نقشه تهیه شده برای منطقه پاپلِر، جشنواره معماری لندن ۲۰۱۴
گزیده‌ای از نقشه برانگیزنده به جای طرح جامع: محصول نهايى همکاری گروه ایرانی-بریتانیایی برای شناخت مسائل و ارائه پیشنهاد برای ارتقای کیفیت زندگی در منطقه پاپلِر لندن. این نقشه کلاژی است از اسکیس‌هایی از مداخله‌های کوچک، تصاویر وضع موجود و سناریوهای پیشنهادی برای تغییر. این نقشه‌‌ها با کمک مردم تکمیل شدند. (محصول رزیدنسیِ نمایشگاه بين المللى معمارى در جشنواره معماری لندن ۲۰۱۴) ©

حسین هجرت

حسین هجرت

سال ۱۳۹۳ (۲۰۱۴) برای شرکت در نمایشگاه بين المللى معمارى (International Architecture (Showcase به عنوان بخشى از جشنواره معمارى لندن London Festival of Architecture آن سال انتخاب شدم. برنامه نمایشگاه اين بود كه ده معمار جوان از گوشه و كنار دنيا انتخاب و با یکی از ده دفتر معمارى خوش‌نام و نسبتاً جوان لندنی که در این برنامه مشارکت داشتند، جفت می‌شدند تا طى دو هفته به ايده‌پردازى در مقياس شهرى درباره بهسازى منطقه پاپلِر(Poplar) لندن بپردازند؛ منطقه‌ای کمتر توسعه‌یافته در شرق لندن که ساكنان آن عمدتاً مهاجران مسلمان آسيايى هستند. طى پانزده سال گذشته طرح‌هاى فرادَست متعددى برای بهسازى كالبدى اين منطقه از سوى بخش خصوصى و دولتى تهيه شده كه لزوماً به ارتقاى كيفيت زندگى ساكنان كنونى منجر نشده است. در آغاز، برگزاركنندگان پنج سايت مشخص را كه هر يك براى مطالعه يكى از موضوعات مهم طراحى و توسعه شهرى در نظر گرفته شده بود بين گروه‌ها تقسيم كردند. به نظر می‌رسيد ايده‌آل برگزاركنندگان، دستيابى به نگاه‎هایی نو و الگوهايى براى طراحى و توسعه شهرى در سايت‎هاى تخصيص يافته بود. پنج سرفصل اصلى عبارت بودند از طبيعت، فرهنگ، مراكز شهرى، مسكن و انتقال. من با دفتر دوگان-موریس تیم شده بودم و موضوع‌ تیم ما مسكن بود. نکته‌ قابل اشاره دیگر انتخاب برج بالفرون Balfron Tower در همان منطقه‌ پاپلِر به‌عنوان محل اسکان معماران مدعو بین‌المللی بود؛ یکی از ساختمان‌های شناخته‌شده دوره‌ معماری بروتال و از ساخته‌های ارنو گلدفینگر که اکنون چند سالی است در انتظار یک بازسازی اساسی تخلیه شده و هرازگاهی برای برنامه‌های رزیدنسی در اختیار هنرمندان قرار می‌گیرد.

نیم‌روز اول در دفتر دوگان-موريس به آشنایی گذشت. ابتدا آنها و سپس من پرزانته‌ای از کارهایی که با همکارانم در شرکت زاو انجام داده بودیم و برای این جلسه آماده شده بود، ارائه کردم. طى به اشتراك‌گذارى پيشينه‌ حرفه‌اى، اعتماد اوليه‌اى بر اساس نزدیکی پروژه فکری دو دفتر و وجود ادبيات و اهداف مشترك معمارانه حاصل شد. عصر روز اول به بررسى فردى و گروهى مدارك اوليه و مرجع پروژه كه از طرف برگزاركننده در اختيار گروه‌ها قرار گرفته بود، گذشت.

صبح روز دوم به اتفاق سایر گروه‌ها و به دعوت برگزاركنندگان، راهیِ بازديد از سايت و ملاقات با دست‌اندركاران مديريت شهرى و سرمايه‌گذاران بخش خصوصى فعال در منطقه شدیم. در این مجموعه بازدیدها و جلسات، هدف غاییِ برگزارگنندگان این برنامه، رسیدن به پیشنهاداتی برای طرح جامع روی سایت‌های مختلفِ ارائه شده اعلام شد.

در روز سوم و در اولين جلسه گروه برای تدوين چشم‌انداز كلى پروژه، تصميم ما هم مبتنی بر خواست کارفرما، تهيه طرح جامع براى سايت با محوريت توليد الگويى نو براى مسكن بود که امیدوار بودیم براساس برنامه‌ فیزیکی ارائه شده توسط کارفرما و از حین تضارب آرا و انتقال ایده‌ها در تیم ایرانی-انگلیسی حاصل شود. پس از  تدوين چشم‎انداز کار مطالعات و تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها را شروع کردیم. حوزه نفوذ پروژه را در سه مقياس محله، منطقه و شهر بررسى و تحلیل كرديم؛ جداره‌ها و نمادهاي شهرىِ سايت و همسایگی‌هایش را آنالیز کردیم و ... نظر من اين بود كه اين تحليل را حتى وراى تأثير پروژه بر شهر، در مقياس تأثيرگذارى و تأثيرپذيری‌هاى محتمل آن در لايه ديگرى مبتنى بر مطالعات فرهنگى و مردم‌شناسى هم انجام دهيم. با توجه به اينكه ساكنان منطقه مهاجر بودند، بايد به تفاوت فرهنگى مهاجران و شهروندان انگليسى ساير نقاط لندن توجه می‌کردیم، به طورى كه الگوى مسكن، سازماندهى آن و ارتباطش با فضاى شهرى براى آن دسته از کاربران قابل استفاده باشد. با اين باور پيشنهاد مطالعه ميدانى عمیق‌تر دادم.

با موافقت گروه، روز چهارم من و يكى دیگر از اعضا براى تعمیق مطالعه ميدانى به سايت پروژه بازگشتیم. اتفاقی که در دو روز تعطیلات آخر هفته‌ پیشِ رو هم تکرار شد. این تجربه‌ از نزديك و بلاواسطه‌ سايت و بررسى نحوه استفاده ساكنان منطقه از فضاهاى موجود شهرى موجب تغيير ديدگاهمان نسبت به ماهيت پروژه و نهايتاً بازبينى چشم‌انداز اوليه پروژه شد. 

ما دریافتیم که پارک محلی کاربرد چندانی ندارد. واضح بود كه طرح جامعى كه اين پارك را تجويز كرده، توجهى به فرهنگ ساكنان منطقه و استفاده‌كنندگان نداشته است. موضوع دیگری که توجه‌ را جلب و گفتگوی با ساکنین آن را تأیید کرد فضای ترسناک زيرگذر اتوبان‌ها بود که ما هم یکی از آنها را به‌عنوان یکی از دسترسی‌های اصلی در سایت‌مان داشتیم. مواجهه با موضوعات این‌چنینی برایم روشن کرد که نبايد با ديد از بالا براى اين پروژه طرح جامع پيشنهاد كنيم. بايد سبك زندگى مردم منطقه را بررسى می‌کردیم و در فرایند طراحی از پايين به بالا حرکت می‌کردیم: رویکردی مبتنی بر این باور که شهر يك پروژه نيست، يك سيستم است. سيستمى از تصميم‌هاى كوچك، اما مؤثر و متعدد. تصميم‌هايي كه هر كدام به نحوى گوشه‌اى از تجربه شهرى ساكنان منطقه را بهتر می‌كنند: بهتر كردن کیفیت فضاى يك زيرگذر، بازطراحی يك پارك شهرى موجود ولى بی‌استفاده، بازتعریف و بازطراحی کانال.

در پایان جلسه‌ بعدی که با همکاران انگلیسیم و با حضور خود جو موریس برگزار می‌شد گروه به اين نتيجه رسیده بود كه دوران طرح‌هاى جامع به سر آمده و امروز عصرِ مداخله سيستماتيك، استراتژيك و هوشمند براى بهسازى وضع موجود مناطق شهرى است. در انتهای جلسه جو موريس روى وايت برد نوشت «طرح جامع مرده!» شعاری که در روز آخر هم وقتى پروژه را براى برگزاركننده‌ها توضيح می‌داديم، جو صحبت‌هايش را با همان شروع کرد.

با این چرخش در رویکرد و تغییر در چشم‌انداز کلی پروژه، تصمیم گرفتیم به عنوان محصول نهايى و به جاى پيشنهاد طرح جامع، نقشه بزرگى از منطقه تهيه کنیم كه حاوى كلاژى از نمونه‌هاى موردى مداخله‌هاى خرد مقياس، اما مؤثر شهرى براى بهبود كيفيت زندگى شهروندان باشد و نام آن را نقشه برانگیزنده (emotive map) گذاشتیم. نتیجه اینکه در روزهای آینده هم دوباره و چندباره به سايت پروژه رفتیم و فهرستي از نقطه‌هاى مشكل‌دار و مناطق ظرفيت‌دار براى تدوین سناريوهاى شهرى تهيه كرديم. در دفتر يك نقشه بزرگ از منطقه پاپلِر تهیه شد و شروع كرديم به اجرای اسكيس‌هايى از نمونه مداخله‌هاى كوچك و مؤثر شهرىِ برآمده از مطالعات میدانی و سناریوهای استخراج‌ شده از آن بر روی این نقشه‌ بزرگ؛ مجموعه‌اى از اتودهاى دستى و كامپيوترى، نوشته‌ها و عكس‌هايى از سايت و تصاويرى از نمونه‌هاى موفق اين نوع مداخله در جاهای دیگر. روز آخر هم جو و مری دوگان (Mary Duggan) همه‌ اعضای دفترشان را دعوت به مشارکت در تکمیل این نقشه کردند.

روز ارائه‌ نهایی نقشه‌ بزرگِ آماده شده در حضور برگزاركنندگان و ساكنان منطقه در یک ساختمان عمومی از مجموعه برج بالفرون در همان منطقه پاپلِر ارائه شد. پس از نمایش پاورپوینت و صحبت و گفتگوی چند دقیقه‌ای در مقابل مدعوین، نقشه را روى یکی از ديوار‌های محوطه نصب كرديم و مقدار زیادی كاغذ، پرینت‌هایی از ايده‌هاى شهرى‌، عكس‌هاى مختلف سايت، قيچى، چسب، رنگ و ماژيك در دسترس مردم قرار دادیم و همزمان با ادامه كار خودمان روى كلاژ و چسباندن تصوير ايده‌هاى مختلف روى نقشه‌ بزرگ، از مردم هم دعوت كرديم تا در تکمیل این نقشه به ما ملحق شوند. بعضی‌ها همراه با ما شروع کردند به اضافه کردن اسکیس با این متریال‌ها، بعضی خواسته‌هایشان را در قالب كلمه و جمله روى نقشه نوشتند، بچه‌هاى كوچك نقاشى كشيدند و ... ساعات خوشایندی داشتیم در کنار ساكنان منطقه، که دعوت ما را به مشارکت در ایده‌پردازی اجابت کرده‌ بودند، و نهايتاً پروژه را به سكويي براي هم‌انديشی‌هاى معمارانه تبديل کردند. نتيجه نهايىِ حاصل، اتاق فكرى بود با شركت طراحان و استفاده ‌كنندگان طرح.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط