عکس از فیلم وقت ناهار

یادداشتی بر وقت ناهار، فیلم کوتاه علیرضا قاسمی و انباشتِ «لحظه‌های حقیقت» در آن. این فیلم به زودی در فستیوال فیلم لندن نمایش داده خواهد شد.

هوشنگ گلمکانی

وقت ناهار فیلمی متعلق به سینمای اجتماعی ایران است که هم در جریان اصلی سینمای ایران و هم در عرصۀ فیلم کوتاه و سینمای مستند، قوی‌ترین گرایش موجود است. در فقدان سازوکار تولید فیلم‌های تکنولوژیک و محدودیت‌های موجود برای پرداختن فیلم‌سازان ایرانی به برخی موضوع‌ها، مضامین اجتماعی در مرکز توجه فیلم‌سازان است. مسئولان کشور هم معتقدند سینما باید به مسائل و مشکلات جامعه بپردازد؛ گرچه اغلب با همین نوع فیلم‌ها دچار مشکل می‌شوند و سانسور عمدتا شامل همین فیلم‌های اجتماعی (با برچسب «سیاه‌نمایی») می‌شود. البته حساسیت‌ها در مورد فیلم‌های کوتاه که امکان اکران عمومی گسترده‌ای پیدا نمی‌کنند، کم‌تر است. دو سال پیش که فیلم تلخ اجتماعی ابد و یک روز ساختۀ سعید روستایی، که از چهره‌های شاخص فیلم کوتاه در دهۀ گذشته بوده، بیشترین جایزه‌های جشنوارۀ فجر را گرفت و یکی از موفق‌ترین فیلم‌های سال در گیشه هم بود، این گرایش به فیلم‌های تلخ اجتماعی با چاشنی خشونت، تشدید هم شد.

تصویری از فیلم وقت ناهار
پوستر فیلم وقت ناهار

وقت ناهار هم یک فیلم تلخ اجتماعی است با ساختاری رئالیستی که هرچند در دهه‌های گذشته هم چنین لحن و ساختاری در سینمای ایران سابقه داشته، به دلیل فتح قله‌های این نوع سینما توسط اصغر فرهادی و تأثیرگذاری آثار او در داخل کشور و عرصۀ جهانی، چنین فیلم‌هایی را «فرهادی‌وار» توصیف می‌کنند؛ لحن و قالبی ساده با تکیه بر جزییات برای رسیدن به عمق لحظه‌ها، که می‌توان آن‌ها را انباشتِ «لحظۀ حقیقت» در مسیر شخصیت‌های داستان توصیف کرد. در هر چند قدم، نکته‌ای تازه و گاهی تکان‌دهنده دربارۀ شخصیت‌ها و رویدادها بر تماشاگر روشن می‌شود و هر چه فیلم‌نامه‌نویس بتواند این نکته‌ها را مؤثرتر و پیش‌بینی‌ناپذیرتر در داستان بگنجاند و فیلم‌ساز عمیق‌تر و با جزییات تأثیرگذارتری اجرا کند، فیلم موفق‌تر ارزیابی می‌شود. پایان هم طبق معمول، باز و غیرقطعی است؛ هپی اندی در کار نیست و به نظر می‌رسد که اوضاع شخصیت‌های فیلم مانند گذشته و حتی تلخ‌تر و سیاه‌تر ادامه پیدا می‌کند.

دختر پانزده‌ساله ای که پای چشمانش کبود است، به بیمارستانی مراجعه می‌کند تا جسد مادرش را که در تصادفی کشته شده و حالا در سردخانۀ بیمارستان است، شناسایی کند. وقتی از او می‌خواهند با بزرگ‌ترش بیاید، می‌گوید کسی را ندارد جز یک خواهر کوچک‌تر، و پدرش هم در کمپ ترک اعتیاد است. در نهایت معلوم می‌شود او آمده تا مواد مخدری را که تصور می‌کرده در جیب‌های مادرش است بردارد و وقتی آن‌ها را در جیب‌های لباس مادر پیدا نمی‌کند، دست به کار خشنی با جسم او می‌زند. در پایان فیلم معنا و دلیل برخی از نشانه‌ها (مانند چشم کبود دختر)آشکار می شوند و برخی دیگر مبهم می‌مانند؛ از جمله این نکتۀ مهم که چون شناسنامۀ او عکس ندارد، اصلا معلوم نیست دختر همان زن باشد. در پایان هم، وقتی دختر خودش را به جوان هم¬دستش در خارج از بیمارستان می‌رساند، نشانه‌های دیگری حاکی از این است که تباهی شخصیت‌های داستان، ادامه دارد.

علیرضا قاسمی که پیش از این چند تجربۀ دیگر هم در عرصۀ فیلم کوتاه داشته، با وقت ناهار نشان می‌دهد که از فیلم‌سازان آینده‌دار سینمای اجتماعی ایران است؛ سینمایی بدون پیرایه‌های فیلم‌های عامه‌پسند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.