند. تماشاگران ایران تنها پس از نمایش فیلم های بعدی (و با قابلیت فروش بیشتر) آنان، با فیلم‌سازان متعلق به این جریان آشنا شدند. به عنوان مثل فیلم «عزیز» (۱۹۶۵) جان سله سینجر تنها پس از اکران موفق «دور از جماعت خشمگین» (۱۹۶۷) به نمایش درآمد. نخستین فیلمِ تونی ریچاردسن که در ایران پردۀ سینما را به خود دید، فیلم برندۀ جایزۀ اسکار او «تام جونز» (۱۹۶۳) بود. فیلمِ «با خشم به گذشته بنگر» (۱۹۵۹) او به خاطر ستارۀ اصلی‌اش، ریچارد برتون توانست رنگ پرده را به خود ببیند. ما به ­جای شاهکار کارل رایس، «شنبه شب و یکشنبه صبح» (۱۹۶۰)، فیلم‌های «شب باید فرا برسد» (۱۹۶۴) و «مورگان» (۱۹۶۶) را از او دیدیم. ما فیلم «این زندگی ورزشی» (۱۹۶۳)‌ لیندزی اندرسن را هم نتوانستیم در ایران تماشا کنیم. تنها فیلم در این گروه، که به موقع در ایران نمایش داده شد، «اتاق طبقه بالا» (۱۹۵۸) جک کلیتون بود که دلیل آن هم کسب جایزۀ بهترین بازیگر زن توسط سیمون سینیوره برای این فیلم بود.

 

یکی از کارگردانانی که از درخشش استعداد او در طول تاریخ هرگز کاسته نخواهد شد، آلفرد هیچکاک است که به ­رغم این­که نیمۀ دوم فعالیت فیلم‌سازی‌اش در هالیوود صورت پذیرفت، همچنان یکی از عناصر اصلی سینمای بریتانیا به شمار می‌رود. او در اواخر دوران فعالیت خود به این کشور بازگشت تا آخرین شاهکار بریتانیایی خود «جنون» (۱۹۷۲) را بسازد.

 

در ایرانِ دهۀ چهل، هیچکاک از محبوبیت یک ستارۀ سینما برخوردار بود و همه فیلم‌های او را دوست داشتند. گروه کوچک سینه‌فیل‌ها سرگرم کندوکاو در مضامین متعدد آثار او به عنوان یک مؤلف سینما بودند، اما اکثریت تماشاگران صرفاً از فیلم‌های او مثل «یک تکه کیک» – دقیقاً همان‌طور که هیچکاک می‌خواست فیلم‌هایش دیده شوند – لذت می‌بردند. آنان فیلم‌های او را به خاطر هیجان ناشی از تعلیق‌آفرینی خاص او دوست داشتند. اما آنان همچنین، فیلم‌های هیچکاک را به خاطر حس طنز غیرمعمول و ظریفی که، به­ رغم سال‌ها اقامت او در هالیوود، بسیار بریتانیایی باقی مانده بود دوست داشتند. تماشاگران ایران می‌توانستند با این نوع طنز ارتباط برقرار کنند و این موفقیتی بود که حتی کمدی‌های استودیو ایلینگ هم نتوانسته بودند به آن دست یابند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام  ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط