آیدا پناهنده، میکروفون به دست، بعد از نمایش فیلمش در ادینبورو، به سؤالهای تماشاگران پاسخ می دهد
آیدا پناهنده بعد از نمایش فیلمش در ادینبورو ©

لاله شرکت

به بهانۀ نمایش دو فیلم ناهید و اسرافیل در فستیوال ایرانیان ادینبورو، آندرلاین با کارگردان این فیلم‌ها، آیدا پناهنده، در مورد چالش‌های کارگردانان زن به گفت‌وگو نشسته است.

یانته روچ

اولین فیلم بلندِ آیدا پناهنده، ناهید، برای اولین بار در جشنوارۀ فیلم کن سال ۲۰۱۵ اکران شد و جایزۀ Prix de l’Avenir در بخش «نوعی نگاه» را برایش به ارمغان آورد. شخصیت اصلی فیلم، زنی قوی و کاردان است که از شوهر معتادش جدا شده‌ و حضانت بچه‌اش را مشروط بر این که دوباره ازدواج نکند از وی گرفته است. اما وقتی ناهید قبول می‌کند با دوست‌پسر جدیدش ازدواج کند، تمام آن دروغ‌هایی که مجبور شده بود برای حفظ بچه‌ بگوید و شوهر متعصب قبلی‌اش را تحت کنترل نگه دارد، زندگی آینده و عروسی پیش رویش را در معرض خطر قرار می‌دهد. به عنوان یک زن متأهل، ناهید نمی‌تواند مستقل باشد و فشار‌های مالی و اجتماعی‌ای که به عنوان مادری تنها تجربه کرده نیز در همان حد مانع آزادی او هستند.

پناهنده در دومین ساخته‌‌اش، اسرافیل، بعضی از مضامین فیلم قبلی را پی می‌گیرد. این‌بار با مثلثی عاشقانه‌ روبرو هستیم بین ماهی، زنی میان‌سال که از شوهرش طلاق گرفته؛ بهروز، عشق دوران جوانی ماهی که تازه بعد از هجده سال به شهرشان بازگشته؛ و سارا، نامزد جوان بهروز.

آندرلاین: امتیازات و چالش‌های کارگردان زن بودن در ایران چیست؟

پناهنده: وقتی شروع کردم به ساختن فیلم کوتاه، اکثر اعضای تیم دانشجویی، پسران بودند. جلب اعتماد آنها زمان می‌بُرد. نیاز بود که شخصیتی تأثیر‌گذار، جدی و مدیر باشی تا مردان از تو حرف‌شنوی داشته باشند. به این معنی که اگر مثلاً آیدا پناهنده می‌گوید «کات» یا «می‌خواهم دوربین اینجا باشد»، باید بگوییم «چشم».

بعد از این‌که فیلم‌های کوتاهم در جوامع فرهنگی و هنری درون ایران پذیرفته شد، از من حمایت زیادی شد، هم از طرف دوستان دانشکده و هم مؤسساتی که حامی مالی برای ساخت فیلم کوتاه در ایران هستند. آنها علاقه‌مند بودند این کارگردان جوان زن را تشویق کنند. ولی بعد از این‌که اولین فیلم بلند را به عنوان فیلم‌ساز زن می‌سازی، نخستین موضعی که می‌گیرند این است که اگر شما فمینیست هستید لطفاً همین حالا مواضع خودتان را مشخص کنید، چون ما فمینیسم را زیاد دوست نداریم. اگر مردی مشابه فیلم‌های من را می‌ساخت چنین سؤال‌هایی از او پرسیده نمی‌شد و شاید حتی از او استقبال هم می‌شد. ولی متأسفانه هر دو فیلم‌ام در ایران تا حدی نادیده گرفته شدند.

جلسه پرسش و پاسخ در ادینبورو
جلسه پرسش و پاسخ در ادینبورو ©

لاله شرکت

آندرلاین: آیا بحث فمینیست بودن در محیط سینمای ایران زمانی مطرح می‌شود که فیلم‌ساز به طور مشخص می‌گوید «من فمینیست هستم» یا اگر موضوع فیلم زن است فیلم‌ساز فمینیست نامیده می‌شود

پناهنده: به نظرم حرف خود فیلم باید مهم باشد. متأسفانه در کشور‌مان بحث خالق اثر گویا ازخود اثر سنگین‌تر است. چون من یک زن هستم، حتی اگر فیلمی بسازم که کاملاً بر ضد فمینیسم باشد، باز سعی می‌کنند تفسیری را پیدا کنند که من را فمینیست نشان بدهند. آنها احساس می‌کنند که فمینیست‌ها موجودات افراطی‌ای هستند که می‌خواهند بحث‌هایی را دامن بزنند که ضد مردان است. در جامعۀ ما باید کمی با احتیاط جلو رفت تا این موضع بستۀ مردان را باز کنیم. در غیر این صورت کار آدم‌هایی مثل من سخت‌تر می‌شود، چون باید دائماً خودمان را ثابت کنیم. من می‌خواهم فیلم بسازم و فکر می‌کنم فیلم‌هایم از خودم مهم‌تر هستند.

آندرلاین: شخصیت‌های اصلی دو فیلم داستانی شما زنانِ تنهایی هستند که از همسرانشان طلاق گرفته‌اند. چرا برای شما این موضوع مهم است؟

پناهنده: در سن هشت سالگی پدرم را از دست داده‌ام و مادرم، که مثل ماهی (شخصیت اصلی فیلم اسرافیل) معلم بود، من و برادرم را به تنهایی بزرگ کرد. در آن زمان سن مادرم فقط ۳۲ سال بود و دیگر هیچ وقت ازدواج نکرد. من شاهد رنج‌های این زن جوان بودم. هر دو فیلم‌ام از تجربه‌ و درک خودم از زندگی الهام می‌گیرد. به نظرم جای این زنان در سینمای ایران خالی بود. سعی کردم قصهٔ واقعی آن‌ها را بنویسم.

آندرلاین: شمال ایران، لوکیشن هر دو فیلم‌تان است. دلیلش چیست؟

پناهنده: در ناهید به دلایل اجتماعی و فرهنگی نیاز داشتیم که درام فیلم در شهر کوچکی اتفاق بیفتد. من اهل آذربایجان هستم و فیلمنامه‌نویس دیگر فیلم ناهید اهل کردستان است. فکر کردیم که قصهٔ ناهید امکان روی دادن در آذربایجان یا کردستان را ندارد، چون این مناطق بسیار سنتی هستند. در کردستان هم آدم‌ها سنی‌مذهب هستند و این باعث مسائل دیگری می‌شد. در نتیجه استان گیلان را در شمال ایران انتخاب کردیم، چون زنان گیلان با زنان سایر کشور متفاوت‌اند. خیلی آزاد‌تر، بی‌پروا و شجاع هستند. زنی مستقل، خودرأی و لجوج مثل ناهید، به نظرم فقط از گیلان می‌توانست باشد. قصۀ فیلم دوم من در سوادکوه مازندران، شمال شرق ایران اتفاق می‌افتد. سوادکوهی‌ها نسبت به گیلانی‌ها سنتی‌تر و مذهبی‌ترند. اتفاقی که در اسرافیل می‌افتاد چنین بستری را طلب می‌کرد.

آندرلاین: در مورد ساختار متفاوت فیلم اسرافیل کمی بگویید، گویی دو قصهٔ مستقل را دنبال می‌کند.

پناهنده: وقتی با همکارم ارسلان امیری فیلم‌نامه را شروع کردیم، یک درام خطی داشتیم، بر اساس قصه‌ای واقعی از خانمی که شخصاً می‌شناسم. همکارم پیشنهاد داد که بخشی از فیلم را به ضلع دیگر این مثلث عاشقانه، یعنی به دختر جوان، اختصاص بدهیم. در فیلم‌هایی که ساختارِ درون‌مثلث دارند همیشه دو نفر با هم رابطه ‌دارند و بعد ضدّ قهرمان می‌آید. می‌خواستیم زندگی این دختر جوان را هم ببینیم و به‌خصوص این پرسش را طرح کنیم که چرا او می‌خواهد با مردی که از خودش بزرگ‌تر است ازدواج کند؟ بنابراین، با این سه ضلع مثلث که درگیر رابطۀ عاطفی هستند، روایتی تازه و ساختاری نو به فیلم می‌بخشیم.

آندرلاین: آیا در ایران جریان  MeToo# انعکاسی در سطح اجتماع، لااقل بین زنان سینماگر ایران داشته‌ است؟

پناهنده: اخبار این جنبش به ما هم رسید و در موردش بحث شد. اما در ایران مسائل عرفی هنوز جدی است. در فرهنگ‌مان در مورد مسائل خصوصی و روابط شخصی‌مان صحبت نمی‌کنیم. ما در کشورمان عادت داریم مسائل شخصی‌مان را پنهان نگه داریم.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط