ساسان بهنام بختیار ایستاده در مقابل یکی از آثار آبستره اش
ساسان بهنام بختیار (عکس از گالری ساچی) ©

ساسان بهنام بختیار

در نمایشگاه نقاشی هنرمند ایرانی، ساسان بهنام بختیار، چیرگی و تسلط در به‌کارگیری رنگ‌ها و مهارتی بی‌نظیر در آمیختن سنت‌های اروپایی و ایرانی حضوری پررنگ دارد.

کارا کازانف

آن‌چه در وهله اول در نمایشگاه «وحدت کثرت» در گالری ساچیِ لندن، بیش از هر چیز نظر را به خود جلب می‌کرد، به‌کارگیری متبحرانه رنگ‌ها بود. رنگین‌کمانی از صورتی‌های محو، بنفش‌های سیر، سبزها و فیروزه‌ای‌های به‌شدت اشباع‌شده، آبی‌های کاشی‌های اسلامی، قرمزهای غروبین، نارنجی‌ها و زردهای لیموییِ روشن، فضای گالری را پوشانده بود. لحظه‌ای درنگ می‌بایست تا چشم با فضا سازگار شود؛ انگار که از فضایی بسته بیرون بروی و ناگهان با روشنایی روز مواجه شوی.

بعد از این‌که بر احساساتت غلبه کردی، کم‌کم متوجه می‌شوی که این شیوۀ ویژۀ کاربرد رنگ، ترفندی است برای برقراری نوعی توازن بین سنت‌های بسیار متفاوت نقاشی. آثار ساسان بهنام بختیار ملهم از تاریخ نقاشی اروپایی، به ویژه امپرسیونیسم، و همچنین سنت‌های ایرانی است که عرفان، مدیتیشن، و تکرار فرمیک را به هم پیوند می‌زند. او رویکردی کل‌گرایانه را دنبال می‌کند که بسیار بلندپروازانه است؛ و مادامی که این رویکرد جواب می‌دهد، به زیبایی به بار می‎نشیند.

همان‌گونه که از عنوان نمایشگاه نیز برمی‌آید، بهنام بختیار، نقاشی را شکلی از ممارست معنوی می‌پندارد؛ هم‌چون طی طریقی به سوی کمال. او هفت سال پیش، پس از حادثه‌ای مرارت‌بار، به مدیتیشن «کوندالینی» روی آورد و از آن زمان، همیشه از بهره‌مندی‌های تجربی و خلاقه‌ای که برایش به بار می‌آورد تحیر می‌کرد. او می‌گوید: «[در این فرآیند]، شروع می‌کنی به تمرکز بر این‌که مهربان‌تر و فداکارتر باشی، که خلق کنی به جای این‌که ویران کنی. من می‌خواهم این ایده را در سطحی وسیع عرضه کنم و به مردم بگویم، اگر سبکی متفاوت برای زیستن برگزینید، می‌توانید به وحدت و یگانگی برسید.»

این حالت روحی در برخی آثار وی با وضوحی بیشتر قابل مشاهده بود. یکی از نقاشی‌ها، فیگوری را، نشسته، در حال مدیتیشن در برابر یک درخت سرو به تصویر می‌کشید؛ درختی که در عین حال به پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی می‌مانست. این‌که این نقاشی تا چه حد می‌تواند حالتی معنوی را القا کند به مخاطب بستگی دارد. افزودن تمثال‌های رازورزانه، لزوماً یک نقاشی را ماورایی‌تر نمی‌کند. دیگر آثار وی در نمایشگاه، به اندازۀ کافی استوار و متبحرانه می‌نمودند، چه به واسطۀ مواد به کاررفته در آن‌ها، چه به واسطۀ تصاویری مهیج که به طرزی آشکار نمادین نبودند.

یکی از این نقاشی‌ها، «همراه با اصالت و آزادی» بود؛ بومی بزرگ که سایه‌نمای دو اسب را نشان می‌دهد و یادآور «اسب‌ها»ی سوزان روتنبرگ است. با نگاهی دقیق‌تر معلوم می‌شود که اسب‌ها کلاژی از عکس‌های فرش‌های ایرانی هستند. ردپای الگوهای فرش در زیر لایه‌های رنگی آبی، نارنجی و بنفش قابل رؤیت است؛ کاری ظریف که هر مخاطب حساس و ژرف‌اندیشی را به خویش می‌خواند.

فرآیند تکنیکی نهفته در پس این نقاشی‌ها، تداعی‌گر تکنیک‌های فرش‌بافان است؛ با بوم‌هایی که الگوها و نوع بافت مخصوص به خودشان را دارند. می‌توان تصور کرد نقاش، کاردک نقاشی را به رنگ آغشته و به آرامی بر سطح بوم غلتانده، در فواصلی مکث کرده و آن را بر بوم فشرده تا خط‌وطی افقی و عمودی خلق کند. او این عمل را صدها بار انجام می‌دهد. وی با حرکت کاردک روی بوم، از چپ به راست و از بالا به پایین، فرشینه‌ای از نوارهای رنگین به‌هم‌پیوسته را شکل می‌دهد. این نوارهای رنگین کمابیش در هم تنیده‌اند، درست همان‌طور که بافت یک فرش می‌تواند فشرده شود یا بگسترد. ماحصل کار به عتیقه‌ای اعلا می‌مانَد؛ به‌سانِ فرشی که در بخش‌هایی‌ از آن، تاروپودش در گذر زمان از بین رفته باشد.

در اثری دیگر با عنوان «گردباد زندگی»، که یکی از قوی‌ترین کارهای نمایشگاه است، به نظر می‌رسد تکنیک بصری بهنام بختیار به اکتشاف نور متمایل است. در اینجا او، به جای نقاشی کردن بر اساس یک ترکیب‌بندی از پیش‌تعریف‌شده، لایه‌های رنگ را مدام افزوده و پاک کرده تا به یک توازن فرمیک برسد؛ توازنی که تنها به شکل‌ها وابسته نیست. رنگ‌ها و شکل‌ها، و حتی امکان فیگورها یا یک چشم انداز، به ناگاه از تابلو بیرون می‌جهد و باز پس می‌نشیند. در سمت چپ تصویر، طرحی مبهم از یک انسان نشسته دیده می‌شود. تابلو به شدت خیره‌کننده است؛ همچون نگاه کردن به ابری غبارآلود که زیر تلألؤ خورشید می‌چرخد و مدام در حال حرکت است. این تابلو حتی می‌تواند یک باغ رنگارنگ از یک نقاشی ایرانی قرن هجدهمی را برای مخاطب تداعی کند.

پیدایش و ناپدید شدن نور در یک چشم‌انداز، موضوع دو نقاشی دیگر در این نمایشگاه است: «بازتاب دوزخی» و «در جستجوی نور». هر دو می‌توانند تصاویری از یک شهر باشند، احتمالاً یک شهر مشابه آرمیده در غروب آفتاب یا سپیدۀ صبح. تأثیر رنگ‌های مواج، درخشان و منشورگون در این آثار، بی‌شباهت به سری «تیمز» ادوارد مونه نیست؛ سکانس‌هایی که ساختمان پارلمان لندن را در زمان‌های مختلفی از روز نشان می‌دهند. بازتولید فرش ایرانی، به صورت نوارهایی عمودی و نازک در خط افق، دیگربار در این آثار خود را بروز می‌دهد. این لایه‌های عمودی و نازک می‌تواند حضور مردم یا فرهنگ در یک منظر شهری را نشان دهد. در اینجا حسی آشنا وجود دارد؛ انگاری هنرمند در این شهر و ساکنانش برای مدت زمانی طولانی تعمق کرده است.

 

همراه با اصالت و آزادی
همراه با اصالت و آزادی ©

ساسان بهنام بختیار

بازتاب دوزخی
بازتاب دوزخی ©

ساسان بهنام بختیار

در جستجوی نور
در جستجوی نور ©

ساسان بهنام بختیار

بهنام بختیار در فرانسه متولد شده و در پاریس و ایران رشد کرده است. او هم‌اکنون در سنت ژان کپ فرا در جنوب فرانسه، زندگی می‌کند؛ جایی که استودیوی خود و همچنین «بنیاد بهنام بختیار» (سازمانی با هدف حمایت از هنرمندان معاصر ایران) را تأسیس کرده است. می‌توان تصور کرد که او زمان زیادی را صرف مشاهدۀ رنگ‌ها و سایه‌های مناظر پیرامون‌اش کرده و آن‌ها را به بوم‌های خود تنیده است، خواه آگاهانه یا ناخودآگاه؛ آبی روشن را از آسمان بر فراز کوه‌های زاگرس وام گرفته، نارنجی‌ها و صورتی‌ها را از اطراف ساحل دریای مدیترانه، و همچنین قرمزها و بنفش‌ها را در فرش‌های ایرانی جسته است.

نمایشگاه «وحدت کثرت» این سطور از شاعر و نویسندۀ آمریکایی، الیزابت بیشاپ را به ذهن متبادر می‌کند: «برای توپوگرافی [عوارض طبیعی زمین] فرقی نمی‌کند؛ شمال به همان نزدیکی‌ست که غرب. از رنگ‌های مورخان ظریف‌تر، رنگ‌های نقشه‌نگاران است.» ساسان بهنام بختیار تا حدی مثل نقشه‌نگار شعر الیزابت است؛ در جستجوی وحدتی برابری‌گرایانه بین کشورهای کاملاً متفاوت و ناهم‌خوان، آن هم نه از طریق نوعی رابطۀ تاریخی، بلکه با توجه به این واقعیت که فضایی مادی (فیزیکی) را با هم به اشتراک می‌گذارند. البته که چیزی جذاب در این ایده نهفته است. در حالی‌که ایدۀ «وحدت» ممکن است تا حدی آرمانی به نظر برسد، نمایشگاه بهنام بختیار حسی از شادابی و طراوت را در مخاطب برمی‌انگیزاند.

 

این نوشته نظریات شخص نویسنده را بیان می‌کند و شورای فرهنگی بریتانیا تنها بستری برای تبادل نظر فراهم کرده‌است. لطفاً نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود را به آدرس underline@britishcouncil.org و یا به صفحه فیسبوک ما بفرستید. از این پس نیز می توانید با عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام ما مطالب مجله ی آندرلاین را دنبال کنید.

موضوعات مربوط

موضوعات مرتبط