سیمین اکرامی، چکش و مته به دست، در حال تراشیدن سنگ
سیمین اکرامی

هنرمند و مجسمه‌ساز معاصر، سیمین اکرامی، از چرایی انتخاب موضوع زنان، سرچشمه‌های الهام  در آثارش و عشق‌اش به هنر ایران باستان می‌گوید.

یانته روچ

سیمیـن اکرامی یکی از جذاب‌تر‌ین کارنامه‌های هنری را بین مجسمه‌سازان امروز ایران دارد. موضوع اکثر کارهای او زنان‌اند، زنانی قوی که به گفتۀ یک منتقد هنری، «رها از باید‌ها و نباید‌ها، بدون قید‌وبند و آزادند». سیمین اکرامی این روز‌ها مشغول کار بر روی مجموعـه‌ای به نـام تخریب است: این مجموعـه جستجـوی نقادانه و شجاعانـه‌‌ای است که به تخریـب آثـار باستانـی و تصاویـر زنـان می‌پردازد و در واقع ادامۀ مجموعه‌ای قدیمی‌تر دربارۀ تخریـب ساختمان‌هـای قدیمـی تهران محسوب می‌شود. با سیمین اکرامی به این بهانه به گفتگو نشستیم.

آندرلاین: شما کار خودتان را چطور می‌توانید برای خواننده‌های ما توصیف کنید؟

سیمین اکرامی: من در زمان دانشگاه بیشتر انتزاعی فکر می‌کردم. بعد از آشنایی با همسرم بهرام دبیری او توجه من را به سمت پیکر انسانی کشاند. زن در کنار جُغد و کبوتر مهم‌تر‌ین موضوعات کار من‌اند. کارهای دوران مختلف‌ام را تحلیل نمی‌کنم. چند سالی با سنگ کار کردم، اما در عین حال مدام مواد و مصالح کارم را تغییر می‌دهم. مثلاً همان زمانی که با سنگ کار می‌کردم دلم ‌خواست با گل کار کنم و این کار را هم ‌کردم. یا مثلاً الان که با گل کار می‌کنم دلم می‌خواهد جوشکاری هم بکنم و می‌کنم.

من خیلی با گِل اِتود می‌زنم. وقتی یکی از اِتودهای گِل برایم جذابیت خاصی پیدا ‌کند نسخه بزرگ‌ترش را می‌سازم. اِتود زدن با گِل برای من مثل طراحی کردن است. معمولاً وقتی می‌خواهم کار را بزرگ‌تر بسازم مجدداً با گِل می‌سازمش و بعد قالبش را می‌گیرم و بعد آن را از بُرُنز می‌ریزم. یا این‌که با گچ کار می‌کنم و بعد قالبش را می‌گیرم و آن را با بُرُنز یا فایبرگلاس می‌سازم.

آندرلاین: موضوع زن برای شما چه اهمیت ویژه‌ای دارد؟

اکرامی: به نظرم اندام زن حجمی بسیار زیبا دارد که با آن می‌شود کارهای زیادی انجام داد، اما اندام مرد برای من جذابیت اندام زن را ندارد. این اواخر شروع کردم به ساختن مجسمه‌هایی از زنان  و شکستن آنها و اسم این مجموعه را تخریب گذاشتم. پرتره را می‌سازم و بعد آن را می‌شکنم. چون خیلی از آثار باستانی در این سال‌‌ها تخریب شده‌اند و من ندیده‌ام مجسمه‌سازان اعتراضی بکنند. همه مجسمه‌های مجموعه‌ی تخریب بُرُنزی هستند. اولین بار که شروع کردم به تخریب، اندام کامل زنی را با گِل ساخته بودم و می‌خواستم ببینم تخریب آن چه حسی دارد که یک نفر می‌رود با چَکُش و پُتک یک اثر باستانی را تخریب می‌کند. وقتی چَکُش را برداشتم و به سر مجسمه کوبیدم حال غریبی در من به‌وجود آورد. با این‌حال دیدم این فقط حال من است و کسی که در حال تخریب اثر است به این چیز‌ها فکر نمی‌کند، چون اگر فکر می‌کرد آن‌ها را تخریب نمی‌کرد.

مدتی هم در گذشته دیوار‌های عاشقانه را کار کردم. در واقع این تخریبی که در حال حاضر روی اندام زنانه انجام می‌دهم سال‌ها پیش هم وقتی داشتم دیوارهای عاشقانه را می‌ساختم، در کارم اتفاق افتاد. خانه‌های قدیمی زیادی طی این سال‌ها در ایران تخریب شدند و به جای آنها خانه‌های زشتی ساخته شدند. زمانی زن و مردی این خانه‌ها را ساخته بودند تا در آن زندگی کنند. به این دلیل اسم این کار را دیوارهای عاشقانه گذاشتم؛ دیوار‌هایی که نیمی از آن فرو ریخته و دیگر وجود ندارند، اما زن و مردی در درون آن است. برای من ساخت هر خانه‌ حاصل یک عشق است؛ عشق به زندگی. من پانزده سال پیش این مجموعه را کار کردم اما بعد از سال‌ها همان مفهوم تخریب را در کار با اندام زنانه پیدا کردم. تخریب‌ها همچنان ذهن من را اشغال کرده‌اند. 

آندرلاین: کمی درباره مجسمه کیش و مات که با مهـرۀ‌‌ شطرنـج ساخته‌اید بگویید.

اکرامی: داستان مهرۀ شطرنج این است که مخاطب به عنوان بازیکن شطرنج تمام مهره‌هایش را از دست داده و خودش و سه مهرۀ حریف مانده‌اند. من این کار را در دو شکل ساختم: با سه مهرۀ سیاه و سه مهرۀ سفید و مخاطب می‌تواند انتخاب کند کدام مهره باشد. چه مهره‌های سیاه را به عنوان رقیب انتخاب کنی چه سفید‌ها را، باز تو تنها هستی و همۀ مهره‌هایت را از دست داده‌ای و در هر دو صورت باخته‌ای.

آندرلاین: به نظر شما چرا در هنر ایران باستان پیکر زنانه دیده نمی‌شود؟

اکرامی: ما در پیش از اسلام پیکر زنانه داشته‌ایم: مثلاً مجسمه الهۀ بارداری. اصولاً همۀ ربّ‌النوع‌ها ابتدا مؤنّث بوده‌اند و بعد مذکّر شده‌اند. مثلا الهه‌های آب و شکار و غیره همه زن بوده‌اند. در کرمان باستان‌شناسانی که کاوش می‌کردند یک الهه باروری پیدا کرده‌اند که بسیار شبیه ونوس ویلندورلف است. در واقع بعد از اسلام است که دیگر اندام زنانه نمی‌بینیم و اصولاً بعد از اسلام دیگر در هنر، پیکره‌سازی نمی‌بینیم. چون اسلام با پیکره‌سازی مخالف بود. به همین دلیل هم است که هنر بعد از اسلام، برای مثال در کاشی‌کاری، بیشتر به سمت انتزاع رفته. اما امروزه هنرمندان به شکلی عالی هم مجسمه فیگوراتیو کار می‌کنند و هم انتزاعی.

آندرلاین: علاقه و اهمیت ایران باستان برای شما به چه برمی‌گردد؟

اکرامی: نمی‌دانم، شاید از ذهن دور من بیاید. من تاریخ را هیچ‌وقت در مدرسه دوست نداشتم و از خواندنش متنفّر بودم. آن موقع‌ها روش تدریس جذاب نبود. وقتی بزرگ‌تر شدم خودم شروع به خواندن تاریخ کردم. مجسمه‌ساز بودم که تخت‌جمشید را دیدم. از کودکی تمام این آثار باستانی را دیده بودم و همۀ آن‌ها ناخودآگاه در جانم خانه کرده ‌بود. مثلاً زمانی‌که سنگ‌تراشی می‌کردم بعد از یک دوره که کارهایم را تمام کردم ‌دیدم چقدر شبیه به کارهای تخت‌‌جمشید است!

آندرلاین: تجربه هنرمند زن بودن در ایران برای شما چگونه بوده‌ است؟

اکرامی: وقتی سر کار هستم با کارگران زیاد کار می‌کنم و همه چیز برایم محترمانه است و من احساس زن بودن را ندارم. اما وقتی وارد جامعه می‌شوم، مثلا وقتی  برای خرید بیرون می‌روم، با وجود گشت‌های ارشاد و تبعیض‌های جامعه، احساس می‌کنم که زن هستم. اما سرِ کار هیچ‌وقت آدم‌ها به من به عنوان زن نگاه نکرده‌اند و من برای آن‌ها و همین‌طور برای خودم انسان بوده‌ام. من مقولۀ زن و مرد را در دنیای هنر نمی‌فهمم. برای این‌که آدم یا هنرمند است یا نیست و این ربطی به زن و مرد بودن ندارد.

آندرلاین: رابطه شما و بهرام دبیری به عنوان زوجی هنرمند روی کار هنری شما چه تأثیری گذاشته‌است؟

اکرامی: بسیار مهم بود. چون اگر شوهر من کارمند بانک یا مهندس بود قطعاً کارهای من این‌طورنبود که حالا هست. همه می‌پرسند دوهنرمند چطور می‌توانند با هم زندگی کنند؟ به نظر من چون دو هنرمند هستیم توانسته‌ایم این‌قدر خوب با هم زندگی کنیم. طبیعتاً کارهایمان روی هم‌دیگر تأثیر می‌گذارد، اما هیچ‌کدام در کار، خودش را به دیگری تحمیل نکرده ‌است. هرگز. هر کس کاملاً آزادانه کار خودش را می‌کند و البته ممکن است نظر دیگری را در مورد کاری که می‌کند جویا شود.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مرتبط