Hamlet, shaubuhne, theatre
هملت ©

تاماس آرین

سی و ششمین جشنوارۀ تئاتر فجر آغاز به کار کرده و استوارت دنیسُن بعضی از اجراهای غیرایرانی که نباید از دست داد را در بخش بین‌الملل معرفی می‌کند.

استوارت دنیسون

سی و ششمین جشنوارۀ بین‌المللی تئاتر فجر در این آخرهفته شروع به کار می‌کند، در حالی که برنامۀ فشردۀ ده روزه‌اش آمیزه‌ای است از اجراهای مختلف از سرتاسر ایران و جهان. این دوره از جشنواره شامل آثاری با مفاهیم و ایده‌های جدید است، به ویژه در بخش بین‌الملل که هنرمندان تئاتری از کشورهای مختلف را گرد آورده تا اجراها، چیدمان‌ها، تورها، کارگاه‌ها، و پنل‌های تخصصی‌‌شان را در معرض تماشای شهروندان تهرانی قرار دهند.

در این‌جا نگاهی می‌اندازیم به شماری از آثار برجستۀ بخش بین‌الملل این دوره از جشنواره که از شنبه ۳۰ دی‌ماه آغاز می‌شود.

ریموت تهرانِ اثر ریمینی پروتوکل

یکی از پیشرفت‌های قابل‌توجه این دوره از جشنوارۀ تئاتر فجر افزایش اجراهای بیرون از مکان‌های متداول تئاتری است. ریمینی پروتوکل، چهرۀ سرشناس آثار هنری جمعی تعاملی که مقیم برلین است، در اثر خود در این جشنواره یک تور پیاده‌روی در تهران ترتیب داده که در آن از هدفون و صداهای افراد ناشناس استفاده می‌شود. هر یک از مشارکت‌کنندگان/تماشاگران اثر این فرصت را می‌یابد که به سفر شخصی خود در میان یک گروه از افراد بروند و بدین ترتیب مجبور می‌شوند پیش‌فرض‌های خود دربارۀ شهری که تصور می‌کنند می‌شناسند را مورد بازنگری قرار دهند. این تجربۀ تعاملی، جمعی و غیرمنتظره را به هیچ وجه نباید از دست داد.

دهان بزرگ اثر والنتین دائن

این نمایش تک‌نفره از بلژیک، تماشاگرش را از میان گردباد سخنرانی‌های سیاسی عبور می‌دهد و به میان تاریخ می‌برد، از یونان باستان گرفته تا باراک اوباما. دائن در قالب شخصیت‌هایی که داستان بشر را رقم زده‌اند می‌رود. او با این اجرای جنون‌آمیز و پرانرژی‌اش، کلمات آن دهان‌های بزرگ را شالوده‌شکنی می‌کند و در بافتی جدید قرار می‌دهد. در دورانی که سیاست جهانی به‌ طرزی روزافزون تحت سلطۀ کسانی قرار گرفته که بلندتر فریاد می‌کشند، این اثرِ به‌هنگام، ما را تشویق می‌کنند که سخنان پیشینیان را دوباره وارسی کنیم و به رهبران سیاسی‌ای که برگزیده‌ایم نگاهی تازه بیندازیم.

شهرهای نامرئی اثر پینو دی بودوئو

جالب است که نخستین نسخه از این اجرای مدام‌متغیر و همیشه‌موجه در سال ۱۹۹۱ اجرا شد. این بدان معنا است که به لحاظ زمانی، این اجرا به رمان چندلایۀ مشهور ایتالو کالوینو که در سال ۱۹۷۲ منتشر شد نزدیک‌تر است تا زمان حاضر و این دستاورد کمی برای یک اجرای تئاتری نیست، به خصوص اگر اثری مشارکتی، مختص فضاهای عمومی و چندرسانه‌ای‌بودن باشد. شهرهای نامرئی در باغ‌موزۀ قصر اجرا می‌شود و می‌کوشد آن را استحاله ببخشد؛ مکانی پرماجرا که روزگاری یکی از شوم‌ترین زندان‌های شاه بود. اگر بتوان بر مبنای اجراهای پیشین قضاوت کرد (گرچه ماجرای هر شهر متفاوت است)، می‌توان انتظار ملغمۀ پرزرق‌وبرقی از ویدیوپروجکشن، ترفندهای برگرفته از دلقک‌بازی و سیرک، چیدمان‌های پارچه‌ای عظیم و حال‌وهوای فراموش‌ناشدنی کارناوال را داشت.

هملت اثر مونیخ کمرشپیله

در اقدامی قابل‌توجه، برگزارکنندگان جشنواره اجرای دیگری از هملت را مهمان صحنۀ تئاترشهر کرده‌اند که چهره‌هایی سرشناس را یدک می‌کشد. اجرای توماس اوسترمایر از هملت در دو سال پیش، منتقدان و تماشاگران را به یک میزان به وجد آورد، از این رو، اجرای کریستوفر روپینگ از این اثر کلاسیک شکسپیر باید با خاطرۀ آن اجرای مهم در نزد مخاطبان ایرانی رقابت کند. صحنه‌پردازی فشرده، دیوانه‌وار و خونین این اثر، وعدۀ اجرایی امیدوارکننده را می‌دهد که تعداد بازیگرانش فقط ۳ تا است و اجرای معمولا طولانی اثر هم در قالبی دوساعته فشرده شده است. با توجه به میزان خون صحنه و کاغذرنگی‌هایی که در هر اجرا استفاده می شود، این اثر احتمالاً هم یکی از «چسبناک‌ترین» اجرای جشنواره خواهد بود و هم یکی از برجسته‌ترین‌ها.

مالیخولیای اژدهایان اثر فیلیپ کسن

دیگر اجرای عظیم و آوانگارد اروپایی حاضر در جشنواره که شاهکاری پُربرف است چشم‌انداز پایانی جشنوارۀ فجر امسال خواهد بود. رویکرد دراماتیک منحصربه‌فردِ کسن که کمدی، فلسفه، پوچی، و موسیقی هوی‌متال را در جهان اعجاب‌انگیز غریب و سوررئالی به هم می‌آمیزد، تماشاگر را بلاتکلیف می‌گذارد که باید بخندد یا گریه کند. صحنۀ شوم سفید این اجرا، زیبایی زمخت و پرخاشگری دارد که به ندرت بر صحنۀ تئاتر دیده شده است، و مجموعۀ پرآشوب و غیرمنتظرۀ حوادث‌اش هم که به تدریج در نمایش افشا می‌شوند به شدت جالب‌توجه و به غایت مسحورکننده‌اند. چنین اجراهایی، نظیر این تصویرپردازی سحرانگیز کارگردان فرانسوی و شیوۀ نامعمول داستان‌گویی‌اش، هر توصیفی را بی‌ثمر می‌کنند و جایی برای تشریح نمی‌گذارند مگر برای اشاره به این نکته که این رویکرد احتمالاً نه فقط باعث پیشرفت زیبایی‌شناسی تئاتر می‌شود، بلکه احتمالاً آیندۀ آن به عنوان یک فرم هنری را در هم دربردارد.

لباس‌شناسی اثر جروم بل

اجرای به غایت جذاب یک طراح رقص نامتعارف فرانسوی در قالب اجرا/بازی‌ای یک‌نفره که براساس تی‌شرت است و همان‌قدر امور متعالی درآن جا دارد که مضحکه‌های پیش‌وپاافتاده: مردی تنها با مجموعه‌ای از پیراهن‌هایی که از فرط بزرگی مضحک‌اند؛ او یک به یک این پیراهن‌ها را درمی‌آورد، در حالی که مجبور به تبعیت از فرمان‌هایی است که پشت هر لباس نوشته شده است. این فرامین مدام پیچیده‌تر و دشوارتر می‌شوند و تماشاگر شاهد آن است که چه طور بازیگر بیش‌تر و بیش‌تر در میان‌شان گیر می‌کند. لباس‌شناسی مضحک، دیوانه‌وار و مفرح است و مسلماً یکی از کمیک‌ترین آثار جشنواره محسوب می‌شود.

سرپناه اثر گال شایا و رامونا پونارو

دیگر اجرایی که تعریف تئاتر را بسط می‌دهد، سرپناه است؛ تجربه‌ای کنجکاوی‌برانگیز در عرصۀ مشارکت عمومی، فن‌آوری و اجرا. این گروه دونفرۀ فرانسوی ظرف یک هفته و با استفاده از جعبه‌های کارتن شروع به ساخت سازه می‌کنند در حالی که رهگذران و تماشاگران را به دادن ایده و مشارکت و تعامل در پروژۀ مدام در حال تغییر تشویق می‌کنند. شکل نهایی سازه کاملاً بستگی دارد به داده‌های تماشاگران؛ بدین ترتیب، هر روز و هر گام از این اجرا می‌تواند نتیجه‌اش را به کل تغییر دهد. این اجرای چیدمانی که در «باغ کتاب» زیبای تازه‌افتتاح‌شده (بزرگ‌ترین کتاب‌فروشی دنیا در حال حاضر) اجرا می‌شود به تماشاگرانش تجربۀ دلنشین مشارکتی عطا می‌کند و نشان می‌دهد که درام می‌تواند طی چندین روز به تدریج شکل بگیرد و لزومی ندارد که در چارچوب زمانی تئاترهای سنتی‌تر صحنه‌ای باقی بماند.

بسته اثر شوساکو تاکوچی

بسته نمونۀ خوبی از تئاتر فیزیکی است؛ اجرایی پرضرباهنگ و مبتنی بر ریتم و رویه‌های زندگی روزمرۀ اداری. تاکوچی، طراح ژاپنی رقص، که در سرتاسر جهان کار اجرا کرده و در حال حاضر ساکن هلند است، توانسته در ملال کار اداری صبح تا عصر، شعری جسمانی بیابد. بدن‌های این کارکنان گرچه تحت انقیاد همه نوع استرس زندگی شرکتی مدرن قرار دارند (از همسان‌شدن و کاغذبازی‌ گرفته تا اضطراب محل کار و تحقیر شدن) هنوز به هر ترتیب می‌توانند فردیت و شأن خود را در میان ماشین کسب‌وکار جهانی یکسان‌ساز حفظ کنند. بسته که نخستین بار در سال ۱۹۹۳ به اجرا درآمده در دیرپایی‌اش رقیب شهرهای نامرئی است. این اجرا نمونۀ خوبی از داستان‌گویی فیزیکی و یادآور قدرت و قابلیت‌های ناشناختۀ این سبک است.

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط