در میانه‌ی شوکِیسِ ادینبرو: گفتگویی با ساسان پیروز

تارافاتحی ایرانی

برنامه‌ی «شوکِیسِ ادینبرو» هر دو سال یک بار توسط شورای فرهنگی بریتانیا هم‌زمان با جشنواره‌ی فرینج ادینبرو برگزار می‌شود. این برنامه بهترین موقعیت است برای هنرمندان و گروه‌های تئاتری بریتانیایی که آثار خود را برای تهیه‌کنندگان و نمایندگان جشنواره‌های بین‌المللی اجرا کنند. امسال ساسان پیروز به عنوان تنها نماینده‌ی تئاتر مستقل ایران در «شوکِیس ادینبرو» حضور دارد. در میان رفت و آمدهایمان از این سالن به آن سالن و از این جلسه به جلسه‌ی بعدی موفق شدم گفتگوی کوتاهی با او داشته باشم و نظرش را درباره‌ی اتفاقات این روزهای ادینبرو بپرسم.

 تا اینجای کار جشنواره‌ی فرینج و برنامه‌ی «شوکِیسِ ادینبرو» را چطور دیدید؟

جشنواره‌ی فرینج و «شوکِیس ادینبرو» فرصت درخشانیست برای اینکه هنرمندان تئاتر از جاهای مختلف دنیا دور هم جمع شوند و باهم از نزدیک ارتباط برقرار کنند. معمولاً رابطه‌ی بین هنرمندها رابطه‌ای باواسطه‌ست که یا از طریق کارشاناسان و رسانه‌هاست یا مانند تماشاگر از طریق دیدن کار یکدیگر. جشنواره‌ فرینج ادینبرو و برنامه‌ی شوکِیس این امکان را ایجاد می‌کند که ارتباط نزدیک‌‌تر و درک شخصی‌تری بین هنرمندها شکل بگیرد. در این برنامه همه چیز تمام شده‌ و از پیش شکل‌گرفته نیست و شرکت‌کنندگان می‌توانند به جای مصرف‌کننده‌ی صرف بودن راجع به پروژه‌های مشترک و آینده نیز فکر کنند. این چیزی‌ست که این برنامه را از اینکه افراد فقط کار همدیگر را ببیند  یا راجع به آن بخوانند متمایز می‌کند. 

 نظرتان راجع به حضور نمایندگان ایران در این برنامه چیست. فکر می‌کنید این دیدارها چه نتیجه‌ای برای طرفین داشته‌باشد؟

اتفاق خیلی خوبی بود که نماینده‌های ایران در این برنامه هم نمایندگان بخش دولتی بودند و هم بخش خصوصی. حضور مدیران و نمایندگان جشنواره‌های دولتی بسیار مهم است زیرا آنها تسهیل کننده‌ی ارتباط هستند. به خصوص دولت جدیدی که در ایران سرکار‌آمده‌است چنین رویه‌ای دارد. بخش مستقل و خصوصی تئاتر ایران هم در حال تبدیل شدن به یک جریان قویست که به نظر می‌آید آینده‌ی تئاتر ایران را شکل خواهد داد. به نظر من این دو بخش با اینکه راه‌هایشان تا حدی متفاوت است در کنار همدیگر حرکت می‌کنند. این جشنواره و جلسات شوکِیس فرصت خوبی‌ست برای افرادی که مایلند با ایران ارتباطی را شروع کنند که هر دو گروه را ببیند و بدانند که این رابطه هم پشتوانه‌ی هنری و مردمی دارد و هم پشتوانه‌ی سیاسی و دولتی. این فرصت در فضای جدیدی که در عرصه‌ی سیاسی در حال شکل گرفتن است و با کنار رفتن بی‌اعتمادی‌ها فرصت بسیار مناسبی‌ست. 

برنامه‌ و اهداف خودتان در «شوکِیسِ ادینبرو» چیست؟ کارهایی دیده‌اید که برای اجرا در ایران مناسب باشند؟

من به طور ویژه با دو هدف اینجا هستم: یک به عنوان نماینده‌ی بخش مستقل تئاتر ایران که اگر کسی مایل است با جریان تئاتر مستقل در ایران ارتباط داشته باشد بتواند با نماینده‌ی واقعی این جریان صحبت کند. دو برای اینکه نمونه کارهایی پیدا کنم مناسب جشنواره‌ی مونولیو که متمرکز روی نمایش‌های مونولوگ و مونودرام است تا در صورت امکان در ایران اجرا شوند. یک مسأله‌ این است که توقعی که از لحاظ کیفی در ایران از اجراهای اروپایی وجود دارد بسیار بالاست. هزینه‌هایی هم که برای اجرای آنها در ایران صرف می‌شود بسیار بالا خواهد بود. همین مسأله انتخاب را سخت می‌کند. خیلی کارها ممکن است برای اجرا در کشور خودشان خوب باشند اما در ایران ممکن است با واکنش مناسبی مواجه نشوند. همان طور که خیلی از کارهای ایرانی ممکن است برای اجرا در ایران خوب باشند ولی اگر بخواهیم برایشان بازاریابی بین‌الملی کنیم یا مثلاً در بریتانیا اجرایشان کنیم، مناسب نباشند. بنابراین این یک دغدغه‌ی دو طرفه‌ست. با این حال هنوز جشنواره ادامه دارد و هنوز در حال دیدن اجراها هستیم. امیدواریم که این دیدار در جشنواره فرینج ادینبرو و برنامه‌ی شوکِیس منجر به یک تبادل هنری شود و بتوانیم کارهای خوبی ببینیم و میزبان آنها در ایران باشیم. 

نظرتان درباره‌ی آثار انتخاب شده توسط شورای فرهنگی بریتانیا و بازده «شوکِیسِ ادینبرو» چیست؟

برنامه شوکیس با اهداف خاصی شکل‌گرفته و برگزارکنندگان آن و انتخاب‌کنندگان آثار حتماً معیارها و ارزش‌های ویژه‌ای داشته‌اند. بعضی وقتها ممکن است خروجی این برنامه الزاماً مناسب اجرا در کشورهای دیگر نباشد. ممکن است نتیجه بیشتر حمایت کردن از استعدادهایی در بریتانیا باشد که در سال‌های آینده شکوفا خواهندشد. شرکت‌کنندگان کشورهای دیگر هم می‌توانند به این مسیر و شکوفایی کمک کنند یا صرفاً با این افراد آشنا شوند و آثار آینده‌ی آنها را دنبال کنند تا شاید بتوانند در کارهای بعدیشان همکاری داشته باشند.

به دلیل ماهیت فرهنگی‌ برنامه شوکِیس الزاماً نباید انتظار نتیجه‌گیری بلافاصله و کوتاه مدت از آن داشت. ایده‌ها و برنامه‌های فرهنگی میان‌مدت‌تر به نتیجه می رسند و قضاوت راجع به بازده شوکِیس باید کمی به آینده موکول شود. باید در بازه‌ای دو سه ساله منتظر نتایج اصلی این برنامه باشیم تا ببینیم این ارتباط‌ها در طول زمان به چه چیزی منتهی می‌شوند.

شاید یک پیشنهاد برای سال‌های آینده‌ی شوکِیس این باشد که در کنار مجموعه کارهای بریتانیایی، فضای کوچکی هم  برای کارهای بین‌المللی ساخته شود. اینجا هنرمندان و تهیه‌کنندگانی از کشورهای دیگر را هم می‌بینیم اما امکان این نیست که نمونه‌ی آثارشان را ببینیم. شاید شبکه‌‌ی هنرمندان و تهیه‌کنندگان بین‌المللی بتوانند به جای صرفاً تماشاگر و برداشت کننده بودن، در تولید، پیشرفت و جذاب‌تر شدن این برنامه هم مشارکت کنند. البته مطمئن نیستم که این پیشنهاد با اهداف فرهنگی بریتانیا و این برنامه سازگاری داشته باشد ولی شاید «شوکِیسِ ادینبرو» بتواند به این شکل کامل‌تر شود.