«باشو غریبه کوچک» اثر بهرام بیضایی (سال پخش ۱۳۶۹)

هم‌زمان با آغاز سال نو، فصل سینمای ایران در فستیوال فیلم واو در ولز آغاز می‌شود. نخستین برنامه این فستیوال که با همکاری شورای فرهنگی بریتانیا راه‌اندازی شده‌است نمایش چهار فیلم ایرانی «خانه دوست کجاست»، «هامون»، «زیر پوست شهر» و «ماهی و گربه» همراه با جلسات سخنرانی و گفتگو درباره سینمای ایران در روز ۲۱ مارس در شهر کاردیف (ولز) است. پرویز جاهد ما را با برنامه فستیوال و نحوه شکل‌گیری آن بیشتر آشنا می‌کند.

پرویز جاهد

 

آتش زدن سینماها به عنوان مکان‌های فساد به وسیله نیروهای انقلابی در روزهای انقلاب، این تصور را در خیلی از مردم، سینماگران و روشنفکران ایجاد که با سقوط حکومت شاه و روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، دیگر سینمایی در ایران وجود نخواهد داشت. اما آنچه اتفاق افتاد، برخلاف این تصور بود. چرا که سینما در ایران نه تنها از بین نرفت بلکه بعد از مدتی توقف و بلاتکلیفی و سردرگمی، دوباره با شکل و شمایل جدید به راه افتاد و به مهم‌ترین سرگرمی مردم از یک سو و مهم‌ترین سفیر فرهنگی ایران در دنیای غرب از سوی دیگرمطرح شد.

همراه با موفقیت فیلم‌هایی مثل "دونده"، "خانه دوست کجاست" و "باشو غریبه کوچک" در جشنواره‌های جهانی فیلم، نگاه‌های بین المللی متوجه ظرفیت‌ها و استعدادهای تازه‌ای در سینمای ایران شد. فستیوال‌هایی مثل کن، لوکارنو و نانت به کشف استعدادها و خلاقیت‌های تازه و جوان در سینمای ایران پرداختند. در کنار سینماگران موج نوی قدیمی مثل بهرام بیضایی، عباس کیارستمی و امیر نادری، نسل تازه‌ای از سینماگران جوان برآمدند که ویژگی مشترک سینمای آنها، داشتن درونمایه‌های انسانی، سبکی نئورئالیستی و مستندگونه و بیانی شاعرانه بود.

اینک فستیوال فیلم «وان وُرلد» در ولز با همکاری شورای فرهنگی بریتانیا، در برنامه ویژه‌ای با عنوان فصل سینمای ایران که در ماه مارس امسال برگزار می‌شود، تعدادی از فیلم‌های مطرح سینمای بعد از انقلاب ایران از ساخته‌های بهرام بیضایی، رخشان بنی‌اعتماد، عباس کیارستمی، داریوش مهرجویی، محسن مخملباف و مجید مجیدی را به نمایش می‌گذارد.

به گفته دیوید گیلم، مدیر فستیوال فیلم ولز، در فصل سینمای ایران، هشت فیلمِ خانه دوست کجاست، باشو غریبه کوچک، هامون، گبه، سیب، بچه‌های آسمان، زمانی برای مستی اسب‌ها و زیر پوست شهر به نمایش درمی‌آید. به گفته دیوید گیلم، این برنامه بسیار محدود بوده و قصد ندارد چشم انداز همه جانبه ای از سینمای ایران باشد.

وی درباره اینکه این فیلم‌ها بر چه اساسی انتخاب شده‌اند و چرا فقط هشت فیلم از سینمای پس از انقلاب در این برنامه گنجانده شده می گوید: " لیست اولیه بین ۱۲ تا ۱۵ فیلم بود اما بعد از مشورت با احسان خوشبخت، آن را محدودتر کرده و به هشت فیلم رساندم. فیلم‌های زیادی بود که من دلم می خواست در این برنامه باشد از جمله رنگ خدا مجیدی که فیلم زیبایی است اما ما نتوانستیم کپی خوبی از آن پیدا کنیم. فیلم‌های دیگری هم بود اما قیمت‌هایی که تهیه‌کننده‌ها پیشنهاد می‌کردند فراتر از بودجه ماست."

با این حال این فیلم‌ها که عمدتاً مربوط به دهه‌های شصت و هفتاد سینمای بعد از انقلابند، نه تنها در کارنامه سینمایی هر یک از این سینماگران اثر شاخصی محسوب می‌شوند بلکه هر کدام معرف گرایش و جهت‌گیری مشخصی در سینمای ایرانند. از این رو نمایش آنها می‌تواند تصویر واقع‌بینانه‌تر و گسترده‌تری از دو دهه پر فراز و نشیب سینمای ایران و گرایش‌های متنوع آن به مخاطبان بریتانیایی ارائه کند. 

دیوید گیلم در این مورد می گوید: " واقعا فکر نمی کنم بتوان با این تعداد اندک فیلم، تصویری همه جانبه از سینمای ایران به تماشاگران داد. حتی اگر ۴۰ یا ۵۰ فیلم هم می توانستیم در این برنامه بگنجانیم، باز هم تنها بخشی از غنای سینمای ایران بود. این برنامه تنها فیلم‌های خاصی است که من و احسان خوشبخت آنها را دیده و انتخاب کردیم."

از میان فیلم‌های ذکر شده، باشو غریبه کوچک به عنوان یکی از مهم‌ترین فیلم‌های بعد از انقلاب بهرام بیضایی، نه تنها فیلمی در ژانر سینمای کودک است بلکه دربردارنده درونمایه‌های اصلی سینمای بیضایی به ویژه مفهوم هویت و دیگری شدن در بستر جنگ ایران و عراق است. نگاه انتقادی بیضایی به جنگ و نقد جسورانه سرنوشت جنگ‌زدگان، باعث توقیف باشو به عنوان فیلمی «ضدجنگ» شد که سرانجام بعد از چهار سال در سال ۱۳۶۹ به نمایش عمومی درآمد.

اما باشو تنها غریبه‌ی کوچک سینمای ایران نبود. بابک احمد پور فیلم خانه دوست کجاست کیارستمی نیز در میان خانواده و همشهریانش، خود را غریبه یافت و هیچ‌کس مفهوم تلاش صادقانه و سرسختانه او برای رساندن دفترچه مشق دوست همکلاسیش را نفهمید. 

عباس کیارستمی که با فیلم‌های کوتاه کانونیش پیشگام سینمای کودک در ایران بود، پس از انقلاب نیز این سینما را ادامه داد و فیلم‌های مینی‌مالیستی، مستندگونه و شاعرانه‌ای در مورد کودکان ساخت که مورد توجه محافل سینمایی غرب قرار گرفت و نام او را در جهان پرآوازه ساخت. فیلم خانه دوست کجاست، اگرچه شروع کار کیارستمی در این زمینه نبود اما آغازگر موفقیت‌های او در عرصه جهانی بود. پیام انسان دوستانه فیلم، ساختار روایی خطی و ساده، سبک رئالیستی و تغزلی آن و حضور نابازیگران، بسیاری از منتقدان سینمایی را تحت تاثیر قرار داد و آنها را به تحسین واداشت.

فیلم هامون ساخته داریوش مهرجویی که برداشتی آزاد از رمان هرزوگ اثر سال بلو نویسنده آمریکایی بود (اگرچه مهرجويی در تيتراژ فيلم به اين اقتباس اشاره‌ای نکرده است)، با درونمایه عرفانی و رویکرد انتقادیش به زندگی روشنفکری در ایران، معرف ژانر دیگری در سینمای ایران است به نام ژانر سینمای عرفانی و معنوی. هامون، فیلمی در جهت سینمای آرمانی و مطلوب مسئولان و سیاست‌گذاران سینمای ایران در بنیاد سینمایی فارابی بود که مورد استقبال مردم نیز واقع شد و امروز به عنوان یک فیلم کالت در جمع سینه‌فیلیای ایرانی به حساب می‌آید. 

فیلم گبه ساخته مخلمباف، چهره دیگری از سینمای ایران را به غرب معرفی می‌کند. یک افسانه پریان ایرانی و فیلمی فانتزی در کارنامه فیلمسازی که بیشتر خود را به عنوان سینماگری با رویکرد انتقادی-اجتماعی معرفی کرد. این نخستین فیلم مخلمباف بود که در فستیوال های توکیو، سنگاپور و کاتالونیا درخشید و موفقیت جهانی مخلملباف را تضمین کرد. 

فیلم گبه به رغم ظاهر فانتزی آن، ادامۀ رویکرد سیاسی-اجتماعی مخملباف بود که سیاست‌های رسمی حکومت در برخورد با زنان و تحمیل رنگ و نوع پوشش آنها را به چالش می‌طلبید. زبان بصری و بیان شاعرانه و استعاری مخملباف، عامل اصلی موفقیت گبه در عرصه جهانی بود. 

بچه‌های آسمان ساخته مجید مجیدی، محصول دیگری از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و نمونه دیگری از ژانر سینمای کودک در ایران است. فیلمی که با رویکرد ملودراماتیک مجیدی ساخته شده و برای نخستین بار، به عنوان نماینده سینمای ایران در میان پنج فیلم نامزد دریافت بهترین فیلم خارجی اسکار قرار گرفت و شهرتی جهانی برای مجیدی به همراه آورد. تاثیر سینمای نئورئالیستی ایتالیا به ویژه فیلم دزد دوچرخه از یک سو و محصولات کانون پرورش فکری قبل از انقلاب بر فیلم آشکار است. 

بهمن قبادی، سینماگر کُرد، در نخستین فیلم بلند داستانی خود، زمانی برای مستی اسب ها، به زندگی چند کودک فقیر و بی‌سرپرست کُرد می پردازد که برای بقا مبارزه می‌کنند. نگاه مستند قبادی، فقر سیاه و تکان‌دهنده‌ای که بر زندگی واقعی کودکان نابازیگر فیلم سایه انداخته و تلاش سرسختانه آنها برای زنده ماندن و تأمین معاش از راه قاچاق کالا در دل طبیعتی سرد و خشن، این فیلم را به یکی از فیلم‌های متفاوت ژانر کودک در ایران تبدیل کرده است. زمانی برای مستی اسب‌ها، دوربین طلایی کن سال ۲۰۰۲ را نصیب قبادی کرد و سکوی پرش او به عرصه جهانی شد.  

سیب (۱۳۷۶)، نخستین فیلم سمیرا مخملباف است که در بخش نوعی نگاه جشنواره فیلم کن سال ۱۹۹۸ به نمایش درآمد و در ۱۷ سالگی، شهرتی جهانی برای او کسب کرد. سمیرا مخملباف با به تصویر کشیدن مستند زندگی دو خواهر دوقلوی ۱۲ ساله ایرانی که پدر پیر و سنتی‌شان، آنها را  در خانه به بند کشیده و یازده سال اجازه خروج به آنها نداده‌است، تصویری نمادین از جامعه سنتی و مذهبی ایران و وضعیت زنان در آن ارائه کرده‌است.

رخشان بنی‌اعتماد، نه تنها یکی از مهم‌ترین زنان سینماگر امروز ایران است بلکه یکی از مهم‌ترین نمایندگان ژانر درام اجتماعی در ایران نیز به شمار می‌رود. او در فیلم‌های خود، با نگاهی انتقادی، معضلات جامعه امروز ایران از جمله فقر، اعتیاد، شکاف طبقاتی و تبعیض‌های اجتماعی به ویژه در مورد زنان را مورد بررسی و تحلیل قرار می‌دهد. فیلم زیر پوست شهر ، تصویری رئالیستی و همدردانه از زندگی طبقه کارگر و فقیر ایرانی با تاکید بر شخصیت زن/مادر به عنوان شخصیت محوری فیلم است که مسئولیت خانواده را یک تنه به دوش می‌کشد. 

به این ترتیب، نمایش این فیلم‌ها، هرچند محدود، می‌تواند فرصتی برای علاقمندان سینمای ایران در بریتانیا باشد تا با چهره متفاوت‌تری از این سینما آشنا شوند. هرچند جای برخی از فیلم‌های مهم سینمای ایران در این دوره از جمله مادیان (علی ژکان)، آن سوی آتش ( کیانوش عیاری)، مرگ یزدگرد ( بهرام بیضایی)، ناخدا خورشید ( ناصر تقوایی)، دونده (امیر نادری) و حاجی واشنگتن (علی حاتمی) در این برنامه بسیار خالی است.

مشاهده برنامه فصل سینمای ایران در ولز: www.wowfilmfestival.com/en/golden-age-iran

فصل سینمای ایران در ولز بخشی از جشنواره فرهنگی ایران-بریتانیا است که توسط شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) برگزار می‌شود. برای آشنایی با سایر برنامه‌های نوروزی این جشنواره به اینجا سربزنید.

موضوعات مربوط