اینستالیشن هما امامی که در آن شمار زیادی بلوکهای کاغذی در یک کمد فلزی بایگانی و روی ردیفی از صندلی‌ها چیده شده اند
هما امامی، پروژه بازیافت هنری، ۱۹۸۹-۹۷ موزه زنان، بن، آلمان ©

هما امامی

هنرمندان زن ایرانی توانسته‌‌اند از بیان سطحی و شعاری فراتر رفته و تصویری عمیق‌تر از دغدغه‌های شخصی خود طرح ‌کنند که کارکرد رسانه‌ای ندارند. در این مقاله، کارِ سه هنرمند زن مفهوم‌گرای ایرانی- شهره فیض‌جو، هما امامی، و نازگل انصاری‌نیا - از نقطه‌نظر جنسیت بررسی شده‌است.

حسین ایالتی

مفهوم‌گرایی در هنر دهۀ شصت میلادی تا اندازه‌ای پاسخی بود به لحن جهان‌شمول‌گرایی که بخش زیادی از هنر مدرن تا آن روز را مشخص می‌کرد. برخلاف هستۀ اصلی مدرنیسم، هنر نوگرای این مقطع، اِبایی از این نداشت که بی‌پرده دربارۀ دغدغه‌های خاصِ هنرمند سخن بگوید. یکی از این ویژگی‌های خاص، امر جنسی بود که به‌ویژه در مورد هنرمندان زن، خود را در قالب تلاش‌های مستقیم و غیرمستقیم برای آزادی و برابری جنسی نشان می‌داد. برخلاف نقاشی انتزاعی، بسیاری از هنرمندان مفهومی‌، کسانی چون مارتا راسلر و آدریان پایپر به شکل‌های مختلف به هویت زنانۀ خود توجه نشان دادند. تازه این‌ها جدا از آن دسته از مفهوم‌گراهایی بودند که آشکارا بدن خود را به‌مثابۀ ماده‌کار در کانون آفرینش هنری قرار می‌‌دادند.

تأثیر مدرنیسم در هنر ایران چنان فراگیر بوده است که تا همین سال‌های اخیر، این هنر نسبت به چرخش مفهومی پیش‌گفته، مقاومت جدی نشان داده است. به‌رغم ارزش‌های آشکاری که توجه به برابری حق زن و مرد به‌مثابۀ یک پرسش فلسفی و اجتماعی بسیار مهم دارد، هنرمندان زنِ کلیدی ایران کم‌تر به این موضوع توجه نشان داده‌اند یا دست‌کم آن‌را در پس دغدغه‌های جهان‌شمول دیگری نشانده‌اند. نه‌تنها هنرمندان فرم‌گرایی چون پروانه اعتمادی و فریده لاشایی به‌شدت از این که با نام «هنرمند زن» شناخته شوند پرهیز می‌کردند، بلکه بسیاری از هنرمندان مفهوم‌گرای ایرانی در سدۀ ۲۱ نیز از همین الگو پیروی می‌کنند. گذشته از شیرین نشاط (و پیروان نه‌چندان کام‌یاب او)، در اغلب موارد توجه به زنانگی در کار، چون امری محدودکنندۀ بیان هنرمند درنظرگرفته شده است.

هر سه هنرمندی که در این‌جا بررسی می‌کنم - شهره فیض‌جو، هما امامی، و نازگل انصاری‌نیا - کم‌وبیش از اینستالیشن به‌مثابۀ یک قالب اصلی ارایۀ کارهایشان سود برده‌اند و هر سه با نظام‌های نشانه‌شناختی، به‌ویژه زبان کار کرده‌اند. هم‌زمان، بسیاری از کارهای آن‌ها نشان‌دهندۀ تأثیرپذیری‌شان از پسامینی‌مالیسم است. این نکته خود را بیش‌ از همه در کارهای شهره فیض‌جو نشان می‌دهد. اینستالیشن‌های شهره فیض‌جو - انباشته از طومار، کتاب‌چه، جعبه‌، و قوطی‌های ریزودرشت - امکانات گستردۀ بررسی تاریخ به‌مثابۀ بخشی از هویت فردی را نشان می‌دهند. او در سال ۱۳۳۴ در تهران به‌دنیا آمد، در سال ۱۳۵۲ وارد دانشگاه تهران شد و دو سال بعد به فرانسه رفت و در فضای هنری دهۀ هشتاد در بوزار و سوربُن درس خواند و رشد کرد. در سال ۱۳۶۶ یا ۶۷ بود که با کریستین بُلتانسکی آشنا شد. فیض‌جو در سال ۱۳۷۴ به مرگی زودهنگام در پاریس درگذشت.

در کار او هویت‌های مغشوش، خود را در شکل از جدافتادگی‌های مکانی نشان می‌دهند. آدرسِ «خ. ولی‌عصر، کوچه شناسا، پلاک۴۸، تهران» را روی جعبه‌ای آغشته به لایه‌ای از دود می‌خوانیم و کمی آن‌سوتر آدرسی را در پاریس. زندگی خانه‌به‌دوشی‌ و تبار هنرمند ما را به سوی بازنگری در درک‌مان از خانه و پیوند آن با مفهوم ملیت فرا می‌خواند. در قلب فیزیکی هر یک از این کارهای هنری رازی برای همیشه سربسته و داستانی مگو نهفته است. با این‌حال، ناگشود‌گی جعبه‌ها و طومارها برای ما غریب جلوه نمی‌کند. خلاء درون هر یک از این جعبه‌ها و طومارها، معادلِ نقطه‌های سیاهی می‌شود که هر یک از مخاطب‌ها درون خود احساس می‌کند و در وجود دیگر مخاطب‌ها به‌رسمیت می‌شناسد. 

اینستالیشن‌های انباشته از طومارهای کوچک و بزرگ فیض‌جو که گاه از نقاشی‌ها و طراحی‌های قدیمی خود او ساخته ‌شده‌اند، تداعی‌گر چیزی‌اند مانند قفسه‌ای از گوشت‌های سلاخی‌شده، و یا فراموش‌شده‌ترین کنج یک کتاب‌خانۀ چندصدساله‌. اما این شی‌ءهای کهن‌نما که زیر لایه‌ای از غبار و دود و چربی پنهان شده‌اند، برچسبی مانند یک لوگو روی خود دارند که بر آن نوشته شده است: «فرآوردۀ شهره فیض‌جو». در زیرنویس کارهای او این واژه‌ها ممکن است پدیدار شوند: موم، چسب، شمع، موی اسب، موی گوسفند، سیم، طناب، کنف، و قیر در کنار پیوستاری از جوهرهای مختلف. برای نمونه، سری ب (۱۹۹۳) مجموعه‌ای‌ است از ظرف‌های شیشه‌ای کوچک و بزرگِ مربا و ترشی که با چیزهایی مانند این ماده‌ها پر شده و روی قفسه‌های «آشپزخانه» به‌نمایش گذاشته می‌شوند. 

گرچه هما امامی از سنت سرد هنر مفهومی می‌آید، اما بسیاری از کارهای او پدیدآورندۀ گونه‌ای از بی‌واسطـه‌گـی و سبُک‌ســری صمیمانـه‌انـد که از کام‌یـابـی هنرمنـد در بـرانگیختـن حس اعتمـاد در بیننـده‌اش نـاشـی می‌شود. چه به عنوان یک زن و چه یک مهاجر، او به درکِ همواره متغیرش از جهان و خانه‌به‌دوشی هستی‌شناختی‌اش وفادار بوده است و کارهایش در بسیاری از موارد بازتابی‌اند از سرگردانی او در دوران تلخ بی‌خانگی. اما برخلاف فیض‌جو، امامی کم‌وبیش هرگز دست به دامن نوستالژی نمی‌شود. هما امامی در سال ۱۳۳۴ در اسلام‌آباد ‌غرب به دنیا آمد و در دانشگاه تهران مجسمه‌سازی آموخت. در آستانۀ انقلاب، ایران را ترک کرد و مدتی در مدرسۀ هنر شهر کلن آموزش دید. او از سال ۱۳۶۵ تاکنون در آلمان زندگی و کار می‌کند. مهاجرت زیباشناختی او از فضای دوبعدی به فضای سه‌بعدی، در سال‌های آغاز اقامتش در آلمان رخ داد. مجموعۀ بازیافت هنری از شمار زیادی بلوک‌های کاغذی تشکیل شده است که در یک کمد فلزی بایگانی یا روی ردیفی از صندلی‌ها چیده شده‌اند.

تلاشی وسواس‌آلود برای نگهداری شبه‌علمی همۀ آن چیزهایی که به‌شدت میرا و دست‌خوش زوال‌اند، در مجموعۀ تقویم آشپزخانه که در سال‌های پایانی دهۀ نود میلادی ساخته شد، نمودی چشم‌گیر یافته است. پیوند بین ماده و امر جنسی، عنصری کلیدی در کار هما امامی ا‌ست. بهره‌گیری جنسی از کارماده‌های فاسدشدنی در دگرگونی‌های بعدی موج دوم فمینیسم به‌طرزی آشکار مورد توجه قرار گرفت و توان‌مندی‌هایی شگرف از خود نشان داد. تجربۀ زنانه، اغلب به‌مثابۀ تجربه‌ای نزدیک به شیء، فرآیندها، و دور از واسطه‌های متافیزیکی، فلسفی و نظری تعریف شده است. پیوند بی‌واسطۀ زن با بیولوژی (مهم‌تر از همه خون، و نیز پخت‌وپز و بهداشت) او را مادی‌تر، سکولارتر، این‌جهانی‌تر، و البته رهاتر از الگوهای ذهنی متافیزیک می‌کند.

نازگل انصاری‌نیا از مشاهدات و تجربه‌های روزمرۀ به‌ظاهر بی‌اهمیت کارماده می‌سازد و با آن پُلی می‌زند به نظام‌های زبانی و اقتصادی تا مانند بیش‌تر هنرمندان مفهومی شیء ساده‌ای بسازد که اگر فقط به ظاهر آن بنگریم چیز زیادی دریافت نکنیم. در حقیقت، کار او در فرایند تولید است که معنا می‌گیرد و لایه‌های پیچیدۀ فکری آن آشکار می‌شود. در این میان، اشیاء زندگی روزمره جایگاه ویژه‌ای دارند و ساخت دوبارۀ آن‌ها با الگوهای تازه و دست‌کاری ساختار تثبیت‌شدۀ شیء، ابزار خوبی برای اندیشیدن به روزمرگی‌های ما می‌دهد و البته این مورد گاه با نگاه ویژۀ او به کارماده‌هایی با رنگ‌و بویی به‌اصطلاح زنانه هم‌راه می‌شود.

در مجموعۀ نسوز، نچسب، ضد لک او به سفره‌های پلاستیکی ارزان توجه کرده است. سفره استعاره‌ای‌ است از اقتصاد خانواده و این مسئله برای انصاری‌نیا با فروش سفره‌ها برای تأمین بخشی از معیشت گره خورده است. او سفره را در عمل به رسانه‌ای برای گزارش وضع اقتصادی بدل می‌کند و با نقش‌های سفره که کُپی‌ای از الگوهای گل‌دوزی‌ است به‌مثابۀ نمودار برخورد می‌کند. او داده‌هایی از تغییر قیمت یکی از اقلام زندگی روزمره در یک‌ سال را از شمایل آماری به نقش‌های معمول این سفره‌ها تبدیل می‌کند و داده‌های عددی را به الگوهای دیداری برمی‌گرداند. انصاری‌نیا با زیباشناسی معمول سفره‌ها کار می‌کند و در کار نهایی که چیزی فراتر از شمایل قابل شناسایی یک سفره نیست، فرمول تبدیل داده‌های آماری نیز به بیننده ارایه می‌شود.

در این مجموعه تنیدگی امر کلان اقتصادی و تورم از شاخص‌های عددی انتزاعی به چیزی ملموس بدل شده است؛ چیزی که در نهایت به کوچک شدن «سفرۀ مردم» از آن یاد می‌شود. اقتصاد در رسانه‌ها به ارقامی ترجمه می‌شود که از مفهوم اصلی خود فاصله دارد. جدول‌هایی با شمایل علمی که بیش از هرچیز با معدۀ بیننده‌اش سروکار دارد اما در الگویی دیداری و پیچیده در حال ساخت ابزاری برای دور کردن ذهن بیننده از عوارض تورم است. انصاری‌نیا با بازگرداندن فرمول‌های آماری به مقصد نهایی اقتصاد خانواده یعنی سفره و البته با ‌فرمول‌بندی دوباره آن که از نقش‌‌های دکوراتیو یکی از دست‌ساخت‌های زنانه بیرون‌آمده به سفره‌ای می‌رسد که تزیینات آن داده‌های حیاتی جامعه را شکل می‌دهد. کلاژهای انصاری‌نیا با روزنامه را باید گفت‌وگوی ظریفی دانست میان او و یکی دیگر از هنرمندان پیش‌تاز زن ایران، یعنی منیر فرمان‌فرمائیان.

بر این اساس، راهکار اصلی هنرمندان زن ایران برای نفی تبعیض، در بیش‌تر موارد یا نادیده گرفتن عامل تبعیض بوده است یا جست‌وجویی عمیق‌تر در ساختارهای سازندۀ تبعیض. نمونه‌های کام‌یابی که در بالا دیدیم تصویری عمیق‌تر از دغدغه‌های شخصی خود طرح می‌کنند که کارکرد رسانه‌ای ندارند. در آثار این هنرمندان مفهوم‌گرا، ساختارهای سلطه به مرکز تصویر فراخوانده شده و سپس به شیوه‌های مختلف از هم فروپاشیده می‌شوند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط