بـاغ‌موزۀ گیاهان دارویی

در سال‌های اخیر بعضی معماران زن توجه‌شان را معطوف به الگوهای سنتی معماری ایرانی و تلفیق آن‌ها با اندیشه و مصالح مدرن کرده‌اند. «بـاغ‌مـوزۀ گیـاهـان دارویـی» (ساناز قائم‌‌مقامی و مجتبی محمد ظاهری) نمونه‌ای از این دست است که بخشی از میراث گذشته‌مان را یادآوری می‌کند.

فرشتـه احمدی

ساناز قائم‌مقامی در محیطی معمارانه بزرگ شده است و با داشتن پدری معمار چنان با این دنیا عجین شده که معماری را نه صرفاً یک شغل، بلکه شیوه‌ای برای زندگی می‌داند. زندگی بدون معماری برای او معنا ندارد، اما در عین حال شیوۀ کار معماران قدیمی‌تر در ایران با انتظارات او به عنوان «معماری به مثابۀ زندگی» جور درنمی‌آید. تک‌روی معماران سنتی به نظر او خلاف روحیۀ کاردسته‌جمعی در معماری امروز است.

بعد از دوره‌ای که طی آن با پدرش همکاری می‌کرد، ساناز قائم‌مقامی برای پیدا کردن معماری خودش و «زندگی خودش» به گروهی از معماران هم‌نسل خود پیوست. شاید همین شیوۀ کار گروهی کمک‌اش کرد تا کار کردن به عنوان معمارِ زن برایش چندان دست‌وپا‌گیر و سخت نباشد، نه به این معنا که او معماری را وابسته به جنسیت می‌داند: «وقتی درگیر کار معماری‌ام به هیچ‌وجه درگیر جنسیت‌ام نیستم و گمان نمی‌کنم اگر مرد بودم طوری دیگر معماری می‌کردم. البته نمی‌دانم، شاید در آن صورت شیوۀ نگاهم به جهان و جزییات آن متفاوت می‌شد و واقعاً طوری دیگر معماری می‌کردم، ولی این موضوع هرگز برایم نکته‌ای قابل تأمل نبوده. شاید فقط در پاره‌ای لحظات در نگاه متعجب برخی کارفرماها یا آدم‌های دیگر، زن بودنم به من یادآوری شده.»

این دانش‌آموختۀ رشتۀ معماری از دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران با طراحی باغ‌موزۀ گیاهان دارویی (در همکاری با مجتبی محمد ظاهری) که ساخت آن در سال ۱۳۹۵ به پایان رسید نشان داد نگاه سنگین یا متعجب کارفرما و موانع معمول، سد راه او نیستند. به‌علاوه این نوع معماری با فراتر رفتن از نگاه‌های جنسیت‌زده و با جست‌وجویش در هویت و زیبایی‌شناسی مستتر در تاریخ، درسی مهم‌تر در خود دارد.

این بنا در شهرک دارویی برکت واقع در کُردان کرج با هدف معرفی و نمایش دستاوردهای پزشکی سنتی ایران و نمایش پهنه‌های گیاهی این سرزمین کهن در زمینی به مساحت یک هکتار و زیربنای ۲۵۰۰ مترمربع ساخته شده. ساناز قائم‌مقامی در مورد ایدۀ اصلی شکل‌گیری طرح این موزه به ساختار باغ ایرانی اشاره می‌کند:

 

«فضایی محصورشده به وسیلۀ دیوارهایی که تاج سبز درختان از فرازشان خودی نشان می‌دهد و به هر رهگذری می‌فهماند پشت این دیوارها اتفاقی جذاب منتظرشان است؛ اتفاقی که حاصل همنشینی آب و گیاهان و کوشک میانی باغ است. باغ‌موزه نیز فضایی بسته را تداعی می‌کند که درونش باغی با همان ویژگی‌ها تعریف شده است. مکعب کاشی‌کاری‌شدۀ وسط مجموعه در واقع همان کوشک میانی باغ است که همواره تزیینات بهتری داشته، از مصالح گران‌قیمت‌تر در ساختش استفاده می‌شده و جای مهم باغ را به خود اختصاص می‌داده است. ساختمان‌های جانبی معمولاً ساده‌‌ترند و کارکردهای درجه دوم دارند. در باغ‌موزه نیز ساختمان‌های سفید اطراف، گالرهای و راهروها را در خود جای داده‌اند و در مرکز مجموعه به این حجم رنگارنگ و پر نقش و نگار می‌رسند که آمفی‌تئاتر و فضای پذیرایی از مهمانان در دو طبقۀ آن تعبیه شده‌اند.»

تعریف ما از این بنا به نسبت فاصله‌مان با آن تغییر می‌کند؛ در حرکت به سمت کُردان، دورادور بنایی سفید را می‌بینم حول مکعبی سورمه‌ای‌رنگ که زیر نور آفتاب برق می‌زند و نگین درشت انگشتری را تداعی می‌کند. درخت‌های جوان مجموعه هنوز چندان رشد نکرده‌اند بنابراین فعلاً حجم مدرن و بالاروندۀ بناست که چشم‌ها را به سمت خود می‌گرداند و ناظران را نسبت به آن کنجکاو می‌کند. از نزدیک‌تر، دیواره‌های سفید را می‌بینیم که به جای دیوارهای بلند باغ قدیمی، باغ‌موزه را در دل خود پنهان می‌کنند و دیواری آبی و کاشی‌کاری‌شده ورودی مجموعه را نشانمان می‌دهد؛ کاشی‌هایی دست‌ساز با نقوش اسلیمی و طرح کاشی‌های مسجد شیخ‌لطف‌الله، نوید مواجهه با بنایی ایرانی را می‌دهند. با چرخشی نود درجه وارد مجموعه می‌شویم و چند لحظه‌ شگفت‌زده برجا می‌مانیم. هر هنرمندی این رؤیا را در سر دارد که برای لحظاتی مخاطبش را بهت‌زده در جای خود میخکوب کند؛ کوشک به جای این‌که هم‌چون کوشک‌های قدیم روی زمین نشسته باشد و به تصویر خود در حوض بزرگ مقابلش نگاه کند، بالای حوض معلق شده. انعکاس کاشی‌ها در آب و تلألؤ امواج آب بر آن‌ها بسته به جهت تابش خورشید بازی متفاوتی را در پیش می‌گیرند. دوباره نود درجه می‌چرخیم و وارد موزه می‌شویم. با شیبی ملایم، قدم به قدم، از زمین ارتفاع می‌گیریم و ناگهان خود را یک طبقه بالاتر مقابل پنجره‌ای بزرگ می‌بینیم و دوباره شگفت‌زده می‌شویم.

قائم‌مقامی معتقد است بناهای ایرانی همواره این عنصر شگفت‌انگیزی را در خود داشته‌اند: «هیچ‌وقت در خانه‌های قدیمی به محض ورود همه چیز را نمی‌بینیم. دست این نوع معماری رو نیست و برای ورود به فضاها و کشف آن‌ها سلسله‌مراتبی وجود دارد و همین معماری ایرانی را جذاب می‌کند. باید وارد موزه شوید، توی راهروها حرکت کنید، در هر لحظه چیزهای تازه ببینید؛ بازی نور و سایه و انعکاس رنگی شیشه‌ها را روی کف‌پوش‌ها ببینید. شگفت‌انگیز بودن این بنا جزو مهمی از طراحی آن است.»

از ویژگی‌های دیگر بنای باغ‌موزه، سرعت بالای اجرای آن در قیاس با شیوۀ قدیمی معماری ایرانی است. برای ساخت آن از قطعات پیش‌ساخته استفاده شده و از کار بنّایی سنتی جز در بخش‌های کاشی‌کاری‌شده خبری نیست. اکثر ساختمان‌های پیش‌ساخته فضاهایی سرد و بی‌روح را تداعی می‌کنند اما استفادۀ هوشمندانه از عناصر ظریف هنر ایرانی و رنگ‌‌بندی مناسب، هم فضا را گرم و دوست‌داشتنی کرده و هم به مجموعه هویتی آشنا بخشیده. به این ترتیب به نظر می‌رسد تغییر شیوه‌های طراحی و ساخت از سنتی به مدرن به موازات تغییر نگرش معمارانه، از الزامات تغییرات کلی و سریع جهان است. قائم‌مقامی در مورد این تغییرات به اهمیت پژوهش اشاره می‌کند: «ما برخلاف نسل‌ قبلی معماران، دنبال خودنمایی و اعمال سلایق شخصی نیستیم. از روش‌های منطقی مبتنی بر تحقیق استفاده می‌کنیم؛ روشی که تلاش می‌کند درست‌ترین جواب را برای معماری پیدا کند؛ جوابی که برای کاربر یا هر کس که در رابطه با بنا قرار می‌گیرد مطلوب‌ترین، جذاب‌ترین و آرامش‌بخش‌ترین فضا را ایجاد کند.»

در پایانِ گردشی هر چند کوتاه در باغ‌موزۀ گیاهان دارویی دو حس متفاوت و مثبت را تجربه می‌کنیم؛ اول این‌که حتی در شرایط سخت کار کردن در جامعه‌ای که اهداف و برنامه‌ریزی‌های کوتاه‌مدت جای برنامه‌ریزی‌های بنیادی را گرفته، در پناه علم و آگاهی و صبوری، می‌توانیم به انجام و پیشبرد کارهای خوب نیز امیدوارم باشیم و دوم این‌که زن بودن تناقضی با تأثیرگذار بودن ندارد. زنان با حضورشان در عرصه‌های مختلف و با نمایش توانایی‌ها و خلاقیت‌شان حتی در جوامع مردسالار روز به روز بر ضرورت حضورشان صحّه می‌گذارند. ساناز قائم‌مقامی معتقد است از طریق این پروژه حرف‌هایش به زبان معمارانه ترجمه شده‌اند. پس خوب گوش کنیم تا لابه‌لای حرف‌های زمخت تیرآهن و سیمان، لطافت حضور زنی را حس کنیم.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان میکند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کردهاست. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید 

موضوعات مربوط