پلانی از موقعیت جغرافیایی جمعه بازار در خیابان جمهوری تهران
ایده استفاده‌‌ بهینه‌ و بارگذاری رویداد‌های موقعیت‌مند و زمانمندِ تازه بر روی فضاهای معطل‌مانده‌ و از قبل موجود، برای استفاده از حداکثر توانش فضایی، یکی از راه‌حل‌های مسأله محدودیت زمین در شهرهاست. جمعه‌بازار تهران، نمونه مناسبی از اجرای این ایده است. ©

برنا احمدی

تخیل در برابر ساختن: چگونه تهران در حال بازنگری استفاده از فضاهای شهری از طریق راه‌اندازی رخدادهای موقت در فضاهای بلااستفاده است.

برنا احمدی

 در یک قرن گذشته، با افزایش سریع و مهاجرت بی‌سابقه‌ جمعیت به شهرها، یکی از چالش‌های اصلی، جا دادن این میزان جمعیت در محدوده‌‌ محدودِ جغرافیایی و تأمین سرانه‌ نیازهای زیستی آنها بوده است. در همین دوره بود که برای اولین بار مالکیت سطح (به واحد سانتی‌متر مربع)، به دلیل تبدیل شدن به منبعی تجدیدناپذیر و محدود، تبدیل به گرانبهاترین سرمایه‌ شهری شد. در مواجهه با این مشکل، یکی از اولین راه‌حل‌ها برای رفع مسأله کمبود زمین، افزایش تراکم و تکثیرِ سطحِ اشغال شده، به وسیله‌ اضافه کردن طبقات در ارتفاع بود. این راه حل شهری تقریباً به تمامی وجوه زندگی و حتی پس از زندگیِ شهروندان تعمیم داده شد؛ از برج‌های چندین طبقه‌ مسکونی و مراکز تجاری و سینماهای طبقاتی گرفته تا مقبره‌های مطبق زیرزمینی.

اما شهرها به مرور، باز هم با کمبود فضا و سرانه‌ سهم هر شهروند از آن مواجه‌ شدند. در شهری که دیگر نمی‌شد در آن چیز تازه‌ای ساخت، تنها راه حل، استفاده‌ بهینه‌تر و بارگذاری (Loading) رویداد‌های موقعیت‌مند و زمانمند تازه بر روی فضاهای معطل‌مانده‌ از قبل موجود برای استفاده از حداکثر توانش فضایی (Affordance) آنها بود. یکی از مثال‌های آن می‌تواند جمعه‌بازار تهران باشد. این ایده اولین بار در سال ۱۳۸۱ به ابتکار شهرداری تهران پیاده شد که می‌توان گفت تا امروز ایده‌ موفقی بوده است.

جمعه‌ها صبح، اگر با خودرو به سمت این بازار حرکت کنید، در جهتِ معکوسِ تاریخِ حک شده بر کالبد فیزیکی‌ تهران حرکت خواهید کرد، آرام آرام از پیکر معاصرترش به سمت کالبد پهلوی‌ دوم و سپس پهلوی‌ اول می‌رانید و در شهر بدون ‌ترافیک، فرصتی خواهید داشت تا از تماشای این موزه‌ شهریِ تاریخ معماری معاصر لذت ببرید. موزه‌ای که نزدیک به یک دهه است حساسیت‌های عمومی برای شناخت بیشتر و حفاظت از آن بیشتر از کل طول تاریخ پایتختیش شده؛ تاریخ دویست ساله‌ای که تقریباً هر حکومت با به قدرت رسیدنش، در جهت تثبیت خود با جراحی‌های ریز و درشت در پیکره‌ بدنش سعی در پاک کردن یا حداقل مخدوش کردن خاطرات جمعی انباشت شده متعلق به حکومت سابق در آن داشته.

در ادامه، در انتخاب مسیر، احتمالاً خود را به خیابان کریم‌خان و سپس خیابان حافظ خواهید رساند. سپس از زیر پل فلزی حافظ به تقاطع خیابان جمهوری خواهید رسید که نام خودش را از میدان بهارستان، که در منتها الیه شرقیَش قرار دارد و نقطه‌ آغاز جمهوریت به واسطه‌ انقلاب مشروطیت است، می‌گیرد. دقیقاً در همین تقاطع، بنای معماری متأخر تحسین‌شده‌ بازار و پردیس سینمایی چارسو قرار گرفته است که توسط محمد مجیدی طراحی شده است و مشابه گالری‌ها و کافه‌های دلباز و جذابی که اخیراً در این محدوده تأسیس شده‌اند، برای اولین بار پس از چند دهه دوباره زندگی شبانه‌ شهری‌ را به این منطقه بازگردانده است.

بعد از انتظار پشت چراغ قرمز در این چهارراه، باید به سمت چپ بپیچید و احتمالاً مجبور هستید خودروی خودتان را در جایی در نزدیکی سفارت انگلستان با دیوارهای آجری و درختانی که از پشت آن قد کشیده‌اند پارک کنید و بقیه‌ مسیر را که کمتر از ده دقیقه است پیاده بروید. از این نقطه، بعد از عبور از دیواره‌ سفارت انگلستان، در امتداد شرقی خیابان جمهوری، چهارراه استانبول قرار دارد که در ضلع جنوب شرقیش بنای سفارت ترکیه که سیفی آرکان (Seyfi Arkan) معمار مدرنیست معروف و محبوب آتاتورک آن را طراحی کرده قرار دارد. کمی جلوتر چشمتان به ساختمان پانزده طبقه‌ پلاسکو خواهد افتاد که رکورد اولین ساختمان مرتفع مدرن ایران را در تاریخچه‌اش دارد. کمی پیش‌تر، بعد از عبور از تعدادی اغذیه‌فروشی و معجون‌فروشی که به برکت وجود این بازار در روز جمعه هم کسب و کارشان سکه است به پارکینگ طبقاتی بتنیِ نسبتاً بزرگی به نام پروانه خواهید رسید. مکانی که اگر ایام دیگرِ هفته به آن سر بزنید، در محیطی کاملاً مردانه، به جز ماشین‌ و چرخ دستی و کسانی که همیشه عجله دارند تا از آنجا خود را به سایر نقاط مرکز شهر برسانند چیزی نمی‌بینید. اما در مورد جمعه‌ها همه چیز متفاوت است و خودِ این مکان تبدیل به مقصد می‌شود. پارکینگی که به دلیل تعطیلی مرکز شهر در روز جمعه، خالی و مرده بود، تبدیل به بازاری در چهار طبقه با حدود ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ جایگاه فروش می‌شود که حداقل ۳۰٪ فروشندگان و بیش از نیمی از مراجعه‌کنندگانش را زنان تشکیل ‌می‌دهند. بازاری که توانسته اکثر کاربری‌های مکمل خدماتی پیرامون خود را تا شعاع وسیعی در روز تعطیل نیز زنده نگه دارد! کمتر جایی از شهر وجود دارد که با این میزان تنوعِ سلیقه، جمعیت و کالا مواجه شوید. اینجا تقریباً برای هر سلیقه و هر میزان پولی که در جیب داشته باشید چیزی برای خریدن وجود دارد؛ از  پانصد تا پنج میلیون تومان.

نمایی از طبقات مختلف جمعه بازار و کاربری آنها
نمایی از طبقات مختلف پارکینگ پروانه در خیابان جمهوری تهران و نحوه به کارگرفتن فضای آنها در روزهای جمعه ©

برنا احمدی

جمعه‌بازارِ تهران به دلیل همین تنوع و تصادفی بودن چیزهایی که در آن فروخته می‌شود همواره تجربه‌ هیجان‌انگیز «تازه»ای خواهد بود؛ جایی که ممکن است چیزهایی که دنبالشان می‌گردید را پیدا نکنید اما در عوض چیزهای زیاد دیگری پیدا خواهید کرد که دنبالشان نمی‌گشتید و همه‌ اینها در شرایطی‌ است که فضایی که این بنای بتنی از سطح شهر اشغال کرده، تنها به اندازه‌ مساحت یک زمین فوتبال استاندارد (بدون در نظر گرفتن جایگاه تماشاچیان) است؛ در صورتی که اگر طول مسیر فشرده‌شده‌ای که استفاده‌کنندگان می‌پیمایند را محاسبه کنیم به مسافتی حدوداً دو کیلومتری خواهیم رسید: یعنی چیزی برابر با فاصله‌ دو پل‌خواجو و سی‌و‌سه‌پل در اصفهان یا کل طول خیابان شانزلیزه‌ در پاریس!

همه‌ این اعداد و ارقام تنها بخش کوچکی از امکاناتی که ایده‌ بکرِ استفاده بهینه از فضاهای معطل‌مانده موجود شهری ایجاد می‌کند را نشان می‌دهد. مطمئناً اگر کسی می‌توانست میزان پولی که بی‌واسطه بین خود خریداران و فروشندگان جابه‌جا می‌شود یا تعداد توریست‌هایی که جمعه‌بازار را بازدید کرده‌اند، روابط تازه اجتماعی‌ای که در اینجا شکل می‌گیرد و تعداد ایده‌ها و تجربه‌هایی که توسط هنرمندان و تولیدکنندگان جوان جابه‌جا می‌شود را محاسبه کند، تمامی ارقام و آمار پیشین ناچیز به نظر می‌رسیدند.

شهرها به همین طریق بعد از اینکه از تمام ظرفیت توسعه‌ فیزیکیشان استفاده کردند فقط و فقط با ایده‌ها می‌توانند رشد کنند و فضا و فرصت‌های تازه برای زندگی جمعی خلق کنند. می‌توان در شهری مثل تهران راه رفت و در مورد تمام این ایده‌های بکر تخیل کرد و با تکثیر و کاشتن دانه‌های بکر خیال در ذهن تعداد بیشتری از شهروندان، آنها را به تحقق نزدیک کرد. تهران و شهرهای دیگری مانند آن بیشتر از آنکه به ساختن و ساختن و ساختن نیاز داشته باشند، نیازمند تخیل در همین کالبد موجود و شهروندان صاحب قوه‌ خیال و خلاقیت برای افزایش ظرفیت‌هایشان هستند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط