صف مقابل گالری اثر برای نمایشگاه آیدین آغداشلو ©

خبرگزاری مهر

نگاهی به نمایشگاه‌ها، هنرمندان و گالری‌های فعال در پاییز ۹۳ و رونق هنرهای تجسمی در این فصل

زینب محمدی

 

سهم بیشتری از اخبار هنری به دلیل محبوبیت عمومی، غالباً به سینما و موسیقی و بعد هم تئاتر اختصاص دارد. خبرهای تجسمی را عموماً باید در نشریات تخصصی یا صفحات تخصصی بعضی نشریه‌های عمومی و همچنین بخش تجسمی برخی خبرگزاری‌های دولتی دنبال کرد. البته گاهی چهره‌های مردمی‌تر و هنرمندان سینما پا به این عرصه می‌گذارند و این‌چنین هنرهای تجسمی در صدر اخبار می‌نشیند. مثلاً عکس‌های یک بازیگر سینما و شایعاتی که پیرامون نقش یکی از دولتمردان سابق در نمایشگاه او شکل گرفت و یا نمایشگاه عکس‌ها و مجسمه‌های رضا کیانیان و حراج پنجاه میلیونی عکسی از او در حراجی که خود مجری‌اش بود در یادمان هست. 

پاییز که می‌شود، با رونق گرفتن گالری‌ها در پی تعطیلات تابستانی، ضربان هنرهای تجسمی تندتر می‌شود، اما پاییز ۹۳ در طول سی سال گذشته بی‌نظیر بود و خبرهای تجسمی را به صدر اخبار کشاند. این پاییز متولیان فرهنگ را، همان‌ها را که فکر می‌کنند نبض مردم در دست‌شان است، غافلگیر کرد. همان پاییزی که تهران زیر پیکر یک خواننده‌ی پاپ بند آمد؛ همچنان که خیابانی در شمال شهر برای پرویز تناولی و مجسمه‌هایش در گالری اعتماد، و خیابانی در مرکز شهر برای آیدین آغداشلو و نقاشی‌هایش در گالری اثر. علاقه‌مندان در انتظار نوبت دیدار استاد و آثارش بعد از چهل سال در نمایشگاهی انفرادی صف کشیدند و در نهایت پلیس برای برقراری نظم به آنجا آمد. 

در این پاییز پر ازدحام هنرهای تجسمی، محسن وزیری‌مقدم، از نسل اول هنرمندان نوگرای ایرانی،‌ در ۹۰ سالگی دو نمایشگاه انفرادی در گالری‌های طراحان آزاد و خاک برگزار می‌کند که نشان از حضور خودخواسته‌ی هنرمندی پیشکسوت در جریان هنر معاصر ایران دارد،؛ گشایش آرت سنتر شعبه‌ی دزاشیب همراه است با مروری بر آثار هانیبال الخاص؛ گالری آریانا میزبان نمایشگاهی می‌شود از ۲۱ نقاش مدرنیست ایرانی از جمله سهراب سپهری، ابوالقاسم سعیدی، ژازه تباتبایی،‌ منصور قندریز و ...؛ فرشید ملکی نقاشی‌های جدیدش را به دیوار گالری هور می‌آویزد؛ غلامحسین امیرخانی بعد از پانزده سال خط‌هایش را به گالری ساربان می‌آورد؛ نمایشگاهی از نقاشی‌های علی‌اصغر قره‌باغی برای نخستین بار پس از شصت سال نقد و نقاشی به پیشنهاد جواد مجابی در گالری مینا برگزار می‌شود؛ و کامبیز درم‌بخش «هنرهای تبسمی»‌اش را در گالری سیحون به نمایش می‌گذارد. نمایشگاهی پژوهشی از آثار فریدون آو شامل طراحی، گرافیک و طراحی اشیاء کاربردی در گالری طراحان آزاد برگزار می‌شود؛ و نقاشی‌های مش صفر (منوچهر صفرزاده) در گالری ماه مهر به تماشا گذاشته می‌شود. پیمان هوشمند زاده و شهره مهران و نازگل انصاری‌نیا وجواد مدرسی و امید مشکسار و ... هم در همین فصل نمایش داشتند.

برگزاری این تعداد نمایشگاه از مهم‌ترین هنرمندان ایرانی، نقد و نظرها و بحث‌هایی هم در فضای مجازی به راه می‌اندازد از مقایسه‌ای میان نمایشگاه‌ها و دلایل استقبال از یکی و عدم استقبال از دیگری. عده‌ای صف دوستداران هنر برای دیدن نقاشی و مجسمه را به فال نیک می‌گیرند و عده‌ای هم آن‌ را فرصتی می دانند برای عکس‌یادگاری‌بگیرها! انتقادها و خرده‌گیری‌هایی که از سر کم‌لطفی هم که باشد، نشان از پویایی فضا دارد. 

چند گالری افتتاح می‌شود، یکی گالری جدیدی است با عنوان «اُ»،  و دیگری شعبه‌ی  سومی است از گالری اعتماد و بر خلاف شعبه‌ی اول و دوم، از پستوی کوچه به پهنه‌ی خیابان پر رفت وآمد نیاوران آمده‌است، و دیگری گالری آب انبار در محله قدیمی دروازه شمیران. گالری آرت سنتر هم شعبه‌ی دوم خود را در باغ انجمن خوشنویسان افتتاح می‌کند. همچنین گالری شیرین از شمال شهر به مجموعه گالری‌های خیابان کریم‌خان در مرکز شهر می‌پیوندد، در کنار هما و آران و اندکی آن‌طرف‌تر اثر و شماره ۶ و اُ ی تازه تأسیس و ... و حتی شاید نویدی باشد برای امکان برگزاری یک اتفاق تجسمی گروهی؛ یک‌جور «آرت‌ویک» در خیابان کریم‌خان! 

این روزها امکان دیدن دست کم یک اثر از بسیاری از هنرمندان (حتی آنان که عموماً تن به حضور در نمایشگاه‌ها نمی‌دهند)، بر دیوار گالری‌های کوچک و بزرگ شهر وجود دارد. اگر هم یکی از این نمایشگاه‌ها را از دست داده باشید، این نام‌ها و بسیاری دیگر را می‌توان یک‌جا در موزه‌ی هنرهای معاصر در نمایشگاه «نو سنت‌گرایی در هنر معاصر ایران» و یا در فرهنگسرای نیاوران در قالب «هفت نگاه» بر دیوار دید؛ نمایشگاهی که متشکل از هفت گالری است که هریک با هفت هنرمند منتخب خود آثار را انتخاب و قیمت‌گذاری می‌کنند. کاری که به جای  متولی دولتی فرهنگ، بخش خصوصی عهده‌دار آن شده است و اتفاقاً پاسخی است روشن به استقلال هنر تجسمی نسبت به بسیاری از هنرهای دیگر که اساساً امکان جریان‌سازی آنها بدون حمایت دولت میسر نیست.  

سهراب سپهری، محمد احصایی، آیدین آغداشلو، پرویز تناولی، غلامحسین نامی، ایران درودی، نصرالله افجه‌ای، فریده لاشایی، فرح اصولی، هانیبال الخاص، احمد اسفندیاری، رضا درخشانی، علی‌اکبر صادقی، پروانه اعتمادی، جلال شباهنگی، محمود جوادی‌پور، حسین محجوبی، صداقت جباری، محمد ابراهیم جعفری، طاها بهبهانی، رعنا فرنود و شیرین اتحادیه از جمله نام‌هایی هستند که بر دیوار گالری‌ها به چشم می‌خورند.

هم‌زمان دو برنامه‌ی تلویزیونی هم مختص هنرهای تجسمی پخش می‌شود با بخش‌هایی ویژه‌ی گالری‌گردی، گزارش،‌ نقد و بخش‌های تخصصی، با اجرا و کارشناسی اهالی تجسمی که پیش از این کم سابقه بوده است. 

تحرک اجتماعی بالای طبقه متوسط ایران را از فعالیت هنرمندان و استقبال مخاطبان می‌توان فهمید. تحرک اجتماعی ای که علی‌رغم تحریم‌های خارجی و نگرانی‌های اقتصادی از حرکت باز نایستاده. «تدبیر»ی اگر صورت نگرفته برای آنچه که این روزها در هنرهای تجسمی می‌گذرد، دست‌کم جوانه‌های امید و میل به اعتماد را می‌شود دید و پایید. امید به اینکه اگر مرجعی برای تحقق خواسته‌های اهالی تجسمی وجود ندارد و هنر هنوز هم مستقل از مراجع دولتی به حیات خود ادامه می‌دهد،‌ دست‌کم موانع کمتری هم بر سر راه باشد. 

 

این نوشته تنها نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org بفرستید.

موضوعات مربوط