هنرمند و فیلمساز ایرانی مقیم آمریکا شیرین نشاط
شیرین نشاط ©

لایل اشتون هریس

به بهانۀ نمایش فیلم تازۀ شیرین نشاط به نام «در جستجوی ام‌کلثوم» در فستیوال فیلم لندن (مهرماه ۱۳۹۶)، آندرلاین با این هنرمند به فیلم‌سازی روی آورده به گفت‌و‌گو نشسته است.

رامین صادق خانجانی

شیرین نشاط، فیلم‌ساز و هنرمند ساکن نیویورک، در دومین تجربۀ کارگردانی‌ خود پس از اقتباس از رمان ایرانی پر سروصدای «زنان بدون مردان»، به سراغ یک شخصیت تاریخی رفته و نگاهی به زندگی خوانندۀ افسانه‌ای مصر، ام‌کلثوم انداخته است. اما فیلم به زندگی این هنرمند شهیر به صورت غیرمستقیم و از طریق داستان فیلم‌ساز زنی می‌پردازد که در حال ساخت فیلمی بر اساس زندگی ام‌کلثوم است. «در جستجوی ام‌کلثوم»، با ساختار سیالی که در آن فیلمِ درون داستان، زندگی سرصحنه و رویاها و تصورات فیلم‌ساز در هم تنیده شده‌اند، در جایگاه رساله‌ای تصویری در مورد تاریخ نگاری سینمایی و نیز تردیدها و هراس‌های یک هنرمند زن قرار می‌گیرد.

آندرلاین: از داستان ساخته شدن فیلم بگویید و این که چطور تصمیم گرفتید که یک خوانندۀ مصری را به عنوان موضوع فیلم‌تان انتخاب کنید؟

شیرین نشاط: پس از ساختن فیلم «زنان بدون مردان»، من دلبستۀ فیلم‌سازی شدم و به دنبال موضوع مناسبی برای فیلم بعدی‌ام می‌گشتم. شخصاً حس می‌کردم دیگر تمایلی به ساخت فیلم دیگری در ارتباط با جامعۀ ایران ندارم، چرا که سال‌های زیادی است که نتوانسته‌ام به ایران برگردم و نمی‌خواستم همیشه به شیوه‌ای نوستالژیک فیلم بسازم. در این اثنا فکر کردم که ام‌کلثوم می‌تواند موضوع مناسبی برای فیلم من باشد، چرا که او یک شخصیت خاورمیانه‌ای و یک موسیقی‌دان و خوانندۀ زن بود. من در تمام کارهایم با موضوعات زنان درگیر بوده‌ام و به‌علاوه موسیقی بخش عمده‌ای از روایت آثار من را تشکیل می‌دهد و این موسیقی است که جنبۀ احساسی فیلم من را به تماشاگر انتقال می‌دهد. موسیقی برای من عنصری است که مرزهای ملی و فرهنگی را درمی‌نوردد و به واکنشی آوایی به موضوعات سیاسی-اجتماعی مبدل می‌شود.

به‌رغم جایگاه اسطوره‌وار ام‌کلثوم، من حس کردم که در چیزهایی به او شباهت دارم. مثل او، من هم به شیوۀ سنتی زندگی نمی‌کنم و همیشه اطرافم را مردها احاطه کرده‌اند. تنها دلیلی که من این فیلم را ساختم این بود که می‌خواستم ببینم آیا واقعاً امکان دارد که به زیر جلد چنین هنرمندی با جایگاهی نمادین و اسطوره‌ای که همواره سعی داشت امور شخصی و خصوصی‌اش را مخفی نگه دارد و خود را تنها وقف مردم سازد، نفوذ کرد یا نه. فیلم‌نامۀ اولیه به سبک یک فیلم زندگی‌نامه‌ای نوشته شده‌بود، اما من در نهایت تصمیم گرفتم که یک فرم تجربی‌تر را بیازمایم که در آن زنانگی، موسیقی و هنر محوریت داشتند.

آندرلاین: در «زنان بدون مردان»، تاریخ در جایگاه محوری قرار دارد، اما به نظر می‌رسد که این موضوع در مورد این فیلم چندان صدق نمی‌کند. می‌توانید دلیل این موضوع را توضیح دهید؟

نشاط: در «زنان بدون مردان» کشور ایران تقریباً به صورت شخصیت پنجم فیلم درمی‌آید و ما شاهد فراز و فرودهای آن هستیم. در این فیلم، ما از تصاویر آرشیوی برای نمایش دوره‌های مختلف تاریخی استفاده کردیم و همین‌طور تغییرات جامعۀ مصر را از طریق دغدغه‌های ام‌کلثوم در دوره‌های متفاوت به نمایش گذاشتیم. اما ما شخصیت‌های دیگری نظیر کارگردان و بازیگر را هم داشتیم و این جای زیادی برای بسط بیشتر قسمت‌های تاریخی باقی نمی‌گذاشت و ما نمی‌خواستیم که حجم زیاد اطلاعات تماشاگر را سردرگم کند. بنابراین تاریخ در این فیلم به شیوه‌ای تأثرگرایانه عرضه شده ‌است. با این حال من حس کردم که بسیار اهمیت دارد که به آن اشاره شود.

آندرلاین: چرا تصمیم گرفتید که به سراغ یک ساختار خودبازتاب‌گرایانه برای فیلم خود بروید و این ساختار چه فرصت‌هایی را به شما عرضه کرد؟

نشاط: من با ژان کلود کریر در پاریس ملاقات کردم تا نظراتش را در مورد فیلم بدانم. او نسخۀ اولیۀ فیلم‌نامه را خواند و در همان اول کار گفت «ساخت فیلم زندگی‌نامه‌ای را فراموش کن. تو باید داستان این فیلم را به زمان حال بیاوری و نشان دهی که چرا ام‌کلثوم هنوز به شدت موضوعیت دارد و چرا نسل‌های مختلف او را می‌شناسند.»

در طی روند کار به این نتیجه رسیدم که من باید در ساخت این فیلم به خودم رجوع کنم، چرا که ام‌کلثوم دیگر تنها یک ستارۀ مصری نیست، بلکه یک ستارۀ شمایل گونۀ خاورمیانه‌ای است و اینکه این فیلم باید به سبک نظارۀ یک هنرمند توسط هنرمند دیگر ساخته شود. من به خود اجازه دادم تا مانند یک هنرمند رفتار کنم و سعی کنم فیلمی بسازم که نمی‌دانم چگونه باید ساخته شود. از این پس صداقت کامل تلاش‌های من به عنوان یک هنرمند بصری و فیلم‌ساز غیرعرب و غیرعرب زبان، مبدل به ساختار اصلی من شد. در واقع باید گفت که این فیلم یک فیلم ناکامل است و امکان‌ناپذیر بودن ساختن فیلمی در مورد ام‌کلثوم را به نمایش می‌گذارد.

یاسمین راییس در نقش ام کلثوم
یاسمین راییس در نقش ام کلثوم ©

ریزرفیلم

یاسمین راییس در نقش ام کلثوم
یاسمین راییس در نقش ام کلثوم ©

ریزرفیلم

ندا رحمانیان در نقش میترا، فیلم سازِ داستانِ در جستجوی ام کلثوم
ندا رحمانیان در نقش میترا، فیلم سازِ داستانِ در جستجوی ام کلثوم ©

ریزرفیلم

یاسمین راییس در نقش ام کلثوم
یاسمین راییس در نقش ام کلثوم ©

ریزرفیلم

ندا رحمانیان (چپ) در نقش میترا، فیلم سازِ داستانِ در جستجوی ام کلثوم
ندا رحمانیان (چپ) در نقش میترا، فیلم سازِ داستانِ در جستجوی ام کلثوم ©

ریزرفیلم

آندرلاین: این رویکرد خودبازتاب‌گرایانۀ فیلم را چطور با رویکرد مشابه در فیلم‌های ایرانی نظیر فیلم‌های کیارستمی یا فیلمی مثل بانوی اردیبهشت (رخشان بنی‌اعتماد) مقایسه می‌کنید؟

نشاط: من فکر می‌کنم که هنر بازتابی از تجربیات زندگی هنرمند و نظرگاه‌های اوست و به عقیدۀ من هنر باید این گونه باشد و هنرمند باید تجربیات شخصی را مبدل به روایتی سازد که می‌تواند از داستان زندگی شخصی او فراتر رود. اگر به آثار من نگاه کنید متوجه می‌شوید که در تصاویر و روایت‌‌های آن‌ها، من و گذشتۀ من حضور زیادی دارند. کیارستمی از نظر من عارف مسلک و شاعری است که فیلم‌هایش ابهام‌آمیز و هم‌زمان تأملاتی بسیار ساده در مورد بشر هستند، اما در حقیقت فیلم‌های او نحوۀ تفکر او، نگرانی‌های او، حس طنز او و نظیر آن را در خود دارند.

به نظر من بنی اعتماد مثل یک فعال سیاسی است. من بانوی اردیبهشت را سال‌ها پیش دیده‌ام و حالا که به آن اشاره کردید می‌توانم رابطۀ میان دو فیلم را ببینم. هر دو فیلم با شخصیت زن تنهایی سر و کار دارند که به طور مداوم با تعارض میان وظایف کاری خود و نقش‌اش به عنوان یک مادر درگیر است، اما روایت فیلم من جنبه‌های دیگری نیز دارد. در اینجا ما از یک سو یک خوانندۀ شمایل‌وار داریم که هرگز فرزندی نداشته ‌است و از سوی دیگر میترا که از خود می‌پرسد آیا می‌توان یک مادر بود و به آن بالاها رسید. پرسش‌های میترا عموماً در مورد چالش‌های یک هنرمند زن هستند و چندان جنبۀ جامعه‌شناسانه ندارند.

آندرلاین: چقدر این موضوع برای‌تان اهمیت داشت که شخصیت کارگردان فیلم اصالتاً ایرانی باشد؟

نشاط: افراد مختلف از من پرسیدند که چرا شخصیت اصلی او باید حتماً ایرانی باشد. او می‌توانست از هر ملیت دیگر باشد و باز هم بدون آن که زبان عربی بداند، دغدغه‌ای ذهنی نسبت به شخصیت ام‌کلثوم داشته باشد. اما من فکر کردم برای این که واقعاً بتوانم با داستان ارتباط برقرار کنم، باید به آن از منظر تجربۀ خودم نزدیک شوم. من نمی‌توانستم تصور کنم که شخصیتی از قومیت دیگر چطور می‌تواند با تجربۀ ام‌کلثوم ارتباط برقرار سازد. چنین چیزی فیلم را تغییر می‌داد و فیلم دیگر با من و احساسات من و تجربۀ من، به عنوان یک هنرمند زن خاورمیانه‌‌ای، نزدیکی زیادی نداشت. بعضی‌ها حتی گفتند که چرا تو خودت این نقش را بازی نمی‌کنی؛ اما این دیگر از حد من خارج بود!

آندرلاین: میترا، کارگردان فیلم، و منیت قوی‌اش به صورت دوگانه‌ای در فیلم عرضه شده‌است. از یک سو این موضوع به صورت مانعی در ارتباط او با سایرین عمل می‌کند و از سوی دیگر حافظ دیدگاه شخصی اوست. می‌خواستید که تماشاگر چه احساسی نسبت به این داشته باشد؟

نشاط: در ابتدا قرار بود بازیگری این نقش را بازی کند که به دلایلی حضور او منتفی شد. وقتی که بازیگر جایگزین، در آخرین لحظات به گروه اضافه شد، ما وقت زیادی برای کار با هم نداشتیم. او بخشی از شخصیت خود را در قالب این نقش قرار داد. من به میترای داخل فیلم شباهت ندارم، من شخصیت خونگرم و احساساتی‌ای دارم، اما میترایی که در این فیلم می‌بینید بسیار خوددار و دور از دسترس، و از این بابت تا حدی مثل خود ام‌کلثوم است.

فیلم‌نامه این طور نوشته‌ شد که در ابتدا وقتی که میترا شروع به ساخت فیلم می‌کند، حس خیلی خوبی دارد و تصور می‌کند که در حال ساخت فیلم زندگی‌نامه‌ایِ بزرگی در مورد یک هنرمند نامیرا است. اما کم کم زندگی شخصی او دچار مشکل می‌شود و تیم همکار او و تهیه‌کنندگان و مردم شروع به خرده‌گیری از او می‌کنند. او متوجه تناقض میان تصویری که از خود، به عنوان یک زن بسیار قوی داشته و ضعف و شکست‌های خود در واقعیت می‌شود. او به این فکر می‌کند که شخصیت موضوع فیلمش در شرایط مشابه چه احساسی ممکن بود داشته ‌باشد و این برای او مثل نوعی انتقام است. او می‌خواهد بگوید که ام‌کلثوم هم یک انسان مثل من بوده ‌است و او را به این ترتیب پایین بیاورد و این البته به اخراج او می‌انجامد!

آندرلاین: یکی از چیزهایی که در هر دو فیلم بلند شما دیده می‌شود نوعی رابطۀ خواهرگونه میان شخصیت‌‌ها است. در اینجا به نظر می‌رسد که غدا، بازیگر نقش ام‌کلثوم، تنها کسی است که می‌تواند مشکلات روحی میترا را درک کند و تغییراتی را در او برمی‌انگیزد اما بلافاصله پس از آن او از داستان ناپدید می‌شود. نظرتان در این مورد چیست؟

نشاط: ما شخصیت غدا را به عنوان نقطۀ مقابل میترا درنظر گرفتیم. او استعداد هنری و صدای خوبی دارد، اما فاقد هرگونه سودای دست‌یابی به بزرگی و موفقیت است. میترا مرتباً به او می‌گوید که تو باید به خودت ایمان داشته باشی و برای خودت کسی بشوی، اما غدا یک زن سادۀ خوش‌قلب ‌است که نمی‌تواند با شهرت و آدم‌های پولدار ارتباط برقرار کند. او نگران میترا است. فکر می‌کنم که رابطۀ بین این سه زن، میترا، غدا و ام‌کلثوم که در انتها به دیدار میترا می‌‌آید، بسیار تأثیرگذاراست. وقتی که میترا در هم می‌شکند، این ام‌کلثوم است که به او دلداری می‌دهد. این چیزی بود که من سعی کردم از طریق این مثلث زنانه به آن دست پیدا کنم. در «زنان بدون مردان» ما هر یک از زنان فیلم را از ابتدا تا انتها دنبال کردیم، اما در این فیلم احساس ما این بود که غدا صرفاً برای تکمیل‌ آن‌چه جوهرۀ اصلی شخصیت میترا به حساب می‌آید، حضور دارد. ما حتی نماهای بیشتری از غدا داشتیم که آنها را حذف کردیم، چرا که حس کردیم نیازی به این اطلاعات اضافی نیست.

آندرلاین: به نظر می‌رسد که صحنۀ انتهایی فیلم، دو هنرمند را با هم مقایسه می‌کند، هنرمندی که تصمیم گرفته تابع سلیقۀ عمومی باشد و دیگری که ترجیح داده به بینش خود وفادار بماند. موضع شما به کدام یک نزدیک‌تر است؟

نشاط: صحنۀ نهایی فیلم به پرسشی که من به عنوان جوهرۀ اصلی فیلم، در طی فیلم دنبال کرده‌ام به این صورت پاسخ می‌دهد: «حتی سعی نکن که خود را با کسی مثل ام‌کلثوم مقایسه کنی» و این شامل حال هنرمندان بسیار دیگری که ام‌کلثوم را به عنوان منبع الهام خود می‌بینند نیز هست. در طول زندگی کاری ام‌کلثوم اثری از شکست نیست و او تا زمان مرگ در حال اوج‌گیری بود. اما در مورد من این گونه نیست. من تصویر عمومی و میزان عظیم طرفدارانی را که او داشت، نداشته‌ام. انتخاب‌های من و شرایط زندگی من اغلب باعث شده که مجبور به انعطاف‌پذیری شوم، لغزش پیدا کنم و مورد انتقاد واقع شوم. پایان فیلم تلاش دارد تا بگوید که هنرمند از هر رده‌ای که باشد، به حساب می‌آید. مهم وفادار ماندن به بینش شخصی است. نباید نگران شکست بود و تنها باید به فعالیت ادامه داد.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط